چرا ایران هنوز از پایان توافق سخن نمی‌گوید؟

گروه سیاسی: شبی دیگر با صدای انفجار و پدافند، و روزی دیگر با خبر حملات متقابل؛ رویارویی مستقیم ایران و آمریکا حالا دیگر از مرحله تهدید و هشدار عبور کرده و به بخشی از واقعیت روزمره منطقه تبدیل شده است. در حالی که دامنه حملات هر روز گسترده‌تر می‌شود، در تهران هنوز یک پرسش بی‌پاسخ مانده است؛ آیا جمهوری اسلامی همچنان راه دیپلماسی را باز نگه داشته یا عملاً وارد مرحله‌ای شده که تنها نام توافق بر آن باقی مانده است؟ مرور تحولات میدانی و مواضع داخلی و خارجی، تصویری از این بن‌بست پیچیده ارائه می‌دهد.

شبی پرآتش؛ حملات از جنوب تا پایتخت
به گزارش اقتصاد24،بامداد پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵، بار دیگر جغرافیای ایران شاهد یکی از وسیع‌ترین و بی‌سابقه‌ترین تبادلات آتش و حملات هوایی مستقیم در دهه‌های اخیر بود. بر اساس بیانیه‌ای که فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) منتشر کرد، ارتش آمریکا موج جدید و گسترده‌ای از حملات هوایی را علیه مراکز فرماندهی، سامانه‌های پدافند هوایی، توانمندی‌های موشکی و پهپادی و همچنین تأسیسات نظارت ساحلی جمهوری اسلامی به اجرا گذاشت. دایره جغرافیایی این حملات به قدری وسیع بود که از سواحل جنوبی و مرز‌های شرقی تا قلب فلات مرکزی ایران را در بر گرفت.

رسانه‌های رسمی داخلی و گزارش‌های میدانی تایید کردند که مناطقی در استان‌های هرمزگان، خوزستان، مرکزی، سیستان و بلوچستان، سمنان و همدان هدف این هجوم سنگین بوده‌اند. در این میان، فرودگاه سمنان هدف اصابت مستقیم قرار گرفت و صدای مهیب پدافند هوایی و انفجار‌های پیاپی در مناطقی از تهران نظیر پارچین، پاکدشت و بخش‌های شرقی و غربی پایتخت، خواب را از چشمان شهروندان ربود.

پیامد‌های این درگیری مستقیم، خیلی زود چهره خشن خود را در حوزه غیرنظامی نیز نمایان ساخت. در اهواز، حمله به منطقه‌ای در نزدیکی بیمارستان بقایی در منطقه گلستان رخ داد؛ رویدادی که به دلیل شدت انفجار‌ها و خطرات جانبی، مسئولان را ناچار کرد بخش ویژه بیماران سرطانی این مرکز درمانی را به سرعت و به طور موقت تخلیه کنند. از سوی دیگر، ارتش ایران نیز با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که در پی حملات موشکی به پادگان تیپ ۳۸۸ ایرانشهر در بمپور، تعدادی از پرسنل نظامی به شهادت رسیده و مجروح شده‌اند. این تقابل البته یک‌طرفه نبود؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با شلیک موشک و پرواز پهپاد‌های تهاجمی به سمت پایگاه‌های ایالات متحده در کشور‌های همسایه نظیر اردن، بحرین و کویت دست به تلافی زده و یک فروند پهپاد پیشرفته‌ ام‌کیو-۹ آمریکایی را بر فراز آسمان اندیمشک سرنگون کرد.

گسترش درگیری به عراق؛ بغداد معترض شد
دامنه این نبرد مستقیم به مرز‌های داخلی ایران محدود نماند و بار دیگر قلمرو اقلیم کردستان عراق را به یکی از اصلی‌ترین میدان‌های تسویه‌حساب بدل کرد. حملات موشکی و پهپادی سپاه پاسداران به مواضعی در اربیل، به ویژه در نزدیکی کنسولگری جدید و در حال ساخت ایالات متحده، وضعیت دیپلماتیک منطقه را به شدت متشنج کرد. رسانه‌های محلی اقلیم گزارش دادند که سامانه‌های پدافند هوایی ائتلاف بین‌المللی به رهبری آمریکا موفق به رهگیری و انهدام چندین فروند از پرتابه‌های مهاجم شده‌اند، اما وقوع این حملات در خاک عراق، واکنش تند و رسمی بغداد را به همراه داشت.

علی زیدی، نخست‌وزیر عراق، با صدور بیانیه‌ای شدیداللحن، این حملات را نقض آشکار و غیرقابل‌قبول حریم هوایی و حاکمیت ملی کشورش توصیف کرد و به نهاد‌های امنیتی دستور داد تا با هماهنگی نیرو‌های اقلیم کردستان، اقدامات پیشگیرانه‌ای را برای جلوگیری از تکرار این سناریو‌ها آغاز کنند. این واکنش نشان داد که اصرار بر انتقال زمین بازی به کشور‌های ثالث، نه تنها بازدارندگی پایداری ایجاد نمی‌کند، بلکه شرکای منطقه‌ای ایران را نیز در موقعیت دفاعی و دوری‌گزینی قرار می‌دهد.

