سه سناریوی پیش روی ایران و آمریکا

گروه اقتصادی: موازنه قدرت در خاورمیانه وارد فاز جدید و به شدت نگران‌کننده‌ای شده است. حملات هوایی و موشکی گسترده ایالات متحده به خاک ایران، فراتر از خطوط ساحلی جنوب رفته و زیرساخت‌های استراتژیک مواصلاتی در عمق کشور را هدف قرار داده است. این تنش‌های بی‌سابقه که درست در میانه یک «پنجره ۶۰ روزه توافق» بر اساس یادداشت تفاهم اسلام‌آباد و پس از ماه‌ها جنگ فرسایشی رخ می‌دهد، نشان‌دهنده تغییر ماهیت بازی میان تهران و واشنگتن است؛ چنانکه خطوط دیپلماتیک و آتشبار نظامی به‌جای آنکه جایگزین یکدیگر شوند، به موازات هم پیش می‌روند.

به گزارش اقتصاد24،نگاهی به آرایش سیاسی دو طرف نشان می‌دهد که هیچ‌کدام لزوماً به دنبال بستن کامل در‌های مذاکره نیستند، بلکه تلاش می‌کنند در آخرین فرصت‌های باقی‌مانده، بیشترین امتیاز ممکن را روی میز چانه‌زنی تثبیت کنند. با این حال، بالا رفتن سقف تنش‌ها و ورود به فاز هدف قرار دادن زیرساخت‌های ترانزیتی و ریلی، خطر بروز یک سوءمحاسبه راهبردی را بیش از هر زمان دیگری افزایش داده است؛ خطایی که می‌تواند بازیگران سوم را مستقیماً وارد معرکه کرده و شعله‌های یک درگیری تمام‌عیار در منطقه را برافروزد.

از سواحل مکران تا راه‌آهن شمال‌شرق
بامداد چهارشنبه و پنج‌شنبه برای چندین استان کشور، شب‌های پرالتهابی بود. بر اساس گزارش‌های رسمی مقامات محلی و رسانه‌های داخلی، فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در دو موج پیاپی، اهداف متعددی را در خاک ایران هدف قرار داد. اگرچه در ابتدا تمرکز تحرکات بر توانمندی‌های دریایی در خلیج فارس بود، اما به سرعت جغرافیای تنش به طرز چشمگیری گسترش یافت و اهداف اقتصادی و مواصلاتی را نیز در بر گرفت.

بررسی نقشه حملات نشان می‌دهد که ایالات متحده یک استراتژی ترکیبی را دنبال کرده است تا از یک سو بر شریان‌های دریایی در جنوب فشار بیاورد و از سوی دیگر به شاهراه‌های ترانزیتی در شمال و شرق ضربه بزند. اصلی‌ترین کانون حملات در خط ساحلی، تاسیسات راداری و برج مراقبت ترافیک دریایی بندر چابهار بود که اسکله‌های آن آسیب‌های جدی دیده‌اند و سیستم مدیریت ناوبری در این منطقه با اخلال مواجه شده است. علاوه بر چابهار، شهر‌های ساحلی و جزایر استراتژیک بوشهر، بندرعباس، سیریک و جزیره ابوموسی نیز شاهد فعال شدن پدافند هوایی و اصابت پرتابه‌ها بوده‌اند.

در یک چرخش ناگهانی، این حملات به عمق خاک ایران در شمال‌شرق نیز کشیده شد؛ به طوری که پل استراتژیک «آق‌تکه‌خان» در شهرستان آق‌قلا که حلقه اتصال ریلی ایران به ترکمنستان و آسیای مرکزی است، هدف قرار گرفت و بخشی از سازه آن تخریب شد. هم‌زمان، ایستگاه ابومسلم در مسیر ریلی تهران-مشهد نیز مورد تجاوز قرار گرفت که این اقدام باعث مسدود شدن خطوط و ایجاد اختلال گسترده در حرکت قطار‌ها شد. فرودگاه‌های چابهار و ایرانشهر نیز از این آسیب‌ها در امان نماندند و در چابهار، اصابت پرتابه‌ها به شبکه توزیع، باعث قطع برق بخش‌های وسیعی از شهر شد و ترکش‌های ناشی از انفجار‌ها به بیمارستان امام علی (ع) این شهر آسیب رساند.

