گزارشی از سه پرونده قتل که با رضایت اولیای دم بسته شد

گروه جامعه: اکثر محکومان در پرونده‌های قتل، قصاص می‌شوند و برخی از آن‌ها با رضایت اولیای دم مواجه و بخشیده می‌شوند. این در حالی است که آمار دقیقی نه از قتل‌هایی که در کشور رخ می‌دهد، وجود دارد و نه از پرونده‌هایی که با رضایت اولیای دم بسته می‌شوند.

 

به گزارش اعتماد، با این حال سال گذشته «هادی صادقی»، رییس توسعه حل اختلاف کشور از سازش حدود ۳۰۰ پرونده قصاص خبر داده و گفته است: «در ۶ ماه اول سال ۱۴۰۴، ۳۰۰ پرونده قتل منجر به سازش شده که بیشترین آن‌ها با ۴۸ مورد مربوط به استان خوزستان است. بیش از ۵۰ درصد از پرونده‌هایی که پیش از طرح در دادگاه به شورای حل اختلاف ارجاع می‌شوند، با حضور طرفین در جلسات، به صلح و سازش منتهی می‌شوند. در ۶ ماه اول سال ۱۴۰۴، یک میلیون و ۵۰۰ پرونده به شوراهای حل اختلاف ارجاع شده که در مجموع، میانگین کشوری تحقق سازش در شوراهای حل اختلاف حدود ۴۲درصد است که در ۳ سال اخیر این رقم تغییری نیافته است.

میانگین زمان رسیدگی به پرونده‌ها در سال‌های اخیر کاهش چشمگیری یافته است، در سال‌های قبل، متوسط زمان رسیدگی حدود ۳۹ روز بود، اما در سال ۱۴۰۳ این رقم به ۲۹ روز کاهش یافت. اکنون، در برخی استان‌ها این زمان به حدود ۱۵ تا ۲۰ روز رسیده است. از ابتدای سال ۱۴۰۴ تا آبان‌ماه ۱۴۰۴، چند پویش ملی برگزار شده که با استقبال مردم روبه‌رو شد. در آخرین پویش محرم و صفر، حدود ۶ هزار نفر مشمول عفو و گذشت قرار گرفتند؛ از این میان، ۴ هزار نفر از زندان آزاد شدند و مابقی پیش از ورود به زندان مورد بخشش قرار گرفتند.

بنابر اعلام ستاد ملی صبر، در ۶ ماه اول ۱۴۰۴، ۲۸۵ مورد سازش در پرونده‌های قصاص به ثبت رسیده و ۷۵۹۷ زندانی نیز با تلاش صلح‌یاران و ستادهای صبر آزاد شدند. همچنین ۱۵۱۴ مورد سازش در نزاع‌های دسته‌جمعی صورت گرفته است. همچنین در یکی از پویش‌های مردمی، ۱۲۶ مورد گذشت در پرونده‌های قصاص، ۳۴۶۲ مورد آزادی زندانیان و ۱۸۶۷ مورد سازش در نزاع‌های دسته‌جمعی به ثبت رسیده است. در میان این پرونده‌ها، حدود ۴۰ تا ۵۰ پرونده قتل و قصاص بوده که با تلاش صلح‌یاران و رضایت اولیای دم، به سازش انجامیده است.»طبق بررسی‌ها از ابتدای تیر ماه ۱۴۰۵ تاکنون سه پرونده قتل با رضایت اولیای دم مواجه و رسانه‌ای شده که هر سه پرونده مربوط به نزاع و درگیری بوده است. 

پرونده اول 
اوایل تیرماه امسال، یک محکوم به قصاص پس از طی کردن مراحل قانونی از زندان آزاد می‌شود؛ حادثه در مهرماه سال ۱۳۹۸ در یکی از شهرهای استان فارس رقم می‌خورد. آن روز گزارش قتلی در دفتر یک شرکت به پلیس اعلام شد. ماموران بلافاصله خود را به محل جنایت رساندند و پس از ورود به دفتر شرکت با جسد خونین مردی ۳۵ساله مواجه شدند که با ضربه جسم سخت به سرش به قتل رسیده بود.

بررسی‌های اولیه و تحقیقات پلیس نشان می‌داد که مقتول در جریان درگیری با یکی از همکاران خود، جان خود را از دست داده است. شاهدان می‌گفتند مقتول و قاتل بر سر مسائل کاری با یکدیگر بحثشان شده و درگیری که بالا گرفته، ناگهان قاتل با قندان ضربه‌ای به سر مقتول زده است. در ادامه تحقیقات، مشخص می‌شود که قاتل پس از آنکه ضربه را زده، از محل فرار کرده است.

به دنبال این حادثه، جسد مقتول به پزشکی قانونی انتقال می‌یابد و تلاش برای شناسایی مخفیگاه قاتل فراری آغاز می‌شود. پس از پیگیری‌های پلیس، معلوم می‌شود که او در خانه خواهرش مخفی شده است. قاتل فراری در مخفیگاهش دستگیر می‌شود و در بازجویی‌ها به قتل اعتراف می‌کند.
او در بازجویی‌ها می‌گوید: «مقتول از همکارانم بود. او حسابدار شرکت بود که من همیشه با او شوخی داشتم. روز حادثه من به شوخی و با لحنی تند به او گفتم که از حساب‌های شرکت پول برمی‌دارد. او به‌شدت عصبانی شد و گفت چرا به من تهمت می‌زنی؟ ناگهان بحث‌مان شد و درحالی که هردو به‌شدت عصبانی بودیم، دست‌به‌یقه شدیم. در میان درگیری ناگهان چشمم به قندانی افتاد که روی میز بود. بدون اینکه فکر کنم، قندان را برداشتم و ضربه‌ای به سرش زدم. او افتاد و من از ترس، پا به فرار گذاشتم و در خانه خواهرم مخفی شدم. همه‌چیز اتفاقی بود و من هرگز قصد گرفتن جان همکارم را نداشتم.»

قاتل پس از طی کردن مراحل قانونی، پای میز محاکمه قرار می‌گیرد و در نهایت حکم قصاص برای او صادر می‌شود. پرونده پس از تایید در دیوان عالی کشور، به اجرای احکام ارسال می‌شود. او حتی یک بار نیز تا پای چوبه دار می‌رود، اما در آخرین لحظه با گرفتن مهلت از خانواده مقتول، اجرای حکم متوقف می‌شود. در این دوران، قاتل در زندان شروع به حفظ کردن قرآن و چند جزء از آن را حفظ می‌کند. این موضوع به گوش اولیای دم می‌رسد و در پرونده فضای تازه‌ای ایجاد می‌شود و پس از ماه‌ها با میانجیگری اعضای تیم صلح و سازش، نشست‌هایی بین دو خانواده برگزار می‌شود.

اولیای دم پس از بررسی شرایط و مشاهده تغییر رفتار محکوم، تصمیم می‌گیرند از حق قصاص خود بگذرند، اما آن‌ها یک شرط مشخص تعیین می‌کنند که این بخشش، برای دیگران سودمند باشد. از سوی دیگر قاتل باید تعهد می‌داد که تا وقتی زنده است از کوچک‌ترین کمکی به دیگران دریغ نکند. شرط اولیای دم این بود که قاتل باید برای کودکان ناشنوا و کم‌شنوای بی‌سرپرست، سمعک تهیه کند. این شرط با موافقت کامل قاتل و خانواده او روبه‌رو می‌شود. با انجام این شرط و اعلام رضایت رسمی اولیای دم، پرونده بسته می‌شود. 

پرونده دوم 
تیرماه ۱۴۰۵ و یک روز مانده به تاسوعا، مادری که پسرش را در یک درگیری مرگبار در جنوب تهران از دست داده بود از قصاص قاتل می‌گذرد؛ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۲، گزارش یک درگیری خونین در یکی از محله‌های جنوب تهران به پلیس اعلام می‌شود. وقتی ماموران در جریان ماجرا قرار می‌گیرند، مشخص می‌شود مرد جوانی در نزاع با همسایه‌اش هدف ضربه قمه قرار گرفته و پس از انتقال به بیمارستان بر اثر شدت جراحات جان باخته است.