چرا تهران پایان تفاهم را اعلام نمی‌کند؟
با وجود تشدید بی‌سابقه این درگیری‌های مستقیم و تبادل آتش روزانه، بزرگ‌ترین علامت سوال در فضای سیاسی کشور، امتناع عجیب و معنادار مقامات ارشد جمهوری اسلامی از اعلام رسمی پایان تفاهم‌نامه با ایالات متحده است. این تفاهم‌نامه که قرار بود مسیر کاهش تحریم‌ها و ثبات نسبی را هموار کند، امروز به ویرانه‌ای بدل شده که هیچ اثری از بند‌های اجرایی آن باقی نمانده است. با این حال، ساختار حاکمیت همچنان اصرار دارد ادبیات رسمی خود را در سطح «پاسخ متقابل و دفاعی» نگه دارد. دلیل این رفتار احتمالا نگرانی از پیامد‌های اقتصادی، حقوقی و نظامی خروج رسمی از این توافق است.

اعلام رسمی پایان تفاهم‌نامه، از منظر سیاسی به معنای پذیرش شکست مسیر دیپلماتیک و ورود به مرحله‌ای جدید از تقابل خواهد بود؛ وضعیتی که با توجه به فشار‌های اقتصادی، تورم و ناترازی انرژی، هزینه‌های سنگینی برای کشور به همراه دارد. به همین دلیل، به نظر می‌رسد تهران همچنان تلاش می‌کند روزنه‌ای برای ادامه مذاکرات و جلوگیری از شکل‌گیری اجماع کامل بین‌المللی علیه خود حفظ کند.

شاهد آنکه محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در بیانیه‌ای تبیینی اعلام کرد که تفاهم‌نامه زمانی معنا دارد که بند‌های آن معتبر و پابرجا باشد و در غیر این صورت، دلیلی برای پایبندی وجود ندارد و نیرو‌های مسلح آزادی عمل خواهند داشت. این ادبیات بینابینی در شرایطی که برخی رسانه‌ها ادعا کرده بودند قرار است قالیباف خروج از تفاهم را اعلام کند، نشان داد که در بدنه اجرایی و در لایه تصمیم گیرنده هنوز اولویت با دیپلماسی است و مسئولان دست از تلاش برنداشته‌اند.

تهدید‌های واشنگتن و معادله تنگه هرمز
در جبهه مقابل، لحن و مواضع مقامات واشنگتن، به ویژه دونالد ترامپ، نشان از یک استراتژی تهاجمی‌تر و همه‌جانبه دارد. ترامپ با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی تحت فشار‌های شدید اقتصادی در نهایت به دنبال توافق خواهد بود، هشدار داده است که در صورت تداوم تنش‌ها، احتمال هدف قرار گرفتن مستقیم مراکز فرماندهی ارشد و زیرساخت‌های حیاتی وجود دارد.

این تهدید‌ها در کنار مواضع سخنگوی ارتش ایران که بر کنترل راهبردی تنگه هرمز و احتمال انسداد آن تا زمان پذیرش قوانین ناوبری ایران از سوی آمریکا تاکید کرده، نگرانی‌های جهانی را به اوج رسانده است.در این میان، تلاش‌های دیپلماتیک کشور‌های همسایه نظیر پاکستان که در بیانیه‌ای رسمی خواستار بازگشت به گفت‌و‌گو‌های فنی و خویشتن‌داری طرفین برای حفظ امنیت دریانوردی در تنگه هرمز شده است، نشان می‌دهد که منطقه تا چه حد خود را در آستانه یک فاجعه بزرگ اقتصادی و ژئوپلیتیک می‌بیند. تهدید به نابودی زیرساخت‌های انرژی در صورت اشتباه محاسباتی طرفین، شکنندگی این آتش زیر خاکستر را بیش از هر زمان دیگری نمایان می‌سازد.

ریشه‌یابی بحران از نگاه تحلیل‌گران غربی
برای درک بهتر ابعاد این تقابل بی‌سابقه، بررسی رویکرد رسانه‌ها و اندیشکده‌های بزرگ بین‌المللی ضرورت دارد. اندیشکده معتبر شورای روابط خارجی آمریکا در تحلیلی به قلم ری تکیه و مکس بوت، فروپاشی عملی تفاهم‌نامه موقت را ناشی از تضاد منافع بنیادین دو کشور بر سر امنیت آبراه‌های بین‌المللی می‌داند. تحلیل‌گران این نهاد معتقدند ایران با به چالش کشیدن ناوبری آزاد در تنگه هرمز، به دنبال تحمیل استاندارد‌های خود و کسب امتیازات اقتصادی بیشتر است.

گاردین نیز در تحلیلی مفصل به ابعاد تصمیمات جنجالی دونالد ترامپ پرداخته و پیشنهاد او مبنی بر وضع تعرفه بیست درصدی بر کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز را مورد نقد قرار داده است. گاردین می‌نویسد که ترامپ با معرفی خود به عنوان نگهبان انحصاری این شاهراه حیاتی، عملاً قوانین تجارت آزاد جهانی را زیر پا گذاشته و منطقه را به سمت یک ناامنی ساختاری سوق می‌دهد.

 

در این میان، رسانه‌های عربی مانند الجزیره بر هراس عمیق کشور‌های حاشیه خلیج فارس از گسترش جنگ تمرکز کرده و می‌نویسند که هرگونه مسدود شدن یا ناامنی پایدار در تنگه هرمز، بلافاصله اقتصاد این کشور‌های وابسته به صادرات انرژی را فلج خواهد کرد؛ موضوعی که انگیزه‌های میانجی‌گری منطقه‌ای را تقویت می‌کند.
 

بیشتر این تحلیل‌ها ادامه وضعیت کنونی را نه مقدمه پیروزی یکی از طرفین، بلکه مسیری پرهزینه برای کل منطقه ارزیابی می‌کنند؛ مسیری که هرچه طولانی‌تر شود، احتمال گسترش درگیری و کاهش فرصت‌های دیپلماتیک نیز بیشتر خواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا