توافق شکننده تهران ـ واشنگتن

گروه سیاسی: درحالی که مارکو روبیو، وزیر امور خارجه امریکا، در چارچوب سفری منطقه‌ای از امارات، کویت و بحرین دیدار داشت، اخبار مرتبط با صبحانه کاری پرحاشیه ترامپ و اعضای کنگره، مخالفت سنای امریکا با محدود کردن اختیار جنگی ترامپ علیه ایران، ایجاد کانال ارتباطی میان تهران و واشنگتن جهت کاهش تنش‌ها و بازگشایی سفارت کانادا در کشورمان پس از ۱۴ سال و همچنین رایزنی‌ها میان اسراییل و لبنان جهت توقف حملات خصمانه تل‌آویو به جنوب این کشور برجسته شد.

 

به گزارش اعتماد، تحولات فوق با مقدمه‌سازی و جدال‌ها جهت اجرای برخی از مفاد کلیدی تفاهمنامه اسلام‌آباد همزمانی داشت، از سفر مسعود پزشکیان و عباس عراقچی، رییس‌جمهوری و وزیر خارجه کشورمان به اسلام‌آباد تا ادعاهای رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مبنی بر ورود زودهنگام بازرسان سازمان انرژی اتمی به ایران برای راستی‌آزمایی و بررسی وضعیت تاسیسات هسته‌ای کشورمان و همچنین پاسخ محمدباقر قالیباف به دروغ ترامپ درباره استفاده از اموال بلوکه شده کشورمان برای خرید محصولات کشاورزی امریکا.

در این میان مساله مدیریت تنگه هرمز و احتمال دریافت عوارض یا هزینه‌های خدماتی ازسوی ایران، به یکی از محورهای تنش‌زای اخیر تبدیل شده است. گزاره‌ای که بستر را برای برگزاری نشست مسقط هموار کرده؛ نشستی که قرار است با حضور کشورهای حاشیه خلیج‌فارس به همراه عراق با هدف رایزنی پیرامون این شرایط این شاهراه استراتژیک برگزار شود، این درحالی است که دونالد ترامپ مدعی است که هرگونه کنش ایران در این زمینه می‌تواند کل فرآیند توافق را به مخاطره انداخته و واکنش تند امریکا را به دنبال داشته باشد. 

در همین راستا و با هدف بررسی ابعاد دیپلماتیک، امنیتی و منطقه‌ای این تحولات پیچیده، با غلامرضا کریمی، کارشناس و دانشیار روابط بین‌الملل و عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی، گفت‌وگو کردیم. 
غلامرضا کریمی، کارشناس و دانشیار روابط بین‌الملل و عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی، در پاسخ به پرسش درباره گمانه‌زنی‌ها درباره حضور بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پس از یادداشت تفاهم میان ایران و امریکا، این موضوع را یکی از حساس‌ترین و پیچیده‌ترین گره‌های گفت‌وگوها توصیف کرد و گفت: ماجرای سفر بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به ایران در حال حاضر بیش از آنکه نشانه پیشرفت در مذاکرات باشد، به دلیل روایت‌سازی‌های متفاوت، به نماد اختلاف بنیادین و بی‌اعتمادی عمیق میان طرفین تبدیل شده است. 

معاون رییس‌جمهور امریکا مدعی شده ایران با بازگشت بازرسان موافقت کرده، اما مقامات ایران این ادعا را قاطعانه رد کرده و تاکید دارند هیچ گفت‌وگوی مفصلی در این باره انجام نشده و هرگونه دسترسی نهاد پادمانی باید به مذاکرات و توافق نهایی گره بخورد.از نگاه کریمی، این تناقض آینه شکاف عمیق در درک دوطرف از ماهیت و توالی تعهدات در تفاهمنامه اسلام‌آباد است.

به گفته این استاد دانشگاه، از منظر تهران ورود به بحث هسته‌ای و نقش آژانس منوط به اجرای کامل تعهدات طرفین، به ویژه بندهای پنج‌گانه تفاهمنامه ازجمله توقف کامل در همه جبهه‌ها خصوصا لبنان است و به همین دلیل، مذاکرات درباره برنامه هسته‌ای و نقش آژانس به فاز بعدی موکول شده است.
او توضیح می‌دهد امریکایی‌ها برای تثبیت روایت برتر خود در مذاکرات، از آمادگی ایران برای بازرسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی سخن می‌گویند تا این امر را به عنوان پیروزی دیپلماتیک به افکار عمومی و بازارهای انرژی القا کنند، درحالی که تهران این رویکرد را بیشتر یک عملیات روانی می‌داند.

در عین حال، کریمی تاکید می‌کند نقش آژانس در هر توافق هسته‌ای از حیث فنی و نظارتی حیاتی است؛ پایش و راستی‌آزمایی تعهدات هسته‌ای ایران باید مبتنی بر نظارت و گزارش‌های این نهاد باشد و در حوزه‌هایی مانند تولید و مونتاژ سانتریفیوژها، نهایتا آژانس باید گزارش‌ها را تایید کند. 

این استاد دانشگاه یادآور می‌شود: نهاد پادمانی اعلام کرده ایران مقدار قابل‌توجهی اورانیوم با غنای ۶۰درصد دراختیار دارد و همین موضوع، پرونده ایران را نزد افکار عمومی جهانی حساس کرده است. ایران اجازه نمی‌دهد دسترسی به تاسیسات بمباران شده در نطنز، فردو و اصفهان در مراحل اولیه صورت بگیرد و اعلام کرده این دسترسی تنها در چارچوب توافق نهایی و در ازای لغو عملی تحریم‌ها ممکن خواهد بود؛ بنابراین به تعبیر کریمی، نقش اصلی آژانس در مرحله اجرای توافق خواهد بود و نه در مرحله مقدماتی. 

به گفته او، در مذاکرات ژنو صرفا بر قالب گفت‌وگوهای آتی و تشکیل کارگروه‌های تخصصی برای بحث در مورد موضوعات هسته‌ای توافق شده و آژانس در این معادله بیشتر ابزاری بالقوه برای اعتمادسازی و تضمین اجرای تعهدات است؛ باتوجه به تجربه آژانس در دو جنگ اخیر، خوشبینی زودهنگام به نقش مثبت آن را واقع‌بینانه نمی‌داند و معتقد است امریکا بیش از اندازه از این نهاد برای روایت‌سازی و اقناع افکار عمومی و بازارهای جهانی استفاده می‌کند. 

در بخش دیگری از تحلیل، کریمی مذاکرات ژنو را «تحولی بی‌سابقه» خواند و گفت: وزارت خزانه‌داری امریکا با صدور مجوز موقت ۶۰ روزه، تولید، فروش و حمل نفت خام و فرآورده‌های نفتی و پتروشیمی ایران را برای دوره‌ای محدود مجاز دانسته و برای نخستین‌بار پس از دهه‌ها، امکان دریافت درآمدهای نفتی به دلار و حتی واردات محدود نفت ایران به خاک امریکا را فراهم کرده است.

او این گام را فراتر از یک لغو تحریم موقت و نشانه «تغییر پارادایم در ساختار تحریمی» علیه ایران طی بیست سال گذشته می‌داند و برآورد می‌کند این فرصت دو ماهه می‌تواند چند میلیارد دلار درآمد اضافی برای ایران ایجاد کند؛ دستاوردی که از نظر او نتیجه ایستادگی در جنگ ۴۰ روزه و نشانه دیپلماسی فعال و مقتدرانه تهران است. 

به گفته این استاد دانشگاه، این تحول معادلات سایر بازیگران را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. 
به گفته کریمی، چین که در دوران تحریم همواره نفت ایران را با تخفیف دریافت می‌کرد، اکنون با لغو موقت تحریم‌ها و نگه داشتن بخش عظیمی از نفت ایران به صورت شناور روی دریا با چالشی جدی روبه‌رو شده؛ این وضعیت می‌تواند قیمت‌ها را تحت فشار قرار دهد و حاشیه سود پالایشگران چینی را کاهش دهد و ایران نیز با امکان فروش به دیگر کشورها، ضرورتی برای ادامه تخفیف‌های قبلی احساس نمی‌کند. 

این استاد دانشگاه اضافه می‌کند: نفت خام ایران از نظر کیفیت جایگزین مستقیمی برای نفت اورال روسیه است و بازگشت حدود یک و نیم میلیون بشکه در روز از نفت ایران به بازار، رقابت برای سهم بازار در هند و سایر مشتریان سنتی را میان تهران و مسکو تشدید کرده و به چالشی جدی برای صادرات روسیه بدل شده است؛ درنتیجه، معافیت موقت امریکا ضمن باز کردن دست ایران برای صادرات، فضایی راهبردی برای رقابت با روسیه و کاهش وابستگی به تخفیف‌های چین فراهم می‌کند و در سطحی وسیع‌تر می‌تواند نقشه انرژی جهانی را تحت‌تاثیر قرار دهد. 