روایت تهران و واشنگتن از حملات اخیر
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با صدور بیانیه‌ای شدیداللحن، حملات به زیرساخت‌های غیرنظامی و ریلی را مصداق بارز «جنایت جنگی» خواند و تاکید کرد که واشنگتن باید عواقب این ماجراجویی را بپذیرد. از سوی دیگر، نیروی دریایی سپاه پاسداران در بیانیه‌ای به تشریح وضعیت تنگه هرمز پرداخت و اعلام کرد که ایران در دو هفته اخیر موفق شده بود ظرفیت آمدوشد در این شاهراه حیاتی را به ۵۰ درصد دوران پیش از جنگ برساند و به شناور‌های مجاز اجازه عبور دهد، اما حملات اخیر آمریکا این روند بازگشایی تدریجی را مختل کرده و منافع تمام کشور‌های بهره‌بردار از تنگه هرمز را به خطر انداخته است. تهران بر این باور است که عبور از بند‌های تفاهم‌نامه و چانه‌زنی‌های تهاجمی بخشی از ماهیت این دوره ۶۰ روزه است.

در مقابل، مقامات واشنگتن با اتخاذ موضعی تهاجمی، این حملات را تلافی اقدامات ایران علیه کشتی‌های تجاری در روز‌های گذشته خواندند. دونالد ترامپ با ادعای اینکه ایران مفاد توافقات موقت را نادیده گرفته، هشدار داد که کاخ سفید حاضر نیست امتیازی فراتر از توافق‌نامه به تهران بدهد. مقامات پنتاگون مدعی شده‌اند که این ضربات برای محدود کردن توانایی ایران در کنترل یک‌جانبه ناوبری آزاد و تحمیل پروتکل‌ها بر همسایگان جنوبی خلیج فارس طراحی شده است، هرچند ترامپ تاکید کرده که این تبادل آتش الزاما به معنای یک جنگ طولانی‌مدت یا کنار گذاشتن کامل مذاکرات نیست.

سناریوی اول؛ دیپلماسی اجبار و توافق در دقیقۀ ۹۰
تحلیلگران بین‌المللی معتقدند گسترش دامنه حملات آمریکا از نوار ساحلی خلیج فارس به خطوط ریلی شمال کشور، یک پیام واضح از سوی واشنگتن است تا هزینه تداوم اختلال در موازنه انرژی جهانی را بالا ببرد. پایگاه خبری آکسیوس در تحلیل خود به نقل از مقامات ارشد کاخ سفید می‌نویسد که هدف غایی واشنگتن از بالا بردن سطح درگیری، نه تغییر رژیم است و نه ورود به یک جنگ بی‌پایان دیگر، بلکه منطقه در حال حاضر در اوج فاز «دیپلماسی اجبار» قرار دارد.

بر اساس تحلیل آکسیوس، هر دو کشور چشمان خود را به پایان پنجره ۶۰ روزه توافق دوخته‌اند و ترامپ تمایل دارد تعهدات محکم‌تری در خصوص امنیت کشتیرانی آزاد دریافت کند. از نظر این رسانه، حملات دو شب گذشته ابزار چانه‌زنی کاخ سفید برای دیکته کردن شروط خود است و پیش‌بینی می‌کند که پس از این ضربات سنگین، کانال‌های دیپلماتیک پنهان در کشور‌های واسط مانند قطر یا عمان فعال‌تر خواهند شد تا فرمولی برای کاهش تنش‌ها پیش از پایان ضرب‌الاجل بیابند، چرا که هر دو طرف به خوبی از پیامد‌های هولناک شکست کامل مذاکرات آگاهند.

سناریوی دوم؛ جنگ فرسایشی کریدور‌ها
تحلیلگران خبرگزاری رویترز تمرکز خود را بر تغییر اهداف حملات آمریکا گذاشته و معتقدند حمله به پل ریلی آق‌تکه‌خان در مرز ترکمنستان و ایستگاه ابومسلم، نشان‌دهنده آغاز سناریوی «جنگ زیرساخت‌ها» است. در این سناریو، آمریکا قصد ندارد به شهر‌های بزرگ یا تاسیسات پرهزینه نفتی آسیب بزند، بلکه می‌خواهد ظرفیت ترانزیتی ایران در کریدور‌های بین‌المللی را فلج کند.

