
چرا گنجینههای اروپا دیگر در امان نیستند؟
از سرقت مخفیانه تا حمله با تبر و مواد منفجره
بر اساس گزارش یوروپل، یکی از مهمترین تغییرات سالهای اخیر، افزایش استفاده از زور و ابزارهای خشن در سرقت آثار فرهنگی است. سارقان در موارد مختلف از تبر، دیلم، ابزارهای برش و حتی مواد منفجره استفاده کردهاند.
این تغییر فقط به معنای افزایش خشونت نیست؛ بلکه نشان میدهد سرقت آثار فرهنگی برای برخی گروههای مجرمانه به یک فعالیت سریع و هدفمند تبدیل شده است. یوروپل معتقد است بخشی از این تغییر را باید در ظهور شبکههای جنایی جدید جستوجو کرد؛ شبکههایی که برخلاف باندهای سنتی، لزوماً ساختار ثابت و رهبر مشخص ندارند و گاهی افراد مورد نیاز خود را بهصورت موردی و از طریق شبکههای اجتماعی و پیامرسانها جذب میکنند.به این ترتیب، یک سرقت موزهای دیگر الزاماً عملیات یک باند قدیمی و تخصصی نیست؛ ممکن است گروهی از افراد محلی برای یک هدف مشخص گرد هم بیایند، عملیات را انجام دهند و پس از آن از یکدیگر جدا شوند.
چرا طلا و اشیای تاریخی هدف جذابی هستند؟
یکی از نکات مهم گزارش یوروپل، توجه ویژه سارقان به طلا، جواهرات و اشیای ساختهشده از فلزات گرانبها است. افزایش شدید ارزش طلا، انگیزه اقتصادی این سرقتها را بیشتر کرده است. رویترز به نقل از یوروپل گزارش داده که قیمت طلا طی دو سال حدود ۸۵ درصد افزایش یافته است. در چنین شرایطی، اشیای تاریخی ساختهشده از طلا دو ارزش متفاوت دارند: ارزش فرهنگی و تاریخی برای موزه و ارزش مادی برای مجرم. مشکل بزرگتر این است که یک قطعه طلایی را میتوان ذوب کرد و از بین بردن هویت اصلی آن، ردیابیاش را دشوارتر کرد. بنابراین ممکن است برای سارقان، ارزش فلز از ارزش تاریخی شیء مهمتر باشد؛ در حالی که با ذوب شدن آن، بخش مهمی از میراث فرهنگی برای همیشه نابود میشود.
گنجینه بیینا؛ سرقتی چهار دقیقهای
ماجرای اسپانیا نمونه روشنی از این تغییر الگوست. «گنجینه بیینا» در سال ۱۹۶۳ توسط باستانشناس خوزه ماریا سولر کشف شد. این مجموعه شامل دهها شیء از طلا، نقره، آهن و کهربا و متعلق به حدود هزار سال پیش از میلاد است و از مهمترین یافتههای عصر برنز اروپا به شمار میرود.
سارقان بامداد ۲۷ اوت ابتدا با ایجاد یک هشدار در مرکز ورزشی شهر، نیروهای امنیتی را به نقطه دیگری کشاندند. چند دقیقه بعد، آژیرهای موزه به صدا درآمد، اما زمانی که نیروهای پلیس به محل رسیدند، سارقان ساختمان را ترک کرده بودند.
طبق گزارشهای اولیه، آنها از پنجره وارد موزه شدند و بیشتر گنجینه را با خود بردند. ارزش طلای این مجموعه دستکم حدود ۱.۷ میلیون یورو برآورد شده است؛ هرچند ارزش تاریخی آن عملاً قابل محاسبه نیست.این سرقت از این جهت مهم است که نشان میدهد حتی یک موزه کوچک شهری نیز میتواند هدف عملیاتی دقیق و از پیش طراحیشده قرار بگیرد.
ایتالیا؛ یک نمونه دیگر از آسیبپذیری موزهها
چند روز پیش از سرقت بیینا، موزهای در شهر مسینا در سیسیل ایتالیا هدف سارقان قرار گرفت.
چهار اثر منسوب به آنتونلو دا مسینا، نقاش مهم دوره رنسانس، از موزه منطقهای مسینا ربوده شد. سارقان سه تابلوی باقیمانده از پنج بخش «پولیپتیک سن گرگوری» را با خود بردند و یک اثر دوطرفه را نیز از ویترین زرهپوش خارج کردند. ارزش این آثار بین ۷۰ تا ۸۰ میلیون یورو برآورد شده است.
نکته قابل توجه این است که سرقت در شرایطی اتفاق افتاد که نگهبانان در موزه حضور داشتند و سیستمهای هشدار و امنیتی نیز فعال بودند. همین موضوع پرسشهایی درباره میزان واقعی کارآمدی سامانههای حفاظتی موزهها ایجاد کرده است. تنها چند روز پیش از آن نیز پلیس ایتالیا از کشف سه اثر متعلق به رنوار، سزان و ماتیس خبر داده بود که در سرقتی از بنیاد مگنانی-روکا در نزدیکی پارما ربوده شده بودند. این سرقت کمتر از سه دقیقه طول کشیده بود.
موزه لوور؛ هشدار بزرگتر
البته این نگرانی از امروز آغاز نشده است. یکی از مشهورترین نمونهها، سرقت از موزه لوور در پاریس در اکتبر سال گذشته بود؛ سارقان در روشنایی روز وارد موزه شدند و در کمتر از هشت دقیقه با جواهراتی به ارزش حدود ۸۸ میلیون یورو گریختند.لوور تنها یک نمونه نمادین است؛ اهمیت آن در این بود که نشان داد حتی یکی از مشهورترین و حفاظتشدهترین موزههای جهان نیز میتواند هدف یک عملیات سریع و جسورانه قرار گیرد.از سوی دیگر، یوروپل به مواردی از استفاده از مواد منفجره برای سرقت آثار باستانی در هلند نیز اشاره کرده است؛ موضوعی که نشان میدهد مسئله دیگر فقط ورود مخفیانه به یک موزه و خارج کردن یک تابلو نیست.
شبکههای اجتماعی وارد بازی شدهاند
یکی از نگرانکنندهترین بخشهای گزارش یوروپل، نقش شبکههای اجتماعی در شکلگیری گروههای جدید سارقان است. گروههای جدید لزوماً مانند شبکههای سنتی قاچاق آثار فرهنگی، سالها با یکدیگر کار نمیکنند. برخی از آنها ممکن است افراد مورد نیاز خود را برای یک عملیات مشخص در فضای آنلاین پیدا کنند. این تغییر، کار پلیس را دشوارتر میکند؛ زیرا دیگر الزاماً با یک سازمان جنایی ثابت مواجه نیست که بتوان ساختار، اعضا و مسیرهای مالی آن را شناسایی کرد.از سوی دیگر، بازار سیاه آثار فرهنگی نیز بینالمللی است. یک شیء ممکن است در اسپانیا سرقت شود، از مرزهای چند کشور عبور کند و در نهایت در اختیار خریدار یا واسطهای در نقطهای دیگر از جهان قرار گیرد.
مسئله فقط پول نیست؛ حافظه تاریخی در خطر است
تفاوت سرقت یک اثر هنری با سرقت یک کالای عادی در همینجاست.اگر یک خودرو دزدیده شود، موضوع اصلی از دست رفتن یک دارایی مادی است. اما وقتی یک اثر تاریخی هزارساله ربوده میشود، چیزی بیش از یک شیء فیزیکی از یک جامعه جدا میشود.در مورد گنجینه بیینا، برای مثال، مسئله تنها ارزش طلای موجود در اشیا نیست. این مجموعه بخشی از شواهدی است که درباره جوامع عصر برنز، فناوری فلزکاری، مناسبات اجتماعی و تاریخ اروپا اطلاعات در اختیار پژوهشگران قرار میدهد.
در مورد آثار آنتونلو دا مسینا نیز مسئله صرفاً قیمت چند تابلو نیست؛ این آثار بخشی از تاریخ هنری و هویت شهر مسینا و منطقه سیسیل هستند. مقامهای محلی نیز پس از سرقت تأکید کردند که آثار این هنرمند بخشی از هویت فرهنگی شهر محسوب میشوند.
آیا اروپا با «بحران امنیت موزهها» روبهروست؟
گزارش یوروپل بهتنهایی به معنای آن نیست که تمام موزههای اروپا ناامن شدهاند. اما کنار هم گذاشتن هشدار این نهاد با مجموعهای از سرقتهای اخیر، تصویری نگرانکننده ایجاد میکند: مجرمان سریعتر، جسورتر و در برخی موارد خشنتر شدهاند و ارزش فزاینده فلزات گرانبها نیز انگیزه تازهای ایجاد کرده است.
از لوور و سرقت جواهرات گرفته تا آثار رنوار، سزان و ماتیس، نقاشیهای رنسانس مسینا و حالا گنجینه سههزارساله بیینا، نمونهها متفاوتاند؛ اما وجه مشترک آنها سرعت بالای عملیات و تمرکز بر اشیایی با ارزش اقتصادی یا فرهنگی بسیار بالا است.
در چنین شرایطی، چالش موزههای اروپا فقط نصب دوربین بیشتر یا افزایش تعداد نگهبانان نیست. آنها باید با شبکههای مجرمانه انعطافپذیر، بازار جهانی آثار مسروقه، افزایش ارزش طلا، ارتباطات آنلاین و عملیاتهایی که در چند دقیقه انجام میشوند مقابله کنند.و شاید مهمترین هشدار ماجرای بیینا همین باشد: وقتی سارقان بتوانند یک گنجینه باستانی را در کمتر از چهار دقیقه از موزه خارج کنند، مسئله دیگر فقط سرقت یک اثر هنری نیست؛ مسئله، امنیت بخشی از حافظه فرهنگی اروپاست.