او اضافه می‌کند: امریکایی‌ها این اقدام را ابزاری برای تحکیم موقعیت دلار نیز می‌بینند، اما ایران در این شرایط براساس منافع ملی خود حرکت خواهد کرد. غلامرضا کریمی، در پاسخ به پرسش درباره ساختار اجرایی تفاهمنامه اسلام‌آباد و معنای آن برای روند رفع تحریم‌ها، توضیح می‌دهد که طبق آخرین تحولات، دوطرف در چارچوب این تفاهمنامه و مذاکرات فنی ژنو بر تشکیل چهار کارگروه تخصصی شامل: کارگروه خاتمه تحریم‌ها، کارگروه هسته‌ای، کارگروه بازسازی و توسعه اقتصادی و کارگروه نظارت و اجرا توافق کرده‌اند و قرار است مذاکرات عادی درباره برنامه هسته‌ای و رفع تحریم‌ها زیرنظر کمیته‌ای عالیرتبه با حضور مقام‌های ارشد دو کشور و میانجیگران پاکستانی و قطری ادامه یابد. این ساختار از نظر او، هم نشانه جدیت طرفین برای ورود به جزییات فنی و حقوقی رفع تحریم‌هاست و هم بازتاب پیچیدگی و زمان‌بر بودن این فرآیند. 

به گفته این استاد دانشگاه، مهم‌ترین دستاورد ملموس این تفاهم صدور مجوز موقت ۶۰ روزه برای صادرات نفت است که آن را «پنجره فرصت محدود» برای احیای صادرات و جذب درآمدهای نفتی می‌خواند.

او تاکید دارد: براساس توافقات موازی، انتظار می‌رود بخشی از دارایی‌های بلوکه شده ایران آزاد شود، هرچند درباره نحوه کنترل و مصرف این وجوه اختلاف جدی میان تهران و واشنگتن وجود دارد؛ مقامات امریکایی بر نقش امریکا و قطر در نظارت بر این منابع تاکید می‌کنند، درحالی‌که مقامات ایرانی هرگونه دخالت را رد کرده و تصمیم‌گیری درباره دارایی‌ها را حق انحصاری ایران می‌دانند. کریمی این تناقض را یکی از گره‌های اصلی مذاکرات معرفی می‌کند. 

این استاد دانشگاه در ادامه و در پاسخ به سوالی درباره ادعای ترامپ مبنی بر لغو کامل تحریم‌ها و چگونگی تحقق این گزاره با اشاره به محدودیت‌های جدی بر سر اختیارات رییس‌جمهور امریکا در لغو تحریم‌ها یادآور شد: ترامپ اگرچه می‌تواند بخشی از تحریم‌ها را با فرمان اجرایی لغو کند، اما بخش عمده‌ای از تحریم‌ها، به ویژه موارد مرتبط با گروه‌های تروریستی، توسط کنگره تصویب شده و لغو آن‌ها نیازمند قانون جدید و رای مثبت نمایندگان است؛ مانعی ساختاری که به سادگی رفع نمی‌شود. 

به گفته کریمی، ترامپ در سال‌های گذشته مواضعی بسیار تند نسبت به ایران داشته و در تهران نگرانی دایمی وجود داشته که هر توافقی مانند برجام زیر سوال برود و لغو شود؛ اما اکنون که خود او رییس‌جمهور است و بیش از دو سال از دوره‌اش باقی مانده، احتمال ورود فردی سختگیرتر کاهش یافته و همین امر می‌تواند فرصتی برای ایران باشد. کریمی در عین حال انتقاد می‌کند از اینکه برخی در داخل، استراتژی خود را صرفا بر شکست احتمالی ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای بنا کرده‌اند، اما تجربه چهار دهه گذشته نشان داده تغییر دولت‌ها در امریکا به‌تنهایی مشکل تحریم را حل نکرده و ایران باید از فرصت محدود ۶۰ روزه برای حرکت به سمت توافقی پلکانی و آزمایشی استفاده کند که در جهت رفع دایمی تحریم‌ها عمل کرده، شرایط ایران را در محیط بین‌المللی عادی کند و در داخل نیز دستاوردی ملموس برای کاهش مشکلات اقتصادی ایجاد کند. 

