
آیا سگهای بلاصاحب منبع درآمدی برای شهرداریها و پیمانکارانشان هستند؟!!
از چیزی بیش از سی و چند سال قبل که فعالیتی در زمینه حقوق حیوانات در ایران انجام نمیشد اما کشتار سگها رواج داشت چرا نسل سگها در ایران منقرض نشده است؟!!
پیداست اجرای این روشهای غیر اخلاقی و ناکارآمد منافع مالی برای شهرداریها در بر دارد.
مادامیکه ساماندهی حیوانات شهری به مناقصه گذاشته میشود و شهرداری آن را در مقابل کمترین مبلغ پیشنهادی به پیمانکار محول میکند،پس انداز زیادی از بودجه ایی که برای ساماندهی سگها دریافت کرده ، برایش باقی خواهد ماند.از سویی دیگر پیمانکاری که مبلغی را از شهرداری دریافت کرده و درمناقصه با هدف دریافت سود مالی شرکت کرده است همان مبلغ دریافتی را هم برای سگها هزینه نمیکند تا خرج در رفته چیزی ته کیسهاش بماند.
در شهرهایی که شهرداریها خود به انجام این امر مبادرت میورزند و با حداقل هزینه اقدام به کشتار یا جمع آوری سگها در اسارتگاهها کرده و باعث مرگ تدریجی آنها میشوند، میزان زیادی از بودجه ساماندهی برایشان پسانداز خواهد شد.
تعدادی از اسارتگاه های شهرداری در مراکز استانها یا شهرهای بزرگ با وجود آنکه سگهای بلاصاحب را مشکل شهر خود میدانند در ازای دریافت مبالغی اقدام به پذیرش سگ از شهرها و روستاهای مجاورمیکنند،این امر چه دلیل دیگری جز منفعت مالی میتواند داشته باشد؟!!
از سویی دیگر تعدادی از سگها با تحمل درد و رنج و گرسنگی و تشنگی مراکز اسارت شهرداریها زنده میمانند و پس از مدتی پیمانکاران یا شهرداریها با رها سازی موقت آنها در گله های چندین تایی با ظاهری تکیده و بعضا مو ریخته در اطراف شهرها باعث ایجاد وحشت در مردم شده و مجدد به بهانه مردم با دریافت بودجه اقدام به زنده گیری و حبس سگها کرده و این چرخه ی معیوب ادامه مییابد.
تهییج اذهان عمومی بر علیه سگهای بلاصاحب، انتشار آمار کذب درباره هاری و گزیدگی و…. اقدامات پشتیبانیست که در جهت ادامه ی این چرخه ی معیوب و پولساز برای شهرداریها و پیمانکارانشان صورت میگیرد.
این در حالیست که بازارهای خرید و فروش حیوانات با اطلاع کامل شهرداریها به کار مشغولند و با فروش سگهای پرورشی یا دزدی و حیوانات حیات وحش از طریقی دیگر به شهرداری سود میرسانند. بازارهایی که مساحت وسیعی را با نظارت مستقیم پنهانی یا علنی شهرداریها اشغال کرده اند و در آنها سگ و حیوانات حیات وحش به فروش میرسند.
در قسمتی از این بازارها جنگ اندازی سگها رایج است و سرپرستان بی مسئولیت با شرط بندی بر روی سگهای خود آنها را به جان هم میاندازند. بعضا دیده شده که این کار در کنار جاده های بزرگراهها و با حضور کودکان انجام میشود اما شهرداری هیچ نگرانی بابت مردم ندارد همان شهردای که سگهای بلاصاحب را به بهانه مردم جمع آوری میکند علاوه بر آنکه میدانیم این قِسم شرط بندی نوعی قمار و حرام است.
این شواهد نشان میدهند شهرداریها در صدد کسب منفعت و درآمد از جمع آوری و کشتار سگها و در کنار آن خرید و فروش حیوانات و البته شرط بندی و جنگ اندازی آنها که حرام است میباشند و مادامیکه پای منفعت آنها در میان است نه تنها دغدغه شهروندان و سلامت آنها را ندارند بلکه آنها را بهانه منفعت طلبی خود کرده و از طریق جمع آوری و کشتار سگها با پرخاشگر کردن آنهاو افزایش جمعیتشان سلامت جامعه را در جهت منافع مالی خود تهدید میکنند.
