
زیر «تختجمشید» چه خبر است؟
پیش از ساخت کاخها، کوه را مهندسی کردند
تخت جمشید روی دشتی صاف ساخته نشده است. سازندگان ابتدا دامنه کوه را به سکویی وسیع تبدیل کردند؛ سکویی که بخشی از آن از بستر طبیعی کوه تشکیل شده و بخش دیگر با سنگ و مصالح پر شده است.دانشنامه ایرانیکا ابعاد تقریبی این صفه را حدود ۳۰۰ در ۴۵۵ متر ذکر میکند. فرورفتگیهای بستر سنگی با خاک، سنگ و قطعات بزرگ سنگ پر شد و برای ایجاد بخشهایی از دیواره صفه (سکوی عظیم سنگی و همواری که مجموعه کاخها و تالارها روی آن ساخته شدهاند)، تختهسنگهای عظیم تراش خوردند و کنار یکدیگر قرار گرفتند. نکته جالب این است که در قسمتهایی از این سازه، سنگها بدون ملات به هم متصل شدهاند و برای تثبیت آنها از بستهای فلزی استفاده شده است.
در واقع پیش از آنکه کاخها ساخته شوند، مهندسان باستان باید مسئلهای بسیار بنیادیتر را حل میکردند: چگونه سطحی بزرگ، پایدار و مناسب برای تحمل مجموعهای عظیم در دامنه کوه ایجاد کنند؟
شهری که زیر پایش یک شبکه پنهان داشت
شاید جذابترین بخش مهندسی تخت جمشید، شبکه هدایت آب زیر مجموعه باشد که گردشگر معمولاً آن را نمیبیند.بارندگی روی چنین صفه بزرگی میتوانست مشکل جدی ایجاد کند. جمع شدن آب در کنار ساختمانها، نفوذ آن به زیر سازهها و جاری شدن آب از دامنه کوه، در درازمدت میتوانست به بناها آسیب بزند. سازندگان برای این مشکل شبکهای از کانالها و آبراههها ایجاد کردند که بخشهایی از آن مستقیماً در سنگ بستر تراشیده شده بود.
ایرانیکا از کانالهایی در دامنه کوه یاد میکند که آب باران را به خندقی در پشت دیوار شرقی و سپس به دشت هدایت میکردند. همچنین چاهی حدود ۲۶ متر عمق در دل سنگ ایجاد شده بود که با سامانه دفع آب ارتباط داشت. حتی درون برخی دیوارهای ضخیم، مجراهای عمودی تعبیه شده بود تا آب سقفها را به کانالهای زیرزمینی برساند.
کاوشهای باستانشناسی نیز تونلها و کانالهایی را در زیر صفه آشکار کردهاند. گزارشهای مؤسسه شرقشناسی دانشگاه شیکاگو از تونلی تراشیدهشده در سنگ با ارتفاعی تا حدود دو متر خبر میدهند؛ بخشی از شبکه پیچیدهای که در زیر مجموعه امتداد داشته است. به بیان ساده، بخشی از فناوری تخت جمشید زیر تخت جمشید پنهان شده بود.
ستونهای ۲۰ متری با آن ظاهر باریک
بعد از زمین و آب، نوبت به مسئله دیگری میرسید: چگونه سقف تالارهای بسیار بزرگ را نگه دارند؟آپادانا و دیگر تالارهای تخت جمشید فضاهایی وسیع داشتند و سازندگان برای پوشاندن آنها از ستونهایی بلند استفاده کردند. یونسکو به یکی از ظریفترین ابتکارهای معماری مجموعه اشاره میکند: معماران با سبکتر کردن سقف و استفاده از تیرهای چوبی توانستند تعداد ستونها را کاهش دهند و در عین حال ستونهایی با ظاهر بسیار کشیده بسازند.
براساس اطلاعات یونسکو، برخی ستونها حدود ۲۰ متر ارتفاع داشتند، در حالی که قطر آنها حدود ۱.۶ متر بود؛ نسبتی که برای چنین سازه عظیمی چشمگیر است. سرستونهای مشهور دوگاو نیز صرفاً تزئین نبودند؛ محل قرار گرفتن تیرهای سقف با ساختار سرستون ارتباط داشت.
بنابراین چیزی که امروز ممکن است فقط بهعنوان زیبایی معماری دیده شود، بخشی از راهحل مهندسی ساختمان بوده است.
سنگهایی که فقط روی هم گذاشته نشده بودند
ابعاد بعضی قطعات سنگی تخت جمشید سؤال دیگری ایجاد میکند: بدون جرثقیلهای امروزی چگونه سنگهای بزرگ استخراج، حمل، بالا برده و با چنین دقتی نصب میشدند؟تمام جزئیات روشهای اجرایی آن دوران برای ما روشن نیست، اما آثار باقیمانده نشان میدهد سنگها پس از استخراج با دقت تراشیده و در جای خود تنظیم میشدند. در بخشهایی نیز بستهای فلزی قطعات سنگ را به یکدیگر متصل میکردند.
نکته مهم این است که ساخت تخت جمشید فقط به معنای داشتن نیروی انسانی فراوان نبود. پروژهای در این ابعاد نیازمند اندازهگیری، برنامهریزی، تقسیم کار، تأمین مصالح و هماهنگی میان سنگتراشان، نجاران، فلزکاران و دیگر استادکاران بوده است. حتی ترتیب ساخت اهمیت داشت؛ شبکههای زیرزمینی طبیعتاً باید پیش از تکمیل ساختمانهایی که روی آنها قرار میگرفتند طراحی و اجرا میشدند.
راز ۲۵۰۰ سال ماندگاری چیست؟
البته تخت جمشید به شکل اولیه خود باقی نمانده است. سقفهای چوبی از میان رفتهاند، بسیاری از ساختمانها و ستونها تخریب شدهاند و مجموعه طی قرنها در معرض فرسایش و عوامل طبیعی قرار داشته است. بنابراین نباید ماندگاری آن را به معنای مقاومت کامل بنا در برابر زمان دانست.آنچه شگفتانگیز است، کیفیت آن چیزی است که باقی مانده؛ از صفه عظیم و دیوارهای سنگی تا ستونها، پلکانها، نقشبرجستهها و بخشهایی از سامانه دفع آب.
همین ویژگیها باعث شد تخت جمشید در سال ۱۹۷۹ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شود. یونسکو حتی در توصیف ارزش جهانی آن، مشخصاً از «فناوری ساخت» در کنار معماری، شهرسازی و هنر نام میبرد.شاید به همین دلیل، بعد از حدود ۲۵ قرن هنوز میتوان تخت جمشید را نه فقط مثل یک اثر تاریخی، بلکه مانند یک پروژه مهندسی تماشا کرد؛ پروژهای که سازندگانش ابتدا کوه را به سکویی عظیم تبدیل کردند، برای آب راهی در دل سنگ ساختند و سپس تالارهایی برپا کردند که ستونهایشان هنوز بر فراز دشت مرودشت ایستادهاند.
