
جنگ تمام نمیشود؛ شکل رقابت عوض میشود
اما جنگ یک متغیر تازه را وارد این معادله کرده است: ریسک ژئوپلیتیک برای زیرساخت فناورانه. مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) در ژوئیه ۲۰۲۶ گزارش داد که حملات در جریان جنگ ایران، به سه مرکز داده AWS در امارات و بحرین آسیب زده و اختلالهایی در خدمات بانکی، پرداخت و خدمات مصرفی ایجاد کرده است. همین گزارش هشدار میدهد که کابلهای زیردریایی متصلکننده مراکز داده خلیج فارس به آفریقا و جنوب و جنوبشرقی آسیا، از مسیرهایی مانند دریای سرخ و تنگه هرمز عبور میکنند و در برابر بحران آسیبپذیرند. بنابراین پرسش دیگر فقط این نیست که چه کسی در جنگ پیروز میشود؛ بلکه این است که پس از جنگ، سرمایه و ظرفیت فناورانه به کدام بخش از خاورمیانه منتقل خواهد شد.
سرمایه؛ نخستین چیزی است که به نااطمینانی واکنش نشان میدهد
این رقابت البته پیش از جنگ آغاز شده بود. کشورهای خلیج فارس طی سالهای گذشته تلاش کردهاند سرمایه نفتی را به سرمایهای برای ساخت اقتصادهای جدید تبدیل کنند؛ از مراکز داده و رایانش ابری گرفته تا زیرساختهای ارتباطی و فناوریهای پیشرفته.
مقیاس این روند را میتوان از سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ فناوری مشاهده کرد. مایکروسافت اعلام کرده است که مجموع سرمایهگذاری این شرکت در امارات متحده عربی از ۲۰۲۳ تا پایان ۲۰۲۹ به ۱۵.۲ میلیارد دلار خواهد رسید؛ از این رقم، بیش از ۴.۶ میلیارد دلار صرف هزینههای سرمایهای برای مراکز داده پیشرفته هوش مصنوعی و زیرساخت ابری شده و برای سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۹ نیز بیش از ۵.۵ میلیارد دلار سرمایهگذاری جدید در همین زیرساختها برنامهریزی شده است.
در عربستان سعودی نیز آمازون وبسرویسز و شرکت HUMAIN از برنامهای با بیش از ۵ میلیارد دلار سرمایهگذاری برای ایجاد یک “منطقه هوش مصنوعی” خبر دادهاند؛ پروژهای که زیرساخت محاسباتی، تراشههای پیشرفته، شبکههای پرسرعت و آموزش نیروی انسانی را در یک مجموعه قرار میدهد. این ها دیگر سرمایهگذاریهای معمول فناوری نیستند. آنها بخشی از تلاش کشورهای منطقه برای خریدن جایگاه در اقتصاد آینده هستند.
انرژی؛ حلقه پنهان قدرت فناورانه
اما یک نکته کمتر دیدهشده در این رقابت وجود دارد: فناوری بدون انرژی وجود ندارد.آژانس بینالمللی انرژی (IEA) برآورد کرده است که مصرف برق مراکز داده جهان در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۷ درصد افزایش یافته و سرمایهگذاری پنج شرکت بزرگ فناوری در همان سال از ۴۰۰ میلیارد دلار عبور کرده است. IEA انتظار دارد مصرف برق مراکز داده جهان تا سال ۲۰۳۰ تقریباً دو برابر شود و به حدود ۹۵۰ تراواتساعت برسد. این موضوع برای خاورمیانه اهمیت ویژهای دارد. کشوری که انرژی فراوان، زیرساخت برق، زمین و سرمایه در اختیار دارد، میتواند مزیت بزرگی برای میزبانی مراکز داده و زیرساختهای محاسباتی پیدا کند.به همین دلیل، رقابت بر سر فناوری در خاورمیانه بهطور فزایندهای به رقابت بر سر انرژی نیز تبدیل شده است.
جنگ؛ معادله را تغییر داده است
اما بحران اخیر نشان داد که انرژی و سرمایه بهتنهایی کافی نیستند. اگر یک مرکز داده میلیاردها دلار ارزش داشته باشد اما در معرض جنگ، قطع ارتباطات، اختلال در شبکه برق یا آسیب به کابلهای بینالمللی قرار گیرد، مزیت اقتصادی آن بهسرعت زیر سؤال میرود.CSIS دقیقاً بر همین نقطه تأکید کرده است: جنگ ایران نهتنها هزینههای مستقیم امنیتی و اقتصادی برای کشورهای خلیج فارس ایجاد کرده، بلکه پرسشهای جدیدی درباره بیمه جنگ، امنیت مراکز داده و امکان ادامه سرمایهگذاریهای بزرگ فناورانه ایجاد کرده است. این یعنی پس از جنگ، معیار سرمایهگذاران برای انتخاب یک مرکز فناوری در منطقه احتمالاً تغییر خواهد کرد. امنیت، انرژی، اتصال و سرمایه دیگر چهار موضوع جداگانه نیستند؛ به چهار ضلع یک مزیت ژئوپلیتیکی جدید تبدیل شدهاند.
رقابت برای “میزبانی از آینده”
امارات و عربستان در این میان موقعیت ویژهای دارند. در امارات، پروژه Stargate UAE قرار است در نهایت به مجموعهای با ظرفیت ۵ گیگاوات تبدیل شود؛ فاز نخست آن با ظرفیت ۲۰۰ مگاوات برای آغاز فعالیت در سال ۲۰۲۶ طراحی شده است. در عربستان نیز HUMAIN در حال توسعه مراکز دادهای است که در نهایت بخشی از هدف ۶ گیگاوات ظرفیت محاسباتی تا ۲۰۳۴ را پوشش خواهند داد؛ رویترز در ماه مه ۲۰۲۶ گزارش داد که یک پروژه اولیه با ظرفیت ۲ گیگاوات، با هزینهای دستکم حدود ۵.۳ میلیارد دلار در حال برنامهریزی است. حتی در سطح اتصال منطقهای نیز رقابت در جریان است. یک کنسرسیوم عراقی-اماراتی در فوریه ۲۰۲۶ از پروژه ۷۰۰ میلیون دلاری کابل زیردریایی و زمینی WorldLink برای اتصال امارات از طریق عراق به ترکیه خبر داد؛ پروژهای که قرار است مسیر جایگزینی برای جریان داده میان آسیا و اروپا ایجاد کند. بنابراین، مسئله دیگر صرفاً جذب شرکتهای فناوری نیست. کشورهای منطقه در حال رقابت برای تبدیل شدن به مکانهایی هستند که فناوری آینده در آنها مستقر خواهد شد.
اما جنگ یک سؤال بزرگتر ایجاد کرده است
در اینجا یک تناقض مهم شکل میگیرد. خاورمیانه میتواند یکی از مهمترین قطبهای جدید سرمایهگذاری فناورانه جهان شود؛ اما همان جغرافیایی که به دلیل انرژی، سرمایه و موقعیت ارتباطی جذاب است، میتواند به دلیل ناامنی ژئوپلیتیک نیز آسیبپذیر باشد.حتی تصمیم واشنگتن در ژوئیه ۲۰۲۶ برای تسهیل صادرات برخی تراشههای پیشرفته انویدیا و تجهیزات محاسباتی به امارات نشان میدهد که این کشور تا چه اندازه در حال تبدیل شدن به یک شریک مهم فناوری برای آمریکا است.
در نتیجه، جنگ ممکن است یک paradox مهم ایجاد کند:هرچه اهمیت فناوری منطقه بیشتر شود، امنیت زیرساختهای فناوری نیز اهمیت ژئوپلیتیکی بیشتری پیدا میکند. و اینجاست که “جابهجایی فناورانه” خاورمیانه از یک مساله اقتصادی به یک مسئله روابط بینالملل تبدیل میشود.
ایران کجای این نقشه قرار میگیرد؟
ایران در این میان با یک دوگانگی جدی روبهرو است. از یک سو، انرژی، موقعیت جغرافیایی، نیروی انسانی، بازار داخلی و دسترسی به آبهای آزاد مجموعهای از مزیتهای بالقوه ایجاد میکنند. از سوی دیگر، سرمایه فناورانه به محیطی نیاز دارد که بتواند امنیت، اتصال، سرمایهگذاری بلندمدت و دسترسی به بازارهای جهانی را تضمین کند.بنابراین سؤال اصلی درباره ایران فقط این نیست که چه میزان فناوری در اختیار دارد؛ سؤال مهمتر این است که آیا میتواند ظرفیتهای موجود خود را به مزیت ژئوپلیتیکی تبدیل کند یا خیر.بازسازی پس از جنگ نیز میتواند در اینجا به یک نقطه عطف تبدیل شود. بازسازی را میتوان صرفاً به معنای بازگرداندن زیرساختهای تخریبشده دید؛ یا آن را فرصتی برای ساخت نسل جدید زیرساختهای انرژی، ارتباطات و اقتصاد دیجیتال تلقی کرد. تفاوت میان این دو رویکرد، میتواند در جایگاه ایران در اقتصاد منطقهای آینده تعیینکننده باشد.
جنگ؛ نقشه آینده را هم تغییر میدهد
در نهایت، شاید یکی از مهمترین پیامدهای ژئوپلیتیکی جنگ، چیزی نباشد که بلافاصله روی نقشه سیاسی دیده میشود. ممکن است طی پنج یا ده سال آینده، موقعیت کشورهای خاورمیانه نه فقط با قدرت نظامی یا ذخایر نفتی، بلکه با ظرفیت محاسباتی، مراکز داده، انرژی، سرمایه فناورانه، نیروی انسانی متخصص و اتصال به شبکههای جهانی نیز سنجیده شود. در چنین شرایطی، رقابت میان ریاض، ابوظبی، دوحه، استانبول و دیگر مراکز منطقهای صرفاً رقابت برای جذب سرمایه نخواهد بود؛ رقابت برای میزبانی از آینده خواهد بود و شاید مهمترین نکته همین باشد: جنگها همیشه فقط برنده و بازنده نظامی ندارند؛ گاهی مهمترین برندگان و بازندگان آنها سالها بعد، در نقشه سرمایه و فناوری آشکار میشوند.