زنده گیران شهرداریها برای تحویل دادن تعداد معینی سگ در روز حتی وارد حریم خصوصی و املاک مردم میشوند و اقدام به بردن سگهایشان میکنند.
این زنده گیران که بعضا افرادی دارای سو پیشینه اند با بیرحمی و آزار سگها به بدترین روش آنها را میگیرند و به آنها آسیبهای جدی میرسانند.
روشهای به روز علمی و اخلاقی مدیریت جمعیت حیوانات شهری و کنترل هاری تاکید بر عقیمسازی، واکسیناسیون و باز گردانی سگها به محل اولیه زندگیشان کنار مردم دارد. آموزش به مردم برای پذیرش سگها، زندگی مسالمت آمیز کنار سگها و آزار نرساندن به آنها و خوراکرسانی اصولی نیز باید انجام گیرد. سگی که عقیم است هیجانات جفتگیری، پرخاشگری و نزاع یا گشت و گذار برای یافتن جفت را ندارد. سیر بودن سگها نیز علاوه بر آنکه مانع زباله گردی سگها شده و باعث تغذیه ی آنها از منابع بهداشتی میشود سبب آرامش بیشتر، گشت زنی و اضطراب کمتر آنها شده و تمام این موارد تعارض سگها را با محیط پیرامون خود کاهش میدهد. در واقع سگهای عقیم و سیر در قلمرو خود مستقرند و جابجایی جمعیت هم به حداقل میرسد. تمام این موارد منجر به مدیریت جمعیت سگها، کنترل بیماری هاری و کاهش گزش خواهد شد.
برعکس کشتار و جمع آوری سگها با افزایش ظرفیت حمل منطقه باعث میشود که سگهایی از مناطق دیگر به محلی که در آن کشتار یا جمع آوری شده بیایند و جایگزین سگهای قبل شوند.این سگها هم با سگهای بقا یافته قبلی وارد نزاع بر سر قلمرو میشوند،هم نر و ماده ها جفتگیری کرده و بر جمعیت سگهای همان محلی که در آن سگها کشتار یا جمع آوری شده اند ،می افزایند.از این روست که میبینیم با وجود کشتار و جمع آوری طی سالها و ادامه ی این چرخه معیوب جمعیت سگها مدیریت نشده است.
نکته قابل توجه آن است که ارتباطی بین خوراکرسانی سگها با افزایش جمعیت آنها وجود ندارد،بلکه حتی این احتمال وجود دارد که سگهای ماده در اثر اضطراب ناشی از گرسنگی پیش از موعد یا بیشتر از حد طبیعی فحل و آماده جفتگیری شوند.در واقع خوراکرسانی اصولی کیفیت تغذیه حیوانات را افزایش داده و این امر به ارتقا بهداشت و سلامت عمومی انسانها کمک میکند.
دستورالعملهای مدون سازمانهای جهانی مرتبط با بهداشت و سلامت و تغذیه انسان و حیوان و منابع علمی و اخلاقی و به روز علم مدیریت حیوانات شهری موید نکات فوق میباشند.
از طرفی سگها در مناطقی که مردم با آنها بهتر رفتار میکنند و به آنها آزار نمیرسانند،آرامترند.باید در نظر داشته باشیم که رفتار بد مردم با آنها و اعمال بیرحمانه شکارچیان و زنده گیران شهردای در حافظه ی سگها ثبت میشود و موجب پرخاشگری آنها میگردد.
در واقع سگی که سیر و سلامت و عقیم است،با او بد رفتاری نمیشود و زندگی خود را در خطر نمیبیند آرام است و وقتی واکسینه باشد سلامت خودش و مردم هم تامین خواهد شد.
تمام موارد عنوان شده موید این نکته است که اگر شهرداریها با وجود راه حلهای علمی و اخلاقی مدیریت جمعیت حیوانات شهری که منجر به سلامت کل جامعه میشود ،به جای صرف هزینه در مسیر درست و نتیجه بخش که حاصل آن دستیابی به جمعیتی پایدار و ایمن از سگهاست؛هنوز تاکید دارند که روشهای منسوخ و غیر علمی و غیر اخلاقی کشتار یا جمع آوری که بدون نتیجه اند یا نتایج معکوس دارند را پیش گیرند باید پای منافعی برایشان در میان باشد.