
نقش «فقر»، در بروز بیماریهای قلبی
در سالهای اخیر، توجه پژوهشگران از عوامل صرفاً زیستی به سمت عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی معطوف شده است. تغییر سبک زندگی، شهرنشینی، رژیم غذایی ناسالم، کمتحرکی، فشارهای روانی، افزایش سن جمعیت و حتی دسترسی نابرابر به خدمات درمانی، همگی میتوانند خطر ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی را افزایش دهند. علاوه بر این، گزارشهای جهانی نشان میدهند که بیش از سهچهارم مرگهای ناشی از این بیماریها در کشورهای با درآمد کم و متوسط رخ میدهد. این آمار بیانگر آن است که نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی نقش پررنگی در سلامت قلب و عروق ایفا میکنند.به منظور بررسی بیشتر این موضوع، سعاد محفوظپور، دانشیار گروه مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی دانشگاه آزاد تهران جنوب، بههمراه سه همکار دانشگاهی و با همکاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد، پژوهشی مروری انجام دادهاند. این پژوهش که با تمرکز بر شناسایی عوامل زمینهساز اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مرتبط با بیماریهای قلبی-عروقی انجام شده، تلاش کرده است تصویری جامع و قابل اتکا از مطالعات انجامشده در این حوزه ارائه دهد.
پژوهشگران با جستوجوی الکترونیکی در پایگاههای معتبر علمی، مقالات انگلیسیزبان منتشرشده بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۴ را بررسی کردهاند. در این جستوجو از کلیدواژههایی مرتبط با بیماریهای غیرواگیر، بیماریهای قلبی-عروقی و اثرات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی استفاده شده است. سپس برای نظمدهی به اطلاعات، از فرم استخراج داده استفاده شد و نظر متخصصان حوزههای مختلف برای دستهبندی نهایی عوامل به کار گرفته شد.یافتههای این پژوهش که در «مجله مدیریت ارتقای سلامت» وابسته به انجمن علمی پرستاری ایران منتشر شدهاند، نشان دادند که در مجموع ۳۵ عامل مؤثر بر بیماریهای قلبی-عروقی قابل شناسایی است. بیشترین سهم مربوط به «عوامل اجتماعی» بود که ۵۱ درصد از کل عوامل را شامل میشد. عواملی مانند سطح تحصیلات، حمایت اجتماعی، وضعیت شغلی، محل سکونت و شرایط محیطی در این دسته قرار میگیرند. پس از آن، «عوامل اقتصادی» با ۲۸ درصد، از جمله درآمد، فقر، امنیت شغلی و توانایی تأمین هزینههای درمان، و در نهایت «عوامل فرهنگی» با ۲۰ درصد، مانند باورها، عادات غذایی، سبک زندگی و نگرش به سلامت، شناسایی شدند.پژوهشگران تأکید کردهاند که این عوامل بهصورت جداگانه عمل نمیکنند، بلکه بهشدت درهمتنیده هستند. برای مثال، فقر میتواند به تغذیه ناسالم، استرس مزمن و دسترسی محدود به خدمات درمانی منجر شود و در نهایت خطر بیماری قلبی را افزایش دهد. از این رو، پیشنهاد شده است که سیاستگذاران سلامت در تدوین برنامههای پیشگیری و کاهش مرگومیر ناشی از بیماریهای قلبی-عروقی، به این مجموعه عوامل بهصورت همزمان توجه کنند.
این پژوهش همچنین نشان میدهد که بسیاری از مطالعات پیشین نیز رویکردهای تلفیقی را اتخاذ کردهاند، زیرا مرز روشنی میان عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی وجود ندارد. بهعنوان نمونه، مطالعات مختلف نشان دادهاند که نبود حمایت اجتماعی، انزوای اجتماعی در محیط کار، یا زندگی در محلههای محروم، با افزایش خطر ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی همراه است. همچنین شواهدی وجود دارند که نشان میدهند مشکلات مالی میتواند مانع دسترسی به دارو و غذای سالم شود و همین موضوع خطر بستری شدن و مرگ را افزایش دهد.از منظر فرهنگی نیز، درک باورها و عادات افراد نقش مهمی در موفقیت درمان و پیشگیری دارد. پایبندی به درمان، تغییر سبک زندگی و حتی پیشآگهی بیماری میتواند تحت تأثیر فرهنگ، مذهب، مهاجرت و تغییرات سبک زندگی قرار گیرد.
این یافتهها در نهایت حاکی از آن هستند که برنامههای پیشگیری زمانی موفق خواهند بود که متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی هر جامعه طراحی شوند و صرفاً به توصیههای کلی بسنده نکنند.