تحقیقات اولیه حکایت از این داشته، شب حادثه محکوم که در حالت مستی بوده، در محل زندگی‌اش عربده‌کشی راه انداخته است. سر و صدا و رفتارهای او با اعتراض مقتول همراه می‌شود. مرد جوان که همسایه محکوم بوده جلو رفته و از او خواسته به رفتارهای خود پایان دهد. همین اعتراض باعث می‌شود میان آن‌ها درگیری رخ دهد، اما با پا درمیانی چند نفر از اهالی محل دعوا پایان می‌یابد، اما چند ساعت بعد، محکوم دوباره مقتول را بیرون از خانه می‌بیند و اختلاف میان آن‌ها شکل می‌گیرد. در این میان دو مرد موتورسوار که از دوستان محکوم بودند از راه می‌رسند و وقتی دوستشان را در حال دعوا می‌بینند، وارد ماجرا می‌شوند.

در همان لحظه، متهم به خانه می‌رود، یک قمه برمی‌دارد و دوباره به محل بازمی‌گردد. بعد هم همراه دو دوستش به طرف مقتول حمله می‌کنند. در جریان این نزاع، ضربه قمه به مقتول اصابت می‌کند و او روی زمین می‌افتد. مرد جوان را به بیمارستان می‌رسانند، اما به خاطر شدت جراحت در بیمارستان جانش را از دست می‌دهد. بعد از این جنایت، متهم اصلی و دو همدستش از محل فرار می‌کنند و چند روزی در جایی پنهان می‌شوند.

با این حال، ماموران پلیس در جریان تحقیقات، محل آن‌ها را شناسایی و هر سه نفر را بازداشت می‌کنند. پس از تکمیل تحقیقات، برای متهم اصلی به اتهام قتل عمد و برای دو همدست او به دلیل دخالت در درگیری و مشارکت در نزاع، پرونده قضایی تشکیل می‌شود. پرونده پس از صدور کیفرخواست به دادگاه ارجاع و در جریان رسیدگی، متهم اصلی به قصاص محکوم می‌شود و دو همدست او هم به حبس محکوم می‌شوند. این احکام پس از طی مراحل قانونی و تایید نهایی، برای اجرا به شعبه اول اجرای احکام دادسرای جنایی تهران به سرپرستی قاضی روحانی‌زاده فرستاده می‌شود.

قاتل روز اجرای حکم به پای چوبه‌دار منتقل می‌شود، اما ولی دم که مادر مقتول بوده در زندان حاضر نمی‌شود و قاتل نیز به زندان بازمی‌گردد. تلاش برای جلب رضایت تنها ولی‌دم پرونده، یعنی مادر مقتول آغاز می‌شود. در حالی که قرار بود او برای باردوم به پای چوبه‌دار برود، جلسه‌ای برای صلح و سازش در شعبه اول اجرای احکام دادسرای جنایی تهران برگزار می‌شود؛ در این جلسه نیز مادر مقتول تصمیمش مثل قبل اجرای حکم قصاص قاتل پسرش بود.تا اینکه قرار می‌شود بعد از ماه محرم، قاتل به‌دار مجازات آویخته شود، اما مادر مقتول یک روز قبل از تاسوعا به دادسرای جنایی تهران می‌رود و اعلام می‌کند که از قصاص قاتل فرزندش می‌گذرد. به این ترتیب قاتل از مجازات قصاص رهایی می‌یابد. 

پرونده سوم
اوایل تیرماه جاری و در روز تاسوعا مردی که به قصاص محکوم شده بود با رضایت اولیای دم از زندان آزاد می‌شود؛ سال ۱۳۹۸ در بندرعباس گزارش یک درگیری به پلیس اطلاع داده می‌شود. ماموران با حضور در محل حادثه تحقیقات میدانی خود را آغاز می‌کنند. شواهد اولیه حاکی از آن بود که ضارب و مضروب هر دو کارگر بوده و برای کار به بندرعباس آمده بودند.

آن طور که بررسی‌ها نشان می‌داد آن‌ها بر سر ۶۰ هزار تومان با یکدیگر اختلاف داشته و به همین دلیل با یکدیگر درگیر شده و ضارب با چاقو دوستش را مجروح می‌کند. جوان مجروح دقایقی بعد از درگیری به بیمارستان منتقل می‌شود، اما چند روز بعد به‌دلیل شدت جراحات وارده روی تخت بیمارستان جانش را از دست می‌دهد. با مرگ کارگر مجروح تلاش‌ها برای دستگیری قاتل ادامه می‌یابد. او اهل یکی از شهرهای غربی کشور بود و کارآگاهان گمان می‌کردند که او به زادگاهش بازگشته است. با این حال چند روز بعد او با پای خودش به پلیس مراجعه و به قتل اعتراف می‌کند.

او می‌گوید که قصدی برای قتل دوستش نداشته و در دفاع از خودش مرتکب قتل شده است. متهم در اعترافاتش می‌گوید: «ما با یکدیگر دوست و همکار بودیم. هر دو نفر ما برای کار به بندر آمده بودیم. کار می‌کردیم تا برای خانواده‌هایمان پول بفرستیم. مقتول یک روز از من ۶۰هزار تومان پول قرض کرد و قرار بود چند روز بعد پولم را پس بدهد، اما مدام امروز و فردا می‌کرد. روز حادثه جلوی خانه‌اش رفتم. از سر عصبانیت محکم در خانه‌اش را زدم و او که عصبانی شده بود بیرون آمد و با من درگیر شدم.

او زورش از من بیشتر بود و من را کتک زد. من هم برای اینکه او را بترسانم و از خودم دفاع کنم چاقویی که در جیبم بود را بیرون آوردم و در درگیری ضربه‌ای به او زدم. بعد از حادثه من از ترس فرار کردم. فکر می‌کردم که او فقط زخمی شده، اما چند روز بعد وقتی فهمیدم فوت کرده تصمیم گرفتم خودم را به پلیس معرفی کنم.» با اعترافات متهم، او در دادگاه کیفری یک استان هرمزگان محاکمه و با درخواست اولیای دم به قصاص محکوم می‌شود. خانواده مقتول اصرار داشتند قاتل باید قصاص شود و مدتی بعد حکم دادگاه در دیوان‌عالی کشور نیز تایید و آماده اجرا می‌شود.

با وجود تایید حکم، مسوولان شورای حل اختلاف تلاش زیادی می‌کنند که رضایت اولیای دم را جلب کنند و مانع اجرای حکم شوند. این تلاش‌ها باعث می‌شود اجرای حکم برای مدتی متوقف شود. در این مدت پدر و مادر محکوم فوت می‌کنند. محکوم که خواهر و برادری هم نداشته بدون ملاقاتی روزها را در زندان سپری می‌کرد تا اینکه بعد سال‌ها و با بزرگ شدن تنها پسر مقتول به عنوان یکی از اولیای دم، آن‌ها پیگیر اجرای حکم می‌شوند و محکوم برای اجرای حکم پای چوبه‌دار منتقل می‌شود. در لحظات آخر مسوولان اجرای احکام برای آخرین بار با اولیای دم صحبت می‌کنند و از آن‌ها می‌خواهند که مهلت دوباره‌ای به محکوم بدهد.

تلاش‌های لحظات آخر مسوولان اجرای احکام به نتیجه می‌رسد و آن‌ها به قاتل فرصت دوباره می‌دهند. تا اینکه مدتی قبل، مجتبی قهرمانی، رییس‌کل دادگستری استان هرمزگان از زندان بندرعباس بازدید می‌کند. او از ماجرای زندگی این زندانی مطلع می‌شود و دستور پیگیری می‌دهد. اولیای دم اعلام کرده بودند که درصورت دریافت دیه حاضر به بخشش می‌شوند. با کمک یکی از خیران، دیه مقتول تامین و رضایت اولیای دم جلب و محکوم به قصاص پس از سال‌ها در روز تاسوعا از زندان آزاد می‌شود.

دکمه بازگشت به بالا