
تغییرات محسوس در شکل عزاداریهای محرم
گروه جامعه: فرشته سالی فقط ده روز چادر سر میکرد؛ از شب اول محرم تا روز عاشورا. هیچکس مجبورش نمیکرد، بلکه این چادر برای او مثل بلیت ورودی به دنیای پدرش بود؛ پدری که از بانیان اصلی هیئت محله بود و هر سال بزرگترین علم را روی شانههایش میکشید.
فرشته از چهار سالگی ته صف زنجیرزنان میایستاد. همیشه سبکترین زنجیر را به او میدادند و وقتی اعتراض میکرد، میشنید: «بزرگتر که بشوی، زنجیرت هم بزرگتر میشود.» او بزرگتر شد و زنجیرش هم سنگینتر شد، اما جایگاهش در هیئت تغییری نکرد.
آرزو داشت مثل پسرهای همسنوسالش یک روز پرچم به دست بگیرد، طبل بزند یا حتی زیر علامت برود؛ اما سلسلهمراتب هیئت برای او، درست جایی متوقف میشد که «دختر بودنش» آغاز میشد. همین محدودیتها باعث شد تا وقتی در ۱۵ سالگی پدرش را از دست داد، از هیئت و عزاداری هم فاصله بگیرد.
اما پانزده سال بعد، یعنی در محرم سال ۱۴۰۵، فرشته با صحنهای روبهرو شد که برای دختر دهساله درونش شبیه یک رویا بود. او دخترانی را دید که پرچم هیئت را در دست داشتند، طبل و سنج میزدند و حتی چرخ علامت را میچرخاندند.
پوشش برخی از این دختران با آن چیزی که سالها به عنوان «حجاب متعارف هیئت» شناخته میشد، تفاوت زیادی داشت. با این حال، نه کسی از آنها میخواست که مراسم را ترک کنند و نه حضورشان برای بقیه عجیب و غیرعادی بود.
انگار بدون هیچ بخشنامه و اعلامیهای، قواعد نانوشته هیئتهای عزاداری تغییر کرده است. اگر این روزها در خیابانهای تهران و بسیاری از شهرهای دیگر قدم بزنید، این تغییر را به چشم میبینید. امسال حضور زنان و دختران فقط به آشپزخانه هیئت، بخش پذیرایی یا پشت پردهها محدود نبود؛ آنها به متن مراسم آمده بودند.
در برخی هیئتها، دخترانی با پوششهای متفاوت حضور داشتند؛ کسانی که تا چند سال پیش شاید ورودشان به مجالس مذهبی با چالش همراه بود، اما امسال در آرامش کامل عزاداری میکردند. نه احساسات مذهبی آنها کمتر از بقیه بود و نه جامعه عزاداران آنها را پس میزد.
اما پرسش اصلی اینجاست: چه اتفاقی در رابطه میان مذهب، سنت و جامعه ایران رخ داده که یکی از سنتیترین آیینهای مذهبی، اینگونه مرزهای خود را بازتعریف میکند؟
برای بررسی این موضوع، به سراغ مهرداد ناظری، جامعهشناس و استاد دانشگاه رفتهایم. او در گفتوگو با فرارو، حضور متفاوت دختران در دهه اول محرم امسال را تحلیل کرده است.
نسل جوان در حال ترکیب خلاقانه سنت و مدرنیته است
مهرداد ناظری درباره تغییرات اخیر در جامعه به فرارو میگوید: «ما هر روز با تحولات ساختاری و درونی متفاوتی در جامعه ایران روبهرو میشویم. نسل جوان در تلاش است تا هویت خود را از مسیری متفاوت و به شکلی خلاقانه دوباره بسازد.»
وی با اشاره به مشاهدات محرم امسال افزود: «در مراسم عزاداری اخیر، شاهد حضور دخترانی در دستهها بودیم که بدون حجاب و با لباسهای مشکی عزاداری میکردند. از حضور دختران بیحجاب در موکبها و توزیع نذری میان رهگذران گرفته تا به دست گرفتن طبل و زنجیر در وسط دستههای عزاداری؛ همه این مشارکتهای متفاوت، نشانههای روشنی از یک تحول فرهنگی عمیق در جامعه ایران است.»
این جامعهشناس در تحلیل این اتفاقات توضیح میدهد: «این مسئله نشان میدهد که زنان چگونه در حال ایجاد یک دگردیسی بزرگ در جامعه خود هستند.»
ناظری به مسالمتآمیز بودن این همزیستی اشاره کرد و گفت: «نکته بسیار مهم این است که امسال شاهد حضور دوستانه و مسالمتآمیز زنان سنتی در کنار دختران بیحجاب بودیم. در مراسم شام غریبان، دختران جوان با روشن کردن شمع، سینهزنی و اشک ریختن نشان دادند که به دنبال تعریف جدیدی از دینداری هستند؛ آن هم در حالی که چند متر آنطرفتر، زنان سنتی به همان شکل همیشگی در حال عزاداری بودند.»
او تأکید کرد: «باید این حرکت مدنی را به فال نیک گرفت و آن را نشانهای از عبور جامعه از یک همبستگی مکانیکی (سنتی) به سمت یک همبستگی ارگانیک (پویا و مدرن) دانست.»
زنان در مناسک مذهبی
این استاد دانشگاه درباره وضعیت فعلی ایران معتقد است: «ایران امروز در مرحلهای قرار دارد که میتوان نام آن را «گذار از هویتهای تحمیلی به سمت هویتهای انتخابی» گذاشت. نسل جوان امروز نه میخواهد سنت را به طور کامل نابود کند و نه حاضر است آن را چشموگوشبسته بپذیرد؛ بلکه در حال ترکیب خلاقانه سنت و مدرنیته برای تجربه یک زندگی بهتر است.»
ناظری این موضوع را با استفاده از نظریات جامعهشناسی اینگونه تحلیل میکند: «زنان در حال تغییر دادن قواعد بازی هستند. آنها در حال خلق یک «سرمایه نمادین» جدید هستند و کنشگری فعالی در حوزههای تازه از خود نشان میدهند. از نگاه جامعهشناختی، این سرمایه نمادین جدید باعث ترک برداشتن نظم مردسالارانه شده است.»
وی درباره پیام این نوع عزاداری گفت: «دختران بیحجابی که امسال در شام غریبان شمع روشن کردند، حامل یک پیام بسیار مهم بودند: اینکه دینداری میتواند یک تجربه کاملاً شخصی، احساسی و انتخابی باشد، نه یک مسئله ایدئولوژیک و دستوری که فرد از درون تمایلی به پذیرش آن نداشته باشد.»
ناظری خاطرنشان کرد: «این شکل جدید از دینداری میتواند فاصله و شکاف میان نسلها را کاهش دهد. از یک سو، افراد سنتی میبینند که جوانان دین را رها نکردهاند و از سوی دیگر، جوانان نیز احساس میکنند که دین را از زیر سایه سلطه سیاسی خارج کردهاند.»
فرو ریختن مرز میان مؤمن سنتی و جوان مدرن
به گفته این استاد دانشگاه، کنار هم قرار گرفتن زنان سنتی و دختران با پوشش متفاوت، پیامدهای مهمی دارد: «این تصویر، نشانه فروپاشی یکی از مهمترین مرزهای نمادین در جامعه ایران است؛ مرز میان «مؤمن سنتی» و «جوان مدرن دیندار» در حال از بین رفتن است.»
وی افزود: «این همنشینی مسالمتآمیز یک پیام روشن دارد: جامعه ایران با سرعت به سمت یک فضای متکثر و پویا حرکت میکند. در این فضای جدید، هویتهای مختلف به جای جنگیدن و تقابل با یکدیگر، با هم گفتوگو میکنند و در کنار هم زندگی مسالمتآمیزی دارند.»
تغییر انتظارات جامعه از افراد
ناظری با اشاره به تغییر هنجارهای جمعی توضیح داد: «در جامعهشناسی مفهومی به نام «دگریِ تعمیمیافته» داریم؛ یعنی تصوری که جامعه از رفتار یک فرد انتظار دارد. این مفهوم شامل هنجارها، نقشها و ارزشهایی است که فرد باید آنها را درونی کند.»
وی تشریح کرد: «در جامعه سنتی ایران، این انتظارات شامل مواردی مثل دینداری آیینی، نقشهای سختگیرانه جنسیتی، رعایت حجاب به عنوان یک هنجار قطعی، حاکمیت نظم مردسالار در مناسک مذهبی و همچنین اطاعت بیچونوچرا از ساختارهای قدرت بود. اما امروز میبینیم که این تصویر جمعی و هنجاری در حال تغییر است.»
ساختارهای رسمی ناچارند خود را تطبیق دهند
این تحلیلگر مسائل اجتماعی گفت: «این تحولات نشان میدهد که حاکمیت نیز به تغییر بیمیل نیست و این موضوع از نشانههای بلوغ نظام حکمرانی محسوب میشود.»
او تأکید کرد: «اگر حاکمیت در برابر این تکثر و تنوع دینی از خود تساهل و تحمل نشان دهد، به این معناست که هنجارهای جدید جامعه را پذیرفته یا حداقل قصد ندارد در برابر آن مقاومت صددرصدی کند. این همان چیزی است که در جامعهشناسی به آن ورود به مرحله پاسخگویی به تغییرات میگویند.»
ناظری در پایان یادآور شد: «جوانان ایران در حال ساختن یک هنجار جمعی و تازه هستند. این هنجار جدید، چندصدایی، فارغ از محدودیتهای جنسیتی و مبتنی بر تجربه و انتخاب فردی است. آنها از ترکیب سنت و مدرنیته الگویی میسازند که پتانسیل آن را دارد تا حتی نظم اجتماعی خاورمیانه را نیز تحت تأثیر قرار دهد.»
