
چرا دلواپسان از افشاگری عراقچی عصبانی شدند؟
به گزارش رویداد۲۴،عراقچی در این مصاحبه دست روی زخمی گذاشت که مدتهاست بر پیکر امنیت ملی کشور وارد شده؛ او از «وجود حفرههای امنیتی» سخن گفت. حفرههایی که به اذعان صریح وزیر خارجه نهتنها به نشت اطلاعات منجر شده، بلکه در «جهتدهی به تصمیمسازیها» و «فضای روانی مسئولان» نیز نقش ایفا میکنند. اما پاسخ طیف رادیکال و تندرو به این آسیبشناسی مسئولانه، هجمهای سنگین، هماهنگ و پرحجم علیه عباس عراقچی بود. تندروها که ظاهراً بیان حقیقت برایشان تلختر از واقعیتهای موجود است، بهجای خشمگین شدن از اصل وجود نفوذ، از بیان و اعتراف به آن برآشفتهاند و تمام توان خود را به کار گرفتهاند تا واقعیتهای ملموس را پشت اتهامزنیهای سیاسی پنهان کنند.
تا کجا میتوان سر زیر برف کرد؟
اصلیترین خط هجمه تندروها به عراقچی، متهم کردن او به ارائه سیگنال به دشمن و تضعیف روحیه ملی است. اما سوال اساسی از این جریان این است که در شرایطی که کشور تحولات سهمگینی، چون جنگ ۱۲ روزه، حمله ۹ اسفند و شهادت آیت الله خامنهای، ترور فرماندهان ارشد و مقامات عالیرتبه را از سر گذرانده، چگونه میتوان وجود حفره امنیتی و نفوذ را انکار کرد؟ مگر ضربات اطلاعاتی ماههای اخیر محصول غیبگویی دشمن بود؛ غیر از این است با تکیه بر همین نفوذ و باگهای ساختاری، کار به اینجا رسیده است؟! انکار وجود این حفرهها از شدت تهدید دشمن میکاهد یا برعکس، سر فرود آوردن در برابر تهدیدات آتی است؟ هشدار عراقچی عین دلسوزی و واقعبینی بود. طیف رادیکال، اما باور ندارند که تشخیص بیماری نخستین گام برای درمان آن است لذا ترجیح میدهند که سرشان را زیر برف کرده و اصل موضوع را منکر شوند.
صفآرایی علیه عراقچی؛ از صداوسیما تا رسانههای اصولگرا
با نگاهی به حجم و ادبیات واکنشهای جریان اصولگرا و رادیکال، ابعاد این هجمه سازمانیافته به خوبی روشن میشود. حمله به وزیر خارجه از همه جناحهای این طیف، از صداوسیما گرفته تا فعالان فضای مجازی و رسانههای رسمی کلید خورده است. در همین راستا، سید مهدی خانعلیزاده، مجری صداوسیما، با اتخاذ تندترین مواضع، وزیر خارجه را به خودسری متهم کرد و مدعی شد که سید عباس عراقچی در سفر به عمان به صورت شخصی و هماهنگ نشده پیشنهاد داده تا یک دالان میانی بدون مدیریت هیچ کشوری در تنگه هرمز برای عبور کشتیها باز شود که در حکم نقض جدی حاکمیت ملی ایران بود. او ادامه داد آمریکا این پیشنهاد را پذیرفت و از عراقچی خواست که یک بیانیه در این زمینه صادر کند، اما تهران وقتی از این مسئله باخبر شد با آن مخالفت کرد.
از سوی دیگر، الهام ستاری، فعال اصولگرا، در یادداشتی با عنوان «از روایت تا خوراک راهبردی» مدعی شد سخنان عراقچی نقشه نقاط کور دفاعی را در اختیار دشمن قرار داده است. او تاکید کرد وقتی عراقچی از حفرهای امنیتی سخن میگوید که هنوز برطرف نشده و بر فضای روانی کشور اثر میگذارد، عملاً نقشه نقاط کور دفاعی را در اختیار تحلیلگران دشمن قرار میدهد و تصریح او به اطلاع دشمن از همزمانی جلسات کلیدی در بیت رهبری، به معنای آگاهی از الگوی تصمیمسازی است.
او همچنین با حمله به سازندگان مستند، پرسید چطور هر مستندی از موگویی و شمقدری منتشر میشود، خوراک بیگانگان را راحت جلوی دستشان میگذارد و کسی با آنها کاری ندارد. ستاری تاکید کرد ارائه این جزئیات در شرایطی که اسناد جنگ هنوز در طبقهبندی امنیتی محفوظ است، گرههای کور اطلاعاتی را برای دشمن گشوده و سکوت راهبردی، هوشمندانهترین روایت ممکن بوده است.
در ادامه این حملات، محمد خوشچشم، کارشناس صداوسیما، با ادبیاتی کمسابقه تحلیلهای دیپلمات ارشد کشور را به تحلیلهای راننده تاکسیها تشبیه کرد. او با ابراز نگرانی از اینکه شاید این تحلیلها از طریق حفرههای امنیتی به خود عراقچی القا شده باشد، گفت عراقچی از باگ امنیتی و جاسوس میگوید و خودش اضافه میکند که نفوذیها در جهتگیریهای تصمیمگیری هم مداخله دارند.
