
در سوگ مجلسی که دیگر خانه ملت نیست
کوتاه و از سر درد می نویسم؛
خانه ملت را نمیتوان با دیوارهای بلند، فهرستهای ممنوعیت و ترس از ارتباط با جهان حفظ کرد. خانه ملت زمانی پابرجاست که درهایش به روی مردم باز باشد و نمایندگانش بتوانند از حقوق آنان دفاع کنند.
به همین دلیل بوده و هست که باید بر ضرورت انتخابات آزاد، عادلانه و قانونی اصرار داشت، نه برای آنکه یک جریان سیاسی جای جریان دیگری را بگیرد؛ بلکه برای آنکه نمایندگانی به مجلس راه یابند که پشتوانه واقعی رأی مردم را داشته باشند و خود را در برابر ملت پاسخگو بدانند.
مجلس قدرتمند، مجلسی نیست که هر محدودیتی را با رأی اکثریت تصویب کند. مجلس قدرتمند، مجلسی است که حتی در برابر وسوسه قدرت نیز از حقوق ملت کوتاه نیاید؛ مجلسی که امنیت را بدون قربانی کردن آزادی بخواهد، استقلال را بدون انزوا دنبال کند و قانون را برای حمایت از شهروندان به کار گیرد، نه برای افزایش دامنه ترس و محدودیت.
سوگ ما برای مجلس نیست؛ سوگ ما برای فاصله گرفتن مجلس از فلسفهای است که به خاطر آن باید «خانه ملت» نامیده شود.
*رییس جبهه اصلاحات و دبیر کل حزب اتحاد ملت
سخنگوی جبهه اصلاحات ایران در اعتراض به تصویب کلیات طرح مقابله با نفوذ اعلام کرد:
امنیت ملی با قربانی کردن آزادی برقرار نمی شود
جواد امام سخنگوی جبهه اصلاحات ایران در یادداشتی تصریح کرد: امنیت ملی بدون آزادی پایدار نمیماند و آزادی بدون امنیت نیز بیپشتوانه است. هنر قانونگذاری، ایجاد تعادل میان این دو است؛ نه قربانی کردن یکی به نام دیگری.
سخنگوی جبهه اصلاحات ایران که این یادداشت را در اعتراض به تصویب کلیات طرح مقابله با نفوذ بیگانگان در نشست عمومی روز یکشنبه همین هفته مجلس نوشته، معتقد است: امنیت برای مردم است، نه در برابر مردم؛ و آزادی نیز بدون امنیت معنا و امکان پایدار ندارد.
جواد امام با تأکید بر این که مسئله امروز انتخاب میان امنیت و آزادی نیست؛ مسئله، ساختن امنیتی است که با آزادی، قانون و اعتماد عمومی پایدار بماند، هشدار داد: هرگونه قانونگذاری مبهم و توسعه عناوین مجرمانه میتواند به محدود شدن آزادیهای مشروع شهروندان منجر شود.
وی مقابله با جاسوسی و نفوذ سازمانیافته بیگانگان را وظیفه قطعی هر نظام سیاسی و ضرورتی برای صیانت از امنیت و منافع ملی دانست و یادآور شد که هیچ کشوری نمیتواند نسبت به فعالیت سرویسهای اطلاعاتی بیگانه، انتقال اطلاعات محرمانه یا اقدامات سازمانیافته علیه امنیت کشور بیتفاوت باشد؛ اما در عین حال تصریح کرد: مسئله از جایی آغاز میشود که عنوان «نفوذ» چنان گسترده و مبهم تعریف شود که مرز میان جاسوسی و ارتباط، اقدام امنیتی و فعالیت مدنی، همکاری اطلاعاتی و گفتوگو با جهان از میان برود. اگر قرار است با نفوذ مبارزه کنیم، نخست باید «نفوذ» را دقیق، روشن و حقوقی تعریف کنیم. باید مشخص باشد چه رفتار، با چه قصدی، در چه چارچوبی و با چه ادلهای مصداق نفوذ یا جاسوسی محسوب میشود. نمیتوان با عناوین کلی و کشدار، قلمرو امنیت را تا رسانه، دانشگاه، فرهنگ، ارتباطات علمی و فعالیت سیاسی شهروندان گسترش داد. ارتباط علمی با دانشگاههای جهان، گفتوگوی فرهنگی، فعالیت رسانهای، نقد سیاستهای داخلی، ارتباط با رسانههای خارجی و تعاملات اجتماعی، فینفسه «نفوذ» نیستند. اتفاقاً جامعهای که از رسانههای مستقل، دانشگاه پویا، احزاب فعال و نهادهای مدنی برخوردار باشد، در برابر نفوذ واقعی مقاومتر است؛ زیرا جامعه آگاه و برخوردار از امکان نقد، کمتر در معرض عملیات پنهان و روایتسازی بیگانه قرار میگیرد. وی با بادآوری این که از منظر اصلاحطلبی، امنیت ملی و آزادیهای مدنی دشمن یکدیگر نیستند که ناچار باشیم یکی را انتخاب کنیم، تأکید کرد: امنیت پایدار، محصول اعتماد عمومی، قانونمداری، مشارکت سیاسی، انسجام اجتماعی و اقتدار ملی است.
جواد امام با اظهار نگرانی از این که «نفوذ» از یک مفهوم دقیق امنیتی به یک عنوان مبهم سیاسی تبدیل شود، تأکید کرد: نفوذِ تعریفنشده میتواند روزی به جای دشمن، منتقد را هدف بگیرد. این در حالی است که قانون باید میان جاسوس و روزنامهنگار، عامل بیگانه و منتقد، انتقال اطلاعات محرمانه و تبادل علمی، عملیات سازمانیافته و فعالیت مدنی مرز روشن بگذارد.
سخنگوی جبهه اصلاحات ایران در پایان اظهار داشت: مبارزه واقعی با نفوذ، با بستن پنجرههای جامعه به جهان ممکن نمیشود؛ بلکه با تقویت نهادهای ملی، افزایش اعتماد عمومی، شفافیت، حاکمیت قانون و توانمند کردن جامعه مدنی امکانپذیر است.
ناامنی اجتماعی!
✍🏻 احمد زیدآبادی
پریشب ۲۱ ضربه چاقو به سر و گردن و بدن خواهرزادهٔ ۵۵ سالهام در زادگاهم زدند. آنچه باعث نجات جانش شد، واقعاً به معجزه شبیه است.
مدتهاست من نسبت به ناامنی اجتماعی و آنچه موجب تضعیف نقش پلیس در این باره میشود، هشدار میدهم.
استفاده از نقش پلیس در جایگاه غیرمعمول آن، موجب بدبینی جامعه به این نیرو شده و این نیز به نوبهٔ خود از اقتدار مشروع پلیس و جایگاه طبیعی آن به عنوان حافظ جان و مال شهروندان از هرگونه تعرض، بسیار کاسته است. در این باره بینهایت حرف و سخن و داستان است که پیش از این در بارهاش نوشتهام. اکنون بویژه در شهرستانها و به طور خاص در شهر ما سیرجان، آمار درگیریهای منجر به قتل و جرح از اندازه بیرون است. دوستان جراحم در آنجا از کثرت عمل مجروحان واقعاً به تنگ آمدهاند. این رسم کشورداری نیست! شهروندان در بسیاری از حوزههایی که نیاز به کمک و حمایت و پناه دارند به حال خود رها شدهاند و در عوض در اموری که باید به حال خود رها باشند، تحت کنترل قرار میگیرند. ادامهٔ این وضعیت، امنیتی برای احدی باقی نمیگذارد. پلیس باید نیرویی مدنی و مقتدر و سالم و مورد احترام مردم باشد تا هم نقش طبیعی خود را در هر شرایطی ایفا کند و هم به نسبت خدمات خود، قدر ببیند. به عبارت دیگر، پلیس باید از دایرهٔ منازعات سیاسی خارج شود چرا که فارغ از نظر شهروندان نسبت به حکومتشان، مردم با هر نوع گرایشی به وقت تهدید جان و مالشان توسط دیگران هیچ چارهای جز توسل به پلیس ندارند. کاش مخالفان حکومت نیز این واقعیت را درک میکردند و از تضعیف نقش طبیعی پلیس، خوشحال نمیشدند!
