ایران امروز به صلح در داخل و صلح شرافتمندانه در خارج نیازمند است

گروه سیاسی: رئیس جبهه اصلاحات ایران در نشست مجمع عمومی این جبهه، با ابراز نگرانی عمیق از شرایط کنونی کشور و استمرار جنگ و گسترش دامنه آن و در عین حال ارسال پیام‌ها و رفتارهای متناقض به جهان، تأکید کرد که ایران در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار دارد و عبور از این وضعیت تنها با تکیه بر عقلانیت، تدبیر، همبستگی ملی و تصمیم‌گیری بر مبنای منافع ملی امکان‌پذیر است.

آذر منصوری با اشاره به پیامدهای جنگ و تداوم تنش‌ها، گفت: جنگ فقط رویارویی قوای نظامی و ارتش‌ها نیست؛ جنگ، ویرانی اقتصاد، فرسایش سرمایه اجتماعی، گسترش ناامیدی، مهاجرت نخبگان، افزایش فقر و از میان رفتن فرصت‌های توسعه است و در نهایت، آینده یک ملت را تهدید می‌کند. 
رئیس جبهه اصلاحات ایران افزود: مایه نگرانی است که گروهی اندک اما پر هیاهو، بدون توجه به مصالح عالی کشور در تریبون های رسمی و‌نیز رسانه ای که باید ملی باشد، یادداشت تفاهم ایران و آمریکا را چنان تفسیر کرده‌اند که گویی نشانه شکست یا عقب‌نشینی ایران است؛ در حالی که هر توافق یا تفاهمی باید بر اساس منافع ملی، کاهش تهدیدها و تأمین امنیت و رفاه مردم ارزیابی شود، نه بر مبنای رقابت‌های سیاسی و جناحی. 
وی با بیان این که اگر این تفاهم نامه بر اساس تصمیم و مصوبه شورای عالی امنیت ملی شکل گرفته باشد، بدیهی است که همه دستگاه‌ها و ارکان کشور باید خود را نسبت به اجرای آن متعهد بدانند، گفت: اقتدار نظام سیاسی زمانی افزایش می‌یابد که تصمیم‌های قانونی با انسجام اجرا شوند و از ارسال پیام‌های متناقض به جامعه و جهان پرهیز شود. در همین چارچوب، انتظار می‌رود همه جریان‌های سیاسی، نهادها و شخصیت‌های اثرگذار، به‌ویژه در شرایط آتش‌بس شکننده و حساس کنونی، از هرگونه اقدام، اظهار نظر یا رفتار خارج از سازوکارهای رسمی تصمیم‌گیری کشور پرهیز کنند.
آذر منصوری ادامه جنگ یا استمرار وضعیت پرتنش نه جنگ، نه صلح را برای کشور پر هزینه دانست و افزود: این وضعیت فقط افزایش هزینه‌های نظامی را در پی ندارد؛ بلکه به معنای فرسایش تدریجی بنیان‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور است. این در حالی است که اقتصاد ایران سال‌هاست زیر فشار تحریم، تورم مزمن، کاهش سرمایه‌گذاری، افت ارزش پول ملی و کاهش اعتماد عمومی قرار دارد. در چنین شرایطی، هر روز استمرار بحران، هزینه‌ای مضاعف بر دوش مردم می‌گذارد. سرمایه از کشور خارج می‌شود، تولید، آسیب می‌بیند، امید، کاهش می‌یابد، بر شمار بیکاران و فقرا، افزوده می‌شود و تصویر آینده، مبهم‌تر از پیش خواهد شد.
رئیس جبهه اصلاحات ایران با اشاره به فاجعه تلخ دی ماه سال گذشته که منجر به کشته شدن عده زیادی از هم وطنان شد، گفت: هنوز زخم‌های حوادث تلخ ماه‌های گذشته بر پیکر جامعه ایران تازه است. خانواده‌های بسیاری عزیزان خود را از دست داده‌اند و جامعه ایرانی همچنان در سوگ و اندوه آن روزها به سر می‌برد. هر انسان ایرانی، فارغ از هر گرایش سیاسی، در برابر رنج هم‌وطنان خود احساس مسئولیت می‌کند. وی با تأکید بر این که این زخم‌ها زمانی التیام خواهد یافت که حقیقت و عدالت و همدلی و گفت‌وگو جایگزین کینه، انکار و شکافها شود، گفت: در جنگ اخیر نیز بار دیگر شاهد آن بودیم که قربانیان اصلی جنگ، اغلب مردم عادی هستند. کودکانی که در حمله به مدرسه میناب جان خود را از دست دادند، بخشی از آینده این سرزمین بودند و دیدن رنج پدران و مادران آنان طاقت‌فرساست. هیچ پیروزی نظامی نمی‌تواند اشک مادری را که فرزندش را از دست داده است، جبران کند.
