
وقتی عشق زیر بار روزمرگی کم میآورد
عشق برخلاف آنچه در قصهها میبینیم، قرار نیست همیشه با همان هیجان روزهای اول باقی بماند. آدمها تغییر میکنند، مسئولیتها بیشتر میشود، خستگی وارد زندگی میشود و گاهی دغدغههای مالی، فرزندان، کار و هزاران مسئله دیگر، جایی برای «ما» باقی نمیگذارد.اما عشق اگرچه ممکن است شکلش تغییر کند، میتواند عمیقتر شود، به شرط آنکه برایش وقت بگذاریم.
بسیاری از فاصلهها از جایی آغاز میشوند که دیگر حرف نمیزنیم، نه اینکه حرفی برای گفتن نداشته باشیم، اتفاقاً حرف زیاد داریم، اما مطمئن نیستیم کسی قرار است واقعاً گوش بدهد.گاهی هم به جای شنیدن، آماده پاسخ دادنیم، به جای فهمیدن، قضاوت میکنیم و به جای اینکه خودمان را لحظهای جای دیگری بگذاریم، میخواهیم ثابت کنیم حق با ماست.
زندگی مشترک با تفاوتها ساخته میشود، نه با شباهت کامل. دو انسان با دو خانواده، دو تربیت، دو جهان ذهنی و دو نگاه متفاوت قرار است سالها کنار هم زندگی کنند.بنابراین اختلاف نظر عجیب نیست، چیزی که اهمیت دارد، نحوه برخورد با اختلافهاست.نباید عشق را با بیتوجهی، تحقیر، مقایسه، طعنه، سکوت طولانی و پرخاشگری فرسوده کنیم. آدمی که هر روز احساس میکند دیده نمیشود، شنیده نمیشود و ارزش زحماتش نادیده گرفته میشود، ممکن است روزی در همان خانهای که زمانی برایش امنترین جای دنیا بود، احساس غربت کند.
عاشق شدن هنر نیست، عاشق ماندن، هنر است
یک روانشناس با بیان اینکه طبیعی نیست میزان عشق و علاقه زوجین در ابتدای رابطه تا پایان زندگی مشترک بدون تغییر باقی بماند، گفت: میزان عشق و علاقه زوجین در طول زندگی مشترک دچار نوسان میشود و طبیعی است که زوجین در ابتدای رابطه و پس از رسیدن به یکدیگر، شوق وصال، هیجان و شور بیشتری داشته باشند، اما مهم این است که به گونهای زندگی کنیم که از عشق خود مراقبت کنیم.
مرتضی عزیزی اظهار کرد: رابطه زناشویی مانند یک کودک نیازمند مراقبت است. عاشق شدن هنر نیست و میتوان درباره آن مباحث فلسفی مختلفی مطرح کرد، اما از نظر من، عاشق شدن هنر نیست، هنر، عاشق ماندن است.وی ادامه داد: پس از دوران مجردی، طبیعی است که فرد با ازدواج با شرایطی مواجه شود که بخشی از آزادیها و هیجانات دوران مجردی را تغییر دهد، چراکه ازدواج بنا بر تعریف، همراه با مسئولیت و محدودیتهایی است که فرد باید آنها را بپذیرد.عزیزی با بیان اینکه روان انسان زمانی میتواند به خوبی محبت کند که از افکار و دغدغههای مختلف رها باشد، گفت: زوجین ممکن است در آغاز زندگی مشترک به صورت ناآگاهانه برخی اقدامات و اصول لازم برای مراقبت از رابطه را رعایت نکنند و در نتیجه، رابطه آنها به مرور زمان سرد شود.
گفتوگو، یکی از راههای زنده نگه داشتن رابطه عاطفی
این روانشناس با تأکید بر اهمیت گفتوگو در زندگی مشترک، افزود: اگر میخواهیم رابطه عاطفی خود را مراقبت کنیم و دوام داشته باشد، یکی از مهمترین راهها گفتوگو است، متأسفانه آمار گفتوگوی زوجین با یکدیگر در کشور ما بسیار پایین است.وی با اشاره به اینکه زوجین ایرانی به طور میانگین روزانه حدود هشت دقیقه با یکدیگر صحبت میکنند، اظهار کرد: این میزان بسیار کم است و بخش قابل توجهی از همین گفتوگو نیز به مسائل روزمره اختصاص دارد. در حالی که در آمارهای جهانی، میانگین گفتوگوی زوجین حدود ۳۰ دقیقه در روز عنوان شده است.
عزیزی ادامه داد: زوجین باید هر روز حدود ۳۰ دقیقه را بدون حضور موبایل و سایر عوامل حواسپرتی در کنار یکدیگر سپری کنند و با هم صحبت کنند. محتوای گفتوگو نیز نباید هر روز فقط درباره فرزندان و مسائل مربوط به آنها باشد، زوجین باید بخشی از زمان خود را نیز برای رابطه خود اختصاص دهند و درباره خودشان، احساسات و دغدغههایشان صحبت کنند.
وی با بیان اینکه نبود گفتوگو معضل بزرگی در روابط زوجین است، خاطرنشان کرد: ما باید رابطه خود را زنده نگه داریم. کسی که همچنان درگیر غرور است، بهتر است مجرد بماند، چراکه فردی که ازدواج میکند باید بتواند غرور خود را کنار بگذارد. عشق یعنی شکستن غرور، نه له کردن غرور.این روانشناس با تأکید بر اهمیت عمل در کنار گفتار، گفت: بهترین حرفی که یک فرد میتواند بزند، عمل اوست، در غیر این صورت بسیاری از افراد حرفهای خوبی میزنند، اما در عمل به آنها پایبند نیستند.
قدردانی، حلقه مفقوده روابط زوجین
عزیزی با اشاره به عوامل دیگری که به رابطه زوجین آسیب میزند، اظهار کرد: یکی از این عوامل، قدردانی نکردن از یکدیگر است. زوجین گاهی کارهای روزمره یکدیگر را وظیفه میدانند. شاید از نظر حقوقی بتوان برخی امور را وظیفه افراد دانست، اما باید این نگاه را در رابطه کنار بگذاریم و کارهایی را که همسرمان انجام میدهد ببینیم و از آنها قدردانی کنیم، نباید زحمات یکدیگر را عادی تلقی کنیم.
وی بیتوجهی را عامل آسیبزای دیگر در رابطه دانست و افزود: گاهی زوجین از لحاظ عاطفی نسبت به یکدیگر بیتوجه میشوند، در حالی که بیتوجهی میتواند عشق را از بین ببرد.
این روانشناس ادامه داد: پرخاشگری نیز از دیگر عواملی است که به رابطه آسیب میزند، این پرخاشگری میتواند کلامی یا عملی باشد. توهین، تحقیر، عیبجویی، ایراد گرفتن و حتی غیبت کردن درباره همسر نباید در رابطه وجود داشته باشد، چراکه این رفتارها تهدیدی برای رابطه زوجین هستند. ایراد گرفتن میتواند نوعی پرخاشگری پنهان باشد، این رفتارها نشان میدهد که حال رابطه خوب نیست.
وی با تأکید بر اینکه وجود مشکل در زندگی مشترک امری طبیعی است، اظهار کرد: زندگی که در آن هیچ مشکلی وجود نداشته باشد، باید محل تردید باشد، چراکه تفاوتها میان انسانها وجود دارد. مسئله اصلی این نیست که زوجین مشکل دارند یا ندارند، بلکه مهم، نحوه حل مشکلات و تعارضات است.
این روانشناس بر ضرورت تقویت مهارت گوش دادن در میان زوجین تأکید کرد و گفت: باید هنر گوش دادن داشته باشیم، اما متأسفانه در بسیاری از موارد این هنر را نداریم، نه برای فرزندان و نه برای همسر خود.وی افزود: هنر گوش دادن یک تکنیک روانشناسی است. حتی اگر فردی حرف اشتباهی میزند، باید به او گوش دهیم تا بتواند احساسات خود را تخلیه کند و احساساتش سرکوب نشود. شنیده شدن و فرصت بیان احساسات، بخش مهمی از یک ارتباط سالم است.
بیتفاوتی، آفت زندگی زناشویی
عزیزی با اشاره به اهمیت توجه به تغییرات عاطفی در رابطه، گفت: زمانی که متوجه میشویم یکی از زوجین دچار بیتفاوتی شده است، باید آن را جدی بگیریم، چراکه بیتفاوتی آفتی برای زندگی زناشویی است.وی ادامه داد: یکی از وظایف آقایان تأمین مسائل مالی خانواده است، اما این تنها وظیفه آنها نیست. در کنار تأمین مسائل مالی، باید زمانی را نیز برای خانواده اختصاص دهند، با اعضای خانواده صحبت کنند و در زندگی عاطفی خانواده حضور داشته باشند.این روانشناس خاطرنشان کرد: بانوان نیز نباید همسر خود را تنها به عنوان یک کارت بانکی ببینند، رابطه زوجین فراتر از مسائل مالی است و هر دو طرف باید برای ارتباط عاطفی و حضور در کنار یکدیگر وقت بگذارند.
مقایسه کردن، آفت عشق است
عزیزی با تأکید بر اینکه زوجین نباید یکدیگر را با دیگران مقایسه کنند، گفت: مقایسه کردن آفتی برای عشق است و میتواند حسادت را به وجود آورد، یکی از ریشههای حسادت نیز مقایسه کردن است. البته یک مورد وجود دارد که در آن میتوانیم زندگی خود را مقایسه کنیم و آن، مقایسه با گذشته خودمان است. افراد میتوانند زندگی امروز خود را با دو یا سه سال قبل مقایسه کنند و ببینند از نظر عاطفی، میزان پختگی و حتی شرایط مالی چه تغییری کردهاند، در اینجا مقایسه کردن میتواند مفید باشد.
این روانشناس ادامه داد: اشتباهی که در مقایسه کردن داریم، اصطلاحاً «قیاس معالفارق» است، یعنی فرد خود را با کسی مقایسه میکند که شرایط مشابهی با او ندارد. برای مثال، فردی که ۲۰ سال دارد، خود را با فردی ۴۵ ساله مقایسه میکند، در حالی که این دو نفر در شرایط سنی و زندگی متفاوتی قرار دارند.
رازداری، نخستین اصل در حفظ حریم زندگی مشترک
عزیزی در ادامه با اشاره به یکی دیگر از آسیبهای روابط زوجین، گفت: علاوه بر همه این آفتها، افشای مسائل خصوصی و عدم رازداری نیز میتواند به رابطه آسیب جدی وارد کند زوجین نباید مشکلات زندگی مشترک خود را برای دیگران بازگو کنند. اگر مشکلی دارند، باید یا خودشان برای حل آن تلاش کنند یا از متخصص مربوطه کمک بگیرند، نه اینکه مشکلات خود را با فامیلهای دور و نزدیک در میان بگذارند، وقتی زوجین مشکلات خود را با اطرافیان در میان میگذارند، ممکن است آنها نیز بر اساس تجربه زیسته و برداشت شخصی خود راهکاری ارائه دهند که نهتنها مشکل را حل نکند، بلکه شرایط را بدتر کند.
عزیزی خاطرنشان کرد: زوجین برای حفظ و تقویت رابطه خود باید در صورت امکان مطالعات روانشناختی داشته باشند، کتاب بخوانند و برای ارتقای کیفیت رابطه عاطفی خود تلاش کنند، چراکه یک رابطه سالم نیز مانند هر بخش دیگری از زندگی نیازمند مراقبت، یادگیری و توجه مستمر است.
خانوادهای که در آن گفتوگو صورت نمیگیرد، فضای امن خود را از دست داده است
یک روانشناس دیگر نیز گفت: خانوادهای که در آن گفتوگو شکل نمیگیرد و اعضای آن روزهای خود را در سکوت سپری میکنند، بهتدریج فضای امن خود را از دست داده و با چالشهای مختلفی مواجه خواهد شد.معصومه آجودانی با تأکید بر اهمیت گفتوگو در ایجاد صمیمیت میان اعضای خانواده، اظهار کرد: اگر بخواهیم صمیمیت و ارتباط مؤثر در خانواده حاکم باشد، گفتوگو یکی از مهمترین عوامل آن است، اما در کنار گفتوگو باید اصول صحیح برقراری ارتباط نیز رعایت شود، چراکه گفتوگویی که به شیوه صحیح انجام نشود، میتواند به جای ایجاد صمیمیت، زمینهساز تنش شود.
وی ادامه داد: هر گفتوگویی با موانعی مواجه است و اگر بتوانیم این موانع را برطرف کنیم، ارتباط بسیار مؤثری میان اعضای خانواده شکل خواهد گرفت. یکی از مهمترین موانع، بیتوجهی به صحبتهای طرف مقابل است، بهگونهای که زن یا مرد هنگام صحبت همسر خود، به جای گوش دادن، ذهن خود را درگیر موضوعات دیگر میکند. در حالی که هنگام گفتوگو باید تا حد امکان موانع کنار گذاشته شده و ارتباط چشمی و توجه کامل میان افراد برقرار باشد.
این روانشناس افزود: گاهی اعضای خانواده به جای تمرکز بر صحبتهای یکدیگر، از قبل پاسخی را در ذهن خود آماده کرده و با پیشداوری به صحبتهای طرف مقابل گوش میدهند. همچنین حاضر نیستند خود را جای همسر قرار داده و موضوع را از زاویه دید او ببینند، در حالی که درک متقابل و تلاش برای دیدن مسائل از نگاه طرف مقابل، نقش مهمی در کاهش تنشهای خانوادگی دارد.
آجودانی با بیان اینکه تصمیم زوجین یا فرزندان برای قطع گفتوگو با یکدیگر، یکی از آسیبزاترین شرایط در خانواده است، گفت: زمانی که اعضای خانواده تصمیم میگیرند دیگر با یکدیگر صحبت نکنند، در واقع بدترین فضا را برای خود و یکدیگر ایجاد کردهاند، چراکه دیگر گوش شنوایی برای شنیدن دغدغهها و مشکلات یکدیگر وجود ندارد.این روانشناس خاطرنشان کرد: یکی از بدترین اتفاقاتی که میتواند در یک خانواده رخ دهد، حاکم شدن سکوت و قطع ارتباط میان اعضای خانواده است چراکه خانواده زمانی میتواند نقش حمایتی خود را ایفا کند که اعضای آن بتوانند بدون ترس و نگرانی، مسائل و دغدغههای خود را با یکدیگر در میان بگذارند.
شنیده شدن، نیاز مهم اعضای خانواده در گفتوگو
آجودانی با ارائه راهکاری برای تقویت گفتوگو در خانواده، گفت: هر خانواده میتواند زمان مشخصی را در طول روز برای گفتوگو تعیین کند تا اعضای خانواده در آن زمان بدون حواسپرتی و دغدغههای دیگر، با یکدیگر صحبت کرده و مسائل، مشکلات و نگرانیهای خود را مطرح کنند. این کار کمک میکند دغدغهها و مسائل ذهنی افراد انباشته نشده و گرههای ارتباطی میان اعضای خانواده شکل نگیرد.
وی با اشاره به یکی از تفاوتهای روانشناختی میان زنان و مردان در گفتوگو، اظهار کرد: گاهی تفاوت در هدف از گفتوگو باعث میشود زوجین در برقراری ارتباط با یکدیگر دچار مشکل شوند، به این معنا که مردان ممکن است گفتوگو را بیشتر با هدف تبادل اطلاعات و رسیدن به نتیجه دنبال کنند، در حالی که برای بسیاری از زنان، خود برقراری ارتباط و احساس شنیده شدن اهمیت بیشتری دارد. اگر زوجین نسبت به این تفاوت آگاهی داشته باشند و هدف یکدیگر از گفتوگو را درک کنند، میتوانند ارتباط مؤثرتر و گفتوگوی بهتری با یکدیگر داشته باشند.