این کارشناس روابط بین‌الملل در تحلیل شکنندگی تفاهمنامه تاکید کرد: «شکننده و ناپایدار» ناشی از بدبینی ساده نیست، بلکه برآمده از ریشه‌های عمیق اختلاف راهبردی و انباشت تاریخی بی‌اعتمادی میان ایران و امریکا است. 

او این تفاهم را آغاز فرآیندی پیچیده و پرتنش می‌داند که در آن اختلاف‌نظرهای بنیادین و روایت‌های متفاوت از چیستی و چگونگی توافق -از لغو تحریم‌ها تا توقف برنامه هسته‌ای و وضعیت گروه‌های مقاومت و آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده- باید یکی‌یکی حل و فصل شوند. 

کریمی بی‌اعتمادی ناشی از تجربه برجام و خروج امریکا را نیز عامل مهمی می‌داند و نقش مخرب و غیرقابل پیش‌بینی اسراییل را برجسته می‌کند؛ بازیگری که هر توافق ایران و امریکا را تهدیدی علیه امنیت خود می‌بیند و این یادداشت تفاهم را مسیر خارج از چارچوب تلقی می‌کند و می‌کوشد واشنگتن را به سمت رویارویی دوباره با تهران سوق دهد، به ویژه در پرونده لبنان که میان واشنگتن و تل‌آویو اختلاف‌نظر جدی وجود دارد.

او در کنار اینها به فشارهای سیاسی داخلی در دو کشور اشاره می‌کند؛ در امریکا، نزدیکی انتخابات میان‌دوره‌ای و مخالفت تندروهای جمهوری‌خواه که این تفاهم را یکی از بدترین توافق‌های خارجی می‌خوانند و در ایران، حضور گروه‌های مخالف هرگونه سازش و مذاکره که روند را پیچیده‌تر می‌کنند؛ با یادآوری اینکه مهلت ۶۰ روزه بسیار کوتاه است و تجربه برجام نشان داده دست‌کم ۲۰ماه مذاکره فشرده برای شکل‌گیری آن لازم بود. 

درنهایت، این استاد دانشگاه به نقش کنگره و لابی‌های یهودی در تضعیف تفاهم اخیر اشاره می‌کند و می‌گوید: این دو، هر چند با شدت و رویکردی متفاوت نسبت به دوران برجام، به عنوان موانع ساختاری و سیاسی فراروی توافق با ایران عمل می‌کنند و فضای بی‌اعتمادی را تشدید می‌کنند.

او قانون «اینا» را اهرم فشار حقوقی کنگره بر هر توافق می‌داند؛ قانونی که در سال ۲۰۱۵ با هدف تضمین نقش کنگره در نظارت بر توافق هسته‌ای با ایران تصویب شد و اکنون به مهم‌ترین ابزار حقوقی مخالفان توافق تبدیل شده است؛ براساس این قانون، رییس‌جمهور موظف است ظرف چند روز از حصول هر توافق هسته‌ای با ایران، متن آن را به کنگره ارسال کند و نمایندگان طی دوره‌ای مشخص امکان رد یا وتوی آن را دارند و در این مدت لغو تحریم‌ها متوقف می‌ماند. 

کریمی همچنین به اندیشکده‌هایی مانند موسسه یهودی امنیت ملی امریکا (جینسا) و لابی‌هایی مانند آیپک اشاره می‌کند که با طرح پرسش‌های جدی درباره اهداف منع اشاعه و قابلیت راستی‌آزمایی توافق، تلاش می‌کنند روند مذاکرات را تحت‌تاثیر قرار دهند؛ با وجود این فشارها، او معتقد است اگر اراده سیاسی در واشنگتن و تهران شکل گیرد، شخص ترامپ و نفوذ او بر کنگره می‌تواند در نهایی‌سازی توافق نقش داشته باشد و تصویب قطعنامه‌ای در شورای امنیت همراه با تعهد علنی رییس‌جمهور امریکا، راه را برای لغو بخشی از تحریم‌های کنگره و کاهش امنیتی‌سازی پرونده ایران هموار کند. 