رئیس جبهه اصلاحات ایران همچنین با اشاره به شهادت سربازان جوان کشور در پادگان بمپور، و مدافعان جان‌برکف ایران، افزود: شهادت این عزیزان یادآور این حقیقت تلخ است که نخستین قربانی هر جنگی، انسان است؛ به‌ویژه جوانانی که بسیاری از آنان تازه در آغاز زندگی بودند و خانواده‌هایی که امروز با اندوهی بزرگ زندگی می‌کنند. 
منصوری ضمن اعلام حمایت از مواضع محمد خاتمی در دفاع از صلح تصریح کرد: امروز، بیش از هر زمان دیگری، ایران به دو صلح بزرگ نیاز دارد؛ صلح در داخل و صلح شرافتمندانه در خارج. صلح در داخل یعنی ترمیم سرمایه اجتماعی، شنیدن صدای منتقدان و همه ملت ایران، تقویت اعتماد عمومی و گسترش همبستگی ملی و یعنی همه شهروندان ایران احساس کنند که ایران برای همه ایرانیان است. صلح در خارج یعنی تلاش برای استفاده حداکثری از ظرفیت دیپلماسی، جلوگیری از جنگ ضمن تاکید بر حق دفاع مشروع، کاهش تنش‌ها و دفاع هوشمندانه و به‌موقع از منافع ملی. 
متن کامل سخنان منصوری را در ادامه می‌خوانید:
به نام خداوند جان و خرد
خانم‌ها و آقایان 
اعضای محترم مجمع عمومی جبهه اصلاحات ایران
ایران عزیز ما امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند عقلانیت، تدبیر، همبستگی ملی و اتخاذ تصمیم‌هایی است که تنها و تنها با معیار منافع ملی سنجیده شوند و دلیل اصلی سخنان امروز من نیز نگرانی از شرایط خطیری است که در آن قرار گرفته ایم و اینده ای که بیمش از امیدش بیشتر است. واقعیت آن است که کشور ما روزهای دشوار و پرهزینه‌ای را پشت سر گذاشته است و همچنان در معرض مخاطراتی قرار دارد که اگر با خرد جمعی و دوراندیشی مهار نشود، می‌تواند آینده نسل‌های پیش رو را با تهدیدهایی به‌مراتب جدی‌تر مواجه سازد.
ما همه فرزندان این سرزمینیم. نه از بیرون به ایران نگاه می کنیم و نه آینده‌ای جز آینده ایران برای خود متصوریم. از همین رو، آنچه امروز می‌گوییم، از سر مسئولیت ملی و دغدغه‌ای عمیق نسبت به سرنوشت ایران است.
نخستین دغدغه ما، نگرانی عمیق از استمرار جنگ و گسترش دامنه آن است. جنگ فقط رویارویی قوای نظامی و ارتش‌ها نیست؛ جنگ، ویرانی اقتصاد، فرسایش سرمایه اجتماعی، گسترش ناامیدی، مهاجرت نخبگان، افزایش فقر و از میان رفتن فرصت‌های توسعه است. جنگ، آینده را از یک ملت می‌گیرد.
هنوز زخم‌های حوادث تلخ ماه‌های گذشته بر پیکر جامعه ایران تازه است. خانواده‌های بسیاری عزیزان خود را از دست داده‌اند و جامعه ایرانی همچنان در سوگ و اندوه آن روزها به سر می‌برد. هر انسان ایرانی، فارغ از هر گرایش سیاسی، در برابر رنج هم‌وطنان خود احساس مسئولیت می‌کند. این زخم‌ها زمانی التیام خواهد یافت که حقیقت و عدالت و همدلی و گفت‌وگو جایگزین کینه، انکار و شکافها شود.
در جنگ اخیر نیز بار دیگر شاهد آن بودیم که قربانیان اصلی جنگ، اغلب مردم عادی هستند. کودکانی که در حمله به مدرسه میناب جان خود را از دست دادند، بخشی از آینده این سرزمین بودند و دیدن رنج پدران و مادران آنان طاقت‌فرساست. هیچ پیروزی نظامی نمی‌تواند اشک مادری را که فرزندش را از دست داده است، جبران کند.
همچنین، شهادت سربازان جوان کشور در پادگان بمپور، و مدافعان جان‌برکف ایران، یادآور این حقیقت تلخ است که نخستین قربانی هر جنگی، انسان است؛ به‌ویژه جوانانی که بسیاری از آنان تازه در آغاز زندگی بودند و خانواده‌هایی که امروز با اندوهی بزرگ زندگی می‌کنند. یاد همه جان‌باختگان این سرزمین را، از هر قشر و با هر اندیشه‌ای، گرامی می‌داریم و برای خانواده‌های آنان صبر و آرامش آرزو می‌کنیم.
دوستان عزیز؛
اگر از این حوادث درس گرفته نشود، بیم آن می‌رود که فردا هزینه‌هایی بسیار سنگین‌تر بر ایران عزیز تحمیل شود. ادامه جنگ یا استمرار وضعیت پرتنش نه جنگ، نه صلح فقط افزایش هزینه‌های نظامی را در پی ندارد؛ بلکه به معنای فرسایش تدریجی بنیان‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور است.
اقتصاد ایران سال‌هاست زیر فشار تحریم، تورم مزمن، کاهش سرمایه‌گذاری، افت ارزش پول ملی و کاهش اعتماد عمومی قرار دارد. در چنین شرایطی، هر روز استمرار بحران، هزینه‌ای مضاعف بر دوش مردم می‌گذارد. سرمایه از کشور خارج می‌شود، تولید آسیب می‌بیند، امید کاهش می‌یابد، بر شمار بیکاران و فقرا افزوده می‌شود و تصویر آینده مبهم‌تر از پیش خواهد شد.
تلخ است، اما باید این حقیقت را بدون لکنت زبان گفت؛ خسارت‌هایی که ادامه جنگ بر پیکر ایران وارد می‌کند، تنها با پایان یافتن درگیری‌ها جبران نخواهد شد. بازسازی اقتصاد، احیای سرمایه اجتماعی، بازگرداندن اعتماد عمومی و ترمیم تصویر ایران در عرصه بین‌المللی، سال‌ها زمان خواهد برد. بنابراین، پیشگیری از گسترش بحران، بسیار کم‌هزینه‌تر و عاقلانه‌تر از درمان پیامدهای آن است.
از همین منظر، ما از هر اقدامی که بتواند از دامنه تنش‌ها بکاهد و راه را برای حل‌وفصل مسالمت‌آمیز اختلافات هموار کند، استقبال می‌کنیم. یادداشت تفاهم میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، اگر در چارچوب حفظ منافع ملی و بر اساس ارزیابی نهادهای مسئول کشور تنظیم و با تصویب شورای عالی امنیت ملی به امضای رئیس جمهور رسیده است، باید با همین معیار مورد قضاوت قرار گیرد؛ نه با معیار رقابت‌های جناحی.
به همین دلیل ضروری است با صراحت نسبت به برخی رفتارهایی که در داخل کشور به منافع ملی آسیب می‌زند نیز هشدار دهیم. جای تأسف است که در روزهای اخیر، بخش‌هایی از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، به جای آنکه رسانه‌ای ملی و تریبون همه دیدگاه‌های وفادار به منافع ملی باشد، با رویکردی یک‌سویه، صدای موافقان مذاکره، به‌ویژه رئیس‌جمهور، وزیر امور خارجه و اعضای تیم مذاکره‌کننده را به حاشیه رانده یا سانسور کرده‌اند. رسانه‌ای که متعلق به همه مردم ایران است، باید زمینه گفت‌وگوی ملی و انعکاس دیدگاه‌های مختلف در چارچوب قانون را فراهم آورد، نه آنکه خود به عاملی برای تعمیق شکاف‌های سیاسی تبدیل شود.