خوشچشم با به چالش کشیدن سخنان وزیر خارجه افزود این حرف که اگر ۱۰ روز زودتر آتشبس میشد لاریجانی و خطیب و همه زنده بودند، یعنی باید در اسفند هرچه آمریکا میخواست و ۴ تا جزیره هم میدادیم تا همه زنده باشند که با این منطق اگر خوزستان را هم به صدام داده بودیم جنگ تحمیلی هشت ساله، آنقدر طول نمیکشید. او این استدلالها را دمدستی و بزنبهادری خواند و اظهار داشت از مسئولی در این رده بعید است که چنین تحلیلهایی ارائه دهد و باید دید چه کسانی این جریان فکری را تغذیه میکنند.
همزمان، مسعود فروغی، قائممقام مدیرمسئول روزنامه فرهیختگان، سخنان عراقچی را غیرمسئولانه و ضدوحدت خواند و مدعی شد آقای عراقچی که در سیاست خارجی نتوانسته دلها را به دست آورد، خواسته برای خودش تخصص دیگری درست کند و انگار میخواهد برای انتقادهایی که به سمتش میشود تعبیر امنیتی بسازد.
کیان عبداللهی، سردبیر خبرگزاری تسنیم نیز با تاختن به سخنان وزیر خارجه اظهار داشت وقتی این حرف عراقچی باور و پذیرفته شود، چیزی برای جمهوری اسلامی باقی نگذاشته و هر ایده و سیاستی حفره امنیتی تعریف شده و بنیان سازمان سیاسی و رابطه مردم و حاکمیت در نظم سیاسی موجود را برهم میزند. به گفته او این مصاحبه چند نمره منفی برای خود عراقچی به همراه داشته است.
در ادامه همین خط هجمهها، روزنامه «جوان» نیز وارد میدان شد و با لحنی کنایهآمیز به انتقاد از وزیر خارجه پرداخت. این روزنامه اصولگرا نوشت که تایید اطلاعات، بیان جزییات روز شهادت رهبری یا عدم ارتباط وزیر خارجه با ایشان، مسائلی نیست که بتوان به سادگی و با لبخند برای رسانهها فاش کرد. «جوان» با متهم کردن عراقچی به عدم خویشتنداری، خطاب به او افزود: در گفتوگوهای بعدی، نشانی بقیه تونلها و پایگاههای نظامی را برای خودتان نگه دارید؛ چراکه حفظ امنیت ملی، پاسداشت اعتماد عمومی و صیانت از منافع مردم هدفی است که هیچ جذابیت رسانهای یا رقابتی برای جلب توجه نباید بر آن سایه بیفکند.
برخی پیام اصلی عراقچی را جدی گرفتند
در مقابل این هجوم همهجانبه و سازمانیافته، برخی از تحلیلگران مستقل و ناظران سیاسی، صداقت و شجاعت عراقچی در طرح این موضوع حیاتی را ستودند و آن را هشداری دلسوزانه برای نجات کشور دانستند. احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی، با استقبال ویژه از این اظهارات در کانال تلگرامی خود نوشت که این جملات مهمترین، درستترین و ترسناکترین جملاتی است که از ابتدای انقلاب تاکنون به زبان یک مقام بلندپایه کشور جاری شده است.
روحالله جمعهای، فعال رسانهای نیز در شبکه اجتماعی ایکس تاکید کرد که اشاره آقای عراقچی مبنی بر وجود یک حفره امنیتی در ترور رهبر شهید و فرماندهان نظامی و احتمال فعال بودن این حفره بهویژه تاثیر آن در تصمیمسازیها با تاکید بر جهتدهی به فضای روانی مسئولان، یک هشدار جدی و دلسوزانه است که نقش یک پروژه ابرنفوذ برای ایجاد بحران را افشا میکند.
قربانعلی صلواتیان، فعال رسانهای اصولگرا نیز ابعاد این خطر را فراتر خواند و نوشت آنچه دکتر سید عباس عراقچی حفره امنیتی نامید، واقعاً سیاهچاله امنیتی است که امنیت کشور را میبلعد. او تاکید کرد نبرد با این پدیده و غلبه بر آن کمتر از نبرد با آمریکا و اسرائیل نیست بلکه قطعا مهمتر از آنهاست و اگر نتوان از پس این سیاهچاله برآمد چیزی باقی نخواهد ماند.
هراس از افشای واقعیت یا نگرانی برای امنیت؟
واقعیت آن است که خشم جریان رادیکال از عراقچی، نه از سر نگرانی برای امنیت ملی، بلکه حاصل فرار از مسئولیت و ترس از رو شدن دستهای پشتپرده است. وقتی وزیر امور خارجه صراحتاً میگوید نفوذ فقط نشت اطلاعات نیست، بلکه جهتدهی به تصمیمات و بازی با فضای روانی مسئولان است، به شکل ضمنی به جریانهایی اشاره میکند که با تصمیمات تند و محاسبات اشتباه، کشور را به سمت هزینههای سنگین سوق دادهاند.
تندروهایی که سالها هرگونه نقد، تحلیلی خلاف میل خود یا آسیبشناسی ساختاری را سانسور کردهاند، امروز از اینکه یک مقام رسمی حقیقت روی داده را جار زده، برآشفتهاند. عباس عراقچی نهتنها خطایی مرتکب نشده، بلکه با اسم بردن از این سیاهچاله امنیتی، وظیفه ملی خود را ایفا کرده است. تخریب او و تقلیل تحلیلهایش به حرفهای تاکسی تنها صورتمسئله را پاک میکند؛ صورتمسئلهای که اگر امروز پاک شود، فردا هزینههای به مراتب سنگینتری برای کشور ایجاد خواهد کرد.