کریمی در پاسخ به پرسش درباره نسبت طرح بازسازی غزه و تفاهمنامه ایران و امریکا، تاکید می‌کند برابر دانستن این دو، تحلیلی سطحی است.او می‌گوید: واقعیت‌های ساختاری نظام بین‌الملل به‌گونه‌ای است که نمی‌توان نقش جنگ را نادیده گرفت و سناریوی بازگشت امریکا به گزینه نظامی پس از پایان دوره ۶۰روزه، در محاسبات همزمان تهران و واشنگتن حضور دارد؛ سناریویی که نیروهای مسلح ایران نیز برای آن آماده می‌شوند. در عین حال، یادآور می‌شود ایران یک «پکیج» ۱۴بندی را در قالب تفاهم پذیرفته که یکی از بندهای مهم آن صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی و توسعه اقتصادی ایران است؛ صندوقی که در صورت تحقق توافق نهایی و جذب سرمایه شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران مستقر در کشورهای عربی خلیج‌فارس و دیگر مناطق، قرار است در حوزه‌های انرژی، لجستیک، تولید و حمل‌ونقل فعال شود.

به گفته او، ایران با شرایط دو دهه گذشته خود، در حالت عادی امکان دستیابی به چنین منابعی را نداشت و ناگزیر است نوعی «تغییر پارادایم» در برخی سیاست‌های منطقه‌ای و بین‌المللی بپذیرد تا امکان بهره‌مندی از منابع صندوق فراهم شود؛ چارچوبی که او آن را کاملا متفاوت با «معامله قرن» ترامپ درباره غزه می‌داند، زیرا موقعیت ایران، هم از نظر جایگاه و هم از منظر نتیجه جنگ اخیر، قابل مقایسه با وضعیت فلسطین و طرح‌های تحمیلی گذشته نیست و تهران در موقعیتی که آن را پیروزمندانه و همراه با اعتماد به نفس می‌بیند وارد تفاهم شده است.

این عضو هیات علمی یادآور می‌شود: بسیاری از تحلیلگران، فرصت ۶۰ روزه را «تله استراتژیک» برای شروع جنگ می‌بینند، اما تجربه نشان داده هر چه توافق‌ها سریع‌تر جلو بروند، امکان بازگشت به جنگ محدودتر می‌شود و خطر سناریوهای نظامی کاهش می‌یابد. 

او درباره چالش‌های صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری توضیح می‌دهد: این سازوکار در حال حاضر بیشتر یک هدف بلندپروازانه است تا برگ برنده قطعی؛ کشورهای عربی از یک‌سو خواهان تعهد کامل ایران به برچیدن برنامه هسته‌ای و پذیرش رژیم بازرسی دقیق‌اند و ازسوی دیگر، بر نظارت امریکا بر نحوه هزینه‌کرد وجوه صندوق اصرار دارند، امری که از نگاه تهران فشار بر اقتصاد ایران و همراه با ریسک حقوقی و سیاسی است. فضای کسب‌وکار ایران نیز با وجود پتانسیل فراوان، به‌دلیل تحریم، پیچیدگی مقررات، فساد و بی‌ثباتی‌های مختلف، برای سرمایه‌گذاران محافظه‌کار ریسک‌زا است و آنان به تضمین‌های جدی نیاز دارند.

 با این حال، کریمی معتقد است کشورهای عربی برای تثبیت اوضاع در خلیج‌فارس و خاورمیانه نیازمند ایرانِ باثبات‌اند و همین نقیضه می‌تواند فرصتی برای تهران باشد تا با مشارکت فعال در روندهای اقتصادی منطقه، هم ثبات مستمر ایجاد کند و هم از جذابیت‌های اقتصادی خود در حوزه‌های انرژی، لجستیک، تولید و حمل و نقل برای جذب سرمایه استفاده کند. 

او در بخش دیگری، به واگرایی راهبردی میان امریکا و اسراییل در هفته‌های اخیر می‌پردازد و تاکید می‌کند که شکاف ساختاری در اهداف دوطرف از اختلاف پنهان به سوی رویارویی آشکار حرکت کرده است؛ امریکا پس از طولانی شدن جنگ و جهش هزینه‌ها و قیمت انرژی به این جمع‌بندی رسیده که ادامه جنگ به نفعش نیست و باید هر چه سریع‌تر از بن‌بست خارج شود، درحالی که اسراییل همچنان بر تضعیف بنیادین ایران و پرهیز از توقف زودهنگام تاکید دارد. اختلاف بر سر نحوه پایان جنگ، به‌ویژه در پرونده لبنان، امروز کاملا مشهود است و از نظر کریمی، این وضعیت فرصتی ایجاد کرده تا ایران بتواند از شکاف میان دو متحد، در جهت کاهش فشارها و تحکیم موقعیت خود بهره ببرد.

دکمه بازگشت به بالا