تنگۀ هرمز و دانشکدۀ اصول دین!

گروه سیاسی: مهرداد خدیر در عصرایران نوشت: ساعتی قبل از آن که خبر امضای دو رییس جمهوری ایران و آمریکا ( مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ) پای توافق رسمی پایان جنگ و زودتر از موعد اعلام شود شخصی به نام آقای “مهدی زری‌باف” که کیهان او را “رییس مرکز مطالعات و مبانی مدل‌های اقتصادی بومی” معرفی کرده یادآور شد: “اگر کمی دیگر تنگۀ هرمز بسته می‌ماند، جهش سنگینی در قیمت نفت ایجاد می‌شد و اگر تنگه را حفظ کنیم می‌توانیم تمام غرامت‌ها را وصول کنیم و نیاز به صندوق بازسازی هم نبود.”

    این یادداشت درصدد بررسی ادعای مطروحه نیست و این که تنگۀ هرمز و بستن آن ابزار چانه‌زنی و امیتازگیری بود نه هدف منازعه یا وسیلۀ افزایش قیمت نفت غرض این یادآوری است که اتفاقا مهم‌ترین ویژگی این تصمیم این بود که دست‌دست نکردیم و از تجربه‌های تاریخی گذتشه در تطویل (‌طولانی کردن) و تسویف (‌به فردا افکندن) درس گرفتیم و از عطش و عجله ترامپ برای امضا به سود خودمان یود جُستیم در حالی که اگر به توصیۀ آقای مدل‌های اقتصادی بومی توجه کرده بودیم حسب ظاهر تنگه را داشتیم ولی توافقی در کار نبود و کشورهای دیگر را هم علیه خود شورانده و مشخصا چین را رنجانده بودیم. و اما چند نکتۀ دیگر:

1. با مراجعه به تارنمای مؤسسه مطالعات و مبانی مدل‌های اقتصادی بومی مشخص می‌شود که به تصریح آن دو سال است غیر فعال‌اند. یعنی از وقتی آقای پزشکیان رییس جمهوری شده این مرکز اگرچه حسب ظاهر دولتی نیست اما شاید چون دیگر از درون ساختار دولت حمایت یا تغذیه نمی‌شده کرکره‌اش را پایین کشیدند!

 

2. گویندۀ محترم البته بیکار نمانده و در 9 اسفند 1403 به ریاست دانشکدۀ اصول دین یا اصول‌الدین منصوب شده و در واقع سَمَت او در حال حاضر همین است نه رییس مرکز مدل‌های اقتصادی بومی. به بیان دیگر در موضوعات دینی باید سراغ ایشان بروند نه مباحث اقتصادی. هر چند این پرسش شکل می‌گیرد که چگونه است که در بسیاری از مشاغل بی‌ربط با روحانیت، معممی بر سر کار است ولی در این فقره سراغ متخصص اقتصاد بومی رفته‌اند؟!

3. اگر بپرسیم اصول دین چه ربطی به مدل‌های اقتصادی بومی دارد احتمالا خواهند گفت چرا این نقد را به مؤسسه دین و اقتصاد وارد نمی‌کنید که دین و اقتصاد را با هم دنبال می‌کنند؟ مشکل اما بر سر هم‌نشینی دین و اقتصاد نیست و اتفاقا مؤسسه دین و اقتصاد که یادگار مرحوم عالی‌نسب است سال‌هاست فعالیت دارد و اخبار نشست‌ها و برنامه‌های آن به رغم محدودیت‌های بعد از 88حوادث به سبب مشاوره دادن اقتصاددانان آن به آخرین نخست‌وزیر ایران همواره منتشر می‌شود اما مشخص نیست مرکز مدل‌های اقتصادی بومی که سال 87 و در دوران پرپولی معجزۀ هزارۀ سوم تأسیس شد و مصاحبه کنندۀ محترم از سال 1395 ریاست آن را بر عهده گرفت دقیقا دنبال چیست و چرا ناگهان غیر فعال شد و رییس آن از دانشکدۀ اصول دین سر درآورد؟

4. با توجه به این که دانشکدۀ اصول دین با شهریه اداره می‌شود و گویا از بودجۀ عمومی برخوردار نیست کاری با آن نداریم ولی آیا آقای زری‌باف واقعا معتقد است کمی دیگر باید تنگه بسته می‌ماند تا شاهد جهش قیمت نفت باشیم؟ آن وقت اگر همچنان خودمان در محاصره بودیم و نتوانیم نفت‌مان را بفروشیم یا نتوانیم پول آن را وصول کنیم و به بانک مرکزی بازگردانیم چه فایده‌ای داشت؟

5. گروگان‌گیری کارکنان سفارت آمریکا در تهران در سال 58 هم برای سه روز برنامه‌ریزی شده بود ولی عده‌ای گفتند اگر بیشتر نگاه داریم و محاکمه‌شان کنیم امتیاز بیشتری می‌گیریم و کار به 444 روز کشید. در حالی که بعد از مرگ شاه در مرداد 1359 سالبه به انتفای موضوع شده بود چون هدف استرداد شاه بود و حالا دیگر مرده بود.

جنگ ایران و عراق هم اگر نه بعد از بازپس گیری بندر خرمشهر که در پی صدور قطعنامۀ 598 قابل اتمام بود و نشد و یک سال بعد ادامه یافت تا قطعنامه را پذیرفتیم.برخی مانند فرد مورد اشاره خواستار استمرار همین سنت‌اند حال آن که این بار “عقلانیت ایرانی” تسلیم دیدگاه‌های “آخرالزمانی” نشد و تنگه هم به سرنوشت گروگان‌ها و جنگ 8 ساله دچار نشد.

قصه اما محدود به گروگان‌گیری و جنگ هم نیست. دکتر محمد‌علی موحد ( حقوق‌دان و مدیر برجسته پیشین صنعت نفت و نویسندۀ کتاب “خواب آشفتۀ نفت”) در گفت‌و‌گو با سیروس علی‌نژاد در کتاب “آنچه نآمد در کتاب و در خطاب” می گوید: ” آنچه می‌توان از قضیه نفت آموخت این است که نباید گذاشت مشکل، ناسور شود و به صورت زخمی لاعلاج درآید. چون شما فرسوده می‌شوید. باید قوای خودتان را در نظر بگیرید و نباید بگذارید از نفس بیندازندتان تا بعد شرایط طرف مقابل را قبول کنید. باید قراری باشد و قرار یعنی دو طرفه.”

 

در واقع آقای رییس مرکز اقتصاد بومی و دانشکده اصول دین یک روی سکه را دیده که افزایش قیمت نفت است و روی دیگر را نه که همان فرسودگی است.مهم‌ترین نتیجه توافقی که به امضای الکترونیکی دو رییس جمهوری رسیده و فردا رییس مجلس ایران و معاون رییس جمهوری آمریکا هم آن را امضا خواهند کرد این است که مانع فرسودگی بیشتر می‌شود.

روزگاری دکتر محسن رنانی هشدار داده بود که دچار “تکینگی” شده‌ایم یا خواهیم شد به معنی ایجاد شرایطی که قوانین فیزیک قادر به توصیف آن نیستند.توافق در سریع ترین زمان ممکن مانع تکرار چند تجربۀ قبلی در تطویل (به درازا کشیدن) و تسویف (به فردا افکندن) شد.

راستی چرا داعیه‌داران اقتصاد اسلامی پس از چندی کرکره را پایین می‌کشند و دنبال کار دیگر می‌روند؟ جز این است که با مفاهیم انتزاعی نمی‌توان امور را اداره کرد و گریزی از واقعیت‌ها نیست؟
وقتی نتوان یک مؤسسۀ پژوهشی را اداره یا خود بسنده کرد چگونه می‌توان برای تنگه هرمز و قیمت نفت و مناسبات ایران با جهان نسخه نوشت و دارو تجویز کرد؟

دکمه بازگشت به بالا