
روی میز مذاکره ایران و آمریکا چه میگذرد؟
به گزارش فرارو، کشورهای پاکستان و قطر که در این روزهای پرالتهاب نقش میانجی و واسطه را میان تهران و واشنگتن بازی میکنند، با انتشار بیانیهای رسمی اعلام کردند که این گفتوگوها تمام نشده است. به گفته آنها، تیمهای کارشناسی و مقامات در سطح پایینتر، در روزهای آینده نیز در سوئیس حضور خواهند داشت تا روی جزئیات فنی توافق کار کنند. هدف نهایی این دیپلماسی که برای یک دوره ۶۰ روزه برنامهریزی شده، رسیدن به توافقی همیشگی است تا به درگیریهای اخیر میان ایران و آمریکا پایان دهد.
پیشزمینه؛ درسی که آمریکا از درگیری نظامی گرفت
برای درک بهتر آنچه امروز در سوئیس میگذرد، باید به روزهای گذشته نگاهی بیندازیم. روزنامه واشنگتنپست و خبرگزاری رویترز در تحلیلهای اخیر خود نوشتهاند که درگیریهای نظامی اخیر به مقامات واشنگتن نشان داد که استفاده از زور همیشه جواب نمیدهد. آمریکا در این مدت بخش زیادی از مهمات و موشکهای پیشرفته خود را مصرف کرد و حالا اقتصاد جهان به دلیل ناامنی در خاورمیانه با بحران روبهرو شده است.
به زبان سادهتر، تجربه روزهای گذشته به تیم دونالد ترامپ ثابت کرد که ایده «تغییر حکومت» یا تسلیم کردن ایران از طریق بمباران، یک رویای دستنیافتنی است. به همین دلیل، دو طرف در روز چهارشنبه ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ (۲۷ خرداد ۱۴۰۵) پای یک تفاهمنامه اولیه امضا کردند تا راه برای گفتوگو باز شود.
چهار گره کور در مذاکرات به روایت نیویورکتایمز
روزنامه نیویورکتایمز روز یکشنبه ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶ (۳۱ خرداد ۱۴۰۵) در گزارشی مفصل به قلم «لئو سندز»، به چهار پرسش اساسی پرداخت که سرنوشت این