همچنین، مایه نگرانی است که گروهی اندک اما پر هیاهو، بدون توجه به مصالح عالی کشور در تریبون های رسمی و‌نیز رسانه ای که باید ملی باشد و نیست، یادداشت تفاهم را چنان تفسیر کرده‌اند که گویی نشانه شکست یا عقب‌نشینی ایران است؛ در حالی که هر توافق یا تفاهمی باید بر اساس منافع ملی، کاهش تهدیدها و تأمین امنیت و رفاه مردم ارزیابی شود، نه بر مبنای رقابت‌های سیاسی و جناحی. چنین روایت‌هایی، بیش از آنکه به تقویت جایگاه ایران کمک کند، انسجام داخلی و قدرت چانه‌زنی کشور را تضعیف می‌کند و بهانه به دست جنگ افروزان می دهد. 
گزارش‌ها و تحلیل‌های بسیاری از کارشناسان حوزه سیاست خارجی بر این نکته تأکید داشته‌اند که حرکت در مسیر گفت‌وگو و کاهش تنش، در مجموع به سود منافع ملی ایران است. اگر مذاکره بتواند سایه جنگ را از سر کشور دور کند، اگر بتواند زمینه کاهش فشار بر اقتصاد ایران را فراهم سازد و فرصت بیشتری برای توسعه و رفاه مردم ایجاد کند، باید آن را اقدامی مسئولانه دانست.
در همین چارچوب، شایسته است از همه کسانی که با احساس مسئولیت برای دفاع از منافع ملی کشور در عرصه دیپلماسی تلاش کرده‌اند، قدردانی شود. اختلاف نظر سیاسی نباید مانع از آن شود که اقدامات مؤثر در جهت حفظ منافع ملی مورد حمایت قرار گیرد.
از سوی دیگر، اگر این تفاهم نامه بر اساس تصمیم و مصوبه شورای عالی امنیت ملی شکل گرفته باشد، بدیهی است که همه دستگاه‌ها و ارکان کشور باید خود را نسبت به اجرای آن متعهد بدانند. اقتدار نظام سیاسی زمانی افزایش می‌یابد که تصمیم‌های قانونی با انسجام اجرا شوند و از ارسال پیام‌های متناقض به جامعه و جهان پرهیز شود.
در همین چارچوب، انتظار می‌رود همه جریان‌های سیاسی، نهادها و شخصیت‌های اثرگذار، به‌ویژه در شرایط آتش‌بس شکننده و حساس کنونی، از هرگونه اقدام، اظهار نظر یا رفتار خارج از سازوکارهای رسمی تصمیم‌گیری کشور پرهیز کنند. سیاست خارجی و امنیت ملی زمانی بیشترین اثربخشی را خواهد داشت که پیام ایران، منسجم، واحد و مبتنی بر تصمیمات نهادهای قانونی باشد. ارسال پیام‌های و رفتارهای متناقض، و تنها به سود کسانی است که در پی افزایش فشار بر ایران هستند.
خانم‌ها و آقایان
در این روزهای دشوار، سخنان جناب آقای سیدمحمد خاتمی نیز گویای این حقیقت است؛ که ایران بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، گفت‌وگو، آشتی ملی، پرهیز از خشونت و تعامل عزتمندانه با جهان نیاز دارد.
اصلاح‌طلبی هیچ‌گاه به معنای چشم‌پوشی از عزت و استقلال ایران نبوده و نخواهد بود. اصلاح‌طلبی یعنی دفاع از ایران از مسیر عقلانیت؛ یعنی باور به اینکه توسعه، امنیت و آزادی، رقیب یکدیگر نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند.
ما همچنان معتقدیم که سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» بهترین راهنمای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است. عزت بدون حکمت، به ماجراجویی می‌انجامد و حکمت بدون مصلحت، از تأمین منافع مردم بازمی‌ماند. هنر حکمرانی آن است که این سه اصل در کنار یکدیگر قرار گیرند.
در عین حال، تجربه‌های گذشته نشان داده است که ایالات متحده آمریکا بارها در عمل نسبت به تعهدات خود پایبند نبوده و با اعمال تحریم‌های گسترده، خروج از توافقات و نیز اقدامات تجاوزکارانه، اعتماد میان دو کشور را به‌شدت آسیب زده است. صد البته که این واقعیت ایجاب می‌کند که هرگونه تعامل با آمریکا، با هوشیاری کامل، اخذ تضمین‌های لازم و حفظ همه ظرفیت‌های ملی دنبال شود. اما همین تجربه نیز نباید ما را از یک اصل مهم غافل کند؛ ایران نباید اجازه دهد با تصمیمات یا رفتارهای نادرست، اجماع جهانی علیه خود شکل گیرد. جلوگیری از شکل‌گیری چنین اجماعی، بیش از هر چیز، با بهره‌گیری هوشمندانه از زبان دیپلماسی، گفت‌وگو و تعامل مسئولانه با جامعه جهانی امکان‌پذیر است.
دیپلماسی، نشانه ضعف نیست؛ ابزار دفاع از منافع ملی است. همان‌گونه که نیروهای مسلح از مرزهای جغرافیایی کشور پاسداری می‌کنند، دستگاه دیپلماسی نیز وظیفه دارد از جایگاه سیاسی، حقوقی و بین‌المللی ایران دفاع کند. امروز، بیش از هر زمان دیگری، خاصه بعد از امضای یادداشت تفاهم زبان دیپلماسی است که می‌تواند از شکل‌گیری ائتلاف‌های زیان‌بار علیه ایران جلوگیری کرده و فرصت‌های بیشتری برای تأمین منافع ملی فراهم آورد.
اکنون لازم است همه مسئولان کشور از خود یک پرسش جدی بپرسند؛ مردم ایران چه می‌خواهند؟
آیا مردم خواهان ادامه تنش‌اند؟
آیا قاطبه ملت بزرگ ایران رؤیا یا آرزویی جز امنیت، آرامش، اشتغال، رفاه و آینده‌ای مطمئن برای فرزندان خود دارند؟
باور ما این است که اکثریت قاطع مردم ایران، فارغ از هر گرایش سیاسی، خواهان صلح هستند. مردم می‌خواهند در کشوری زندگی کنند که اقتصاد آن شکوفا باشد، روابط خارجی آن متوازن باشد، جوانانش امید به آینده داشته باشند و سرمایه‌های انسانی آن، به جای مهاجرت و ناامیدی و بی اعتمادی، آینده ایران را بسازند.
از این رو، کاهش تنش با کشورهای منطقه و جهان، یک سرمایه‌گذاری برای آینده ایران است. کشوری که با همسایگان خود روابطی باثبات داشته باشد و با جهان بر پایه احترام متقابل تعامل کند، فرصت بیشتری برای توسعه، جذب سرمایه، رشد اقتصادی و ارتقای کیفیت زندگی مردم خواهد داشت.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، ایران به دو صلح بزرگ نیاز دارد؛ صلح در داخل و صلح شرافتمندانه در خارج.
صلح در داخل یعنی ترمیم سرمایه اجتماعی، شنیدن صدای منتقدان و همه ملت ایران، تقویت اعتماد عمومی و گسترش همبستگی ملی یعنی همه شهروندان ایران احساس کنند که ایران برای همه ایرانیان است.
صلح در خارج یعنی تلاش برای استفاده حداکثری از ظرفیت دیپلماسی، جلوگیری از جنگ ضمن تاکید بر حق دفاع مشروع، کاهش تنش‌ها و دفاع هوشمندانه و به‌موقع از منافع ملی.
این دو، مکمل یکدیگرند و بدون یکی، دیگری نیز به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
اجازه ندهیم آیندگان درباره ما بنویسند که در زمانی که هنوز فرصت برای جلوگیری از بحران های بزرگتر وجود داشت، سکوت کردیم یا هشدارها را نادیده گرفتیم.
بیایید کاری کنیم که تاریخ بنویسد در روزگار سخت، ایرانیان عقلانیت را بر هیجان، گفت‌وگو و تعامل و توسعه کشور را بر تقابل و ستیز، منافع ملی را بر منافع جناحی و آینده ایران را بر مصلحت‌های زودگذر ترجیح دادند.
ایران امروز به امید نیاز دارد.
و امید، تنها در سایه صلح، عقلانیت، توسعه، عدالت، اعتماد متقابل و همبستگی ملی زنده خواهد ماند.یا حق
 

دکمه بازگشت به بالا