رویترز استدلال می‌کند که واشنگتن با ارزیابی دقیق متوجه شده است که برگ برنده ایران در میان‌مدت، تبدیل شدن به شاهراه تجاری میان روسیه، آسیای مرکزی و آب‌های آزاد است. با تخریب این پل‌ها، آمریکا عملاً به تهران پالس می‌دهد که اگر امنیت خلیج فارس تامین نشود، امنیت کریدور‌های زمینی شمال کشور نیز تضمین نخواهد شد. طبق این سناریو، منطقه در هفته‌های آینده شاهد یک جنگ فرسایشی کم‌شدت، اما به شدت آسیب‌رسان به زیرساخت‌های راه‌آهن، بنادر و شبکه‌های توزیع برق خواهد بود تا توان اقتصادی ایران برای پایداری در مذاکرات فرسوده شود و ناچار به پذیرش شروط سخت‌گیرانه‌تر ناوبری گردد.

سناریوی سوم؛ خطر خروج بحران از کنترل
تاریک‌ترین سناریو توسط روزنامه وال‌استریت ژورنال مطرح شده است که بر خطر بروز یک خطای محاسباتی تکیه دارد. این رسانه معتقد است که اتکای بیش از حد تهران به گزاره‌هایی، چون «ترس ترامپ از بالا رفتن بهای نفت در بازار‌های جهانی» و «نزدیک بودن انتخابات کنگره در آمریکا» می‌تواند به یک سوءمحاسبه بزرگ ختم شود که کاخ سفید را به سمتی پیش‌بینی‌نشده سوق دهد.

وال‌استریت ژورنال استدلال می‌کند که حضور سنگین ناوگان نظامی ایالات متحده در آب‌های منطقه، پتانسیل بروز تصادف‌های نظامی را به اوج رسانده است. اگر پاسخ‌های ایران به حملات اخیر منجر به تلفات جانی گسترده نیرو‌های آمریکایی در پایگاه‌های منطقه‌ای شود، ترامپ برای حفظ پرستیژ سیاسی خود مجبور به پاسخ سنگین‌تر خواهد بود. در این میان، ورود تل‌آویو به معرکه به عنوان طرف سوم قطعی خواهد بود؛ امری که منطقه را از فاز کنترل تنش خارج کرده و به سمت یک جنگ منطقه‌ای تمام‌عیار گسیل خواهد کرد که در آن کل زیرساخت‌های راهبردی آسیب خواهند دید.

هنوز راهی برای مهار بحران باقی مانده است؟
برای رسانه‌ها و ناظران داخلی، درک این نکته حیاتی است که میدان جنگ و میز دیپلماسی دو جزیره جدا از هم نیستند. حملات دو شب گذشته نشان داد که طرف مقابل تمایل دارد هزینه چانه‌زنی را برای کشور بالا ببرد. هدف قرار گرفتن کارگران غیرنظامی و تخریب پل‌های راه‌آهن، زنگ خطری است که نشان می‌دهد طولانی شدن فاز نظامی، بیش از همه به زیرساخت‌های توسعه ملی و معیشت مردم آسیب می‌زند.

در این شرایط، حفظ هوشیاری نظامی در کنار فعال‌سازی فوق‌العاده ظرفیت‌های دیپلماتیک، تنها راه عبور از این دالان پرپیچ‌خم است. ایران نشان داده که توانایی بالایی در تحمیل هزینه به بازار‌های جهانی انرژی دارد، اما مهار تنش و جلوگیری از بازیگری مخرب طرف‌های ثالث، نیازمند بازتعریف سریع مدل چانه‌زنی در فرصت باقی‌مانده از پنجره ۶۰ روزه است تا اجازه داده نشود زیرساخت‌های ترانزیتی کشور در این قمار ژئوپلیتیکی بیش از این آسیب ببینند.

دکمه بازگشت به بالا