
نشست صلاله؛ گامی ضروری برای امنیت منطقهای
قرار بود اجلاسی در شهر صلاله عمان با حضور کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و نیز ایران تشکیل شود تا درباره امنیت در خلیج فارس و تنگه هرمز گفتوگو کنند. این اجلاس به درخواست چند کشور عضو شورای مذکور، به دلایلی به تعویق افتاد، ولی حذف نشد و قرار است ظاهراً در مدتزمان کوتاهی، تاریخ آن تعیین و برگزار شود.
خوشبختانه تشکیل این جلسه، همانطور که گفته شد، خواسته همه کشورهای منطقه خلیج فارس است و به تعویق افتاده، نه اینکه تعلیق شده باشد؛ بنابراین احتمال تشکیل این جلسه بسیار زیاد است. همانطور که در گذشته این نگارنده خاطرنشان ساخته است، کشورهای عرب منطقه خلیج فارس، با آنکه از نظر دیدگاه سیاسی اختلاف دارند، در یک موضوع با یکدیگر تفاهم دارند و آن اینکه همگی خواستار امنیت در این منطقه مهم از نظر راهبردی هستند. ایران نیز خواهان امنیت در این منطقه است؛ کمااینکه سخنگوی دستگاه دیپلماسی ایران نیز روز گذشته صراحتاً به اهمیت امنیت خلیج فارس، که ایران طولانیترین سواحل را در آن دارد، مجدداً اشاره کرده است. لذا میبینیم باز هم، علیرغم تفاوت در دیدگاههای سیاسی، همه کشورهای این منطقه، منجمله ایران، یک نقطه مشترک دارند و آن هم برقراری امنیت و ثبات در خلیج فارس است؛ چراکه زندگی و معیشت آنها بستگی تام به امنیت در این نقطه دارد.
تشکیل جلسه عمان با هدف مذکور، از چند منظر میتواند واجد اهمیت باشد:
اول آنکه یک هدف کوتاهمدت باید داشته باشد و آن، کاستن از دامنه بحران کنونی است که از نظر سیاسی، نظامی و امنیتی برای آنها خطرناک است و باید سعی شود از گسترش دامنه این بحران جلوگیری شود؛ موضوعی که هیچکدام از این کشورها، علیالقاعده، نباید در مورد آن اختلافی داشته باشند. لذا برای حصول این هدف، تشکیل اجلاس در عمان یک ضرورت حیاتی است و به این کشورها توصیه میشود هرچه زودتر به تشکیل آن اقدام کنند، چون فرصت تازهای است که باید از آن سریعاً استفاده کنند.
دوم اینکه این اجلاس باید برای تحقق یک امنیت پایدار، که نهتنها در خلیج فارس بلکه در دریای سرخ نیز چارهای برای آن اندیشیده شود، اقدام کند. تحولات اخیر بهخوبی نشان داد و ثابت کرد که بحران در خلیج فارس و تنگه هرمز و بابالمندب و دریای سرخ نمیتواند از هم جدا باشد و بحران در یکی، نهتنها بر دیگری تأثیر داشته، بلکه حتی میتواند آن را تشدید نماید. به همین دلیل، اجلاس مذکور باید از هماکنون سازوکار راهبردی فراهم سازد و ترتیبات منطقهای به وجود آورد.
سوم اینکه، همانطور که قبلاً هم این نگارنده تأکید کرده بود، تحولات اخیر در خلیج فارس و تنگه هرمز و همچنین بابالمندب و دریای سرخ ثابت کرده است که امنیت در این دو منطقه را قدرتهای خارجی نمیتوانند برقرار سازند. زیرا این کشورهای این دو منطقه هستند که در آن زندگی میکنند و واقعیات و الزامات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی آن را با تمام وجود احساس میکنند و از آن آگاهی دارند. در حالی که قدرتهای خارجی، علیرغم تمام امکانات مادی و معنوی و حتی با وجود حضور طولانیمدت در این منطقه، ممکن است این آگاهی را نداشته باشند.
لذا قدرتهای خارج از منطقه خلیج فارس باید این واقعیت را بپذیرند که دخالت آنها نهتنها امنیت را در منطقه خلیج فارس و دریای سرخ محقق نخواهد ساخت، بلکه میتواند نهتنها این منطقه، بلکه تمامی خاورمیانه را دچار بحران مهارنشدنی نماید. البته منظور این نیست که قدرتهای خارجی با این منطقه ارتباط نداشته باشند، بلکه در چارچوب قواعد بینالمللی، که همان روابط متعارف با همه کشورهای جهان است، عمل کنند و در آبهای آزاد تردد دوستانه داشته باشند، ولی امنیت منطقه را به صاحبان اصلی آن بسپارند.
