
چرا رسانه ملی از اهداف کلان نظام فاصله گرفت؟
شرق در ادامه با اشاره به هشدارهای مسعود پزشکیان افزود: «وقتی مسعود پزشکیان ناچار میشود نسبت به القای شکاف میان دولت و نیروهای نظامی از سوی رسانه رسمی کشور هشدار دهد و همزمان خبرهایی از تذکر صریح و کمسابقه او به رئیس سازمان صداوسیما منتشر میشود، دیگر نمیتوان ماجرا را به یک سوءتفاهم تقلیل داد.» این روزنامه سپس این پرسش را مطرح میکند: «واقعا صداوسیما در حال اجرای کدام سیاست است؟» و مینویسد اگر این سازمان خود را متعهد به راهبردهای کلان نظام و تقویت انسجام ملی میداند، باید توضیح دهد که چگونه به گفته نویسنده، به سمت «سانسور مسئولان رسمی، دامنزدن به دوگانههای سیاسی و تولید روایتهای اختلافبرانگیز» رفته است.
شرق با انتقاد از مدیریت فعلی رسانه ملی، مدعی است: «از زمان استقرار تیم جبلی-جلیلی بر صداوسیما، این سازمان بیش از گذشته از جایگاه رسانه ملی دور شده و به رسانه یک جریان سیاسی خاص نزدیک شده است.» به باور نویسنده، نتیجه این رویکرد «افول بیسابقه اعتماد عمومی، سقوط مرجعیت خبری، کوچ مخاطبان به رسانههای فارسیزبان خارج و فرسایش تدریجی انسجام ملی» بوده است.
در بخش دیگری از این یادداشت آمده است: «صداوسیما سالها پیش از آنکه غالب مخاطبانش را از دست بدهد، هویت ملی خود را از دست داد. سازمانی که باید رسانه همه ایرانیان باشد، به رسانه جریانمحور تقلیل یافت.»
شرق همچنین با تأکید بر اینکه «مهمترین سرمایه یک رسانه، اعتماد است»، مینویسد رسانهای میتواند اعتماد عمومی را جلب کند که از «شفافیت، صداقت و استقلال حرفهای» برخوردار باشد؛ مؤلفههایی که به اعتقاد نویسنده، صداوسیما در آنها با کاستی مواجه است.
این روزنامه در ادامه از عملکرد صداوسیما در دوره جنگ نیز انتقاد کرده و نوشته است: «در شرایط جنگ و بحران، رسانه ملی باید مهمترین سنگر آرامش روانی جامعه باشد. باید اختلافها را مدیریت کند، نه آنکه خودش با کلکسیونی از کارشناسان تندرو، تولید تنش و تفرقه کند.»شرق همچنین با انتقاد از رویکرد برنامهسازی صداوسیما آورده است: «تولید برنامههای اختلافساز، دعوت مکرر از چهرههای رادیکال، حذف یا سانسور دیدگاههای متفاوت، تکرار تحلیلگران ثابت و بازتولید ادبیات تفرقهساز، این رسانه را از مأموریت اصلی خود دور کرده است.»
در پایان، این روزنامه با هشدار نسبت به پیامدهای ادامه این روند تأکید میکند: «صداوسیما اگر اصلاح نشود، بزرگترین تهدید برای اعتماد عمومی خواهد بود که اگر از دست برود، بازسازی آن بهمراتب دشوارتر از بازسازی هر زیرساختی است.» همچنین در آخرین جمله یادداشت آمده است: «امروز ایران به رسانهای نیاز دارد که زیر پرچم ایران بایستد، نه زیر پرچم یک حلقه بسته سیاسی.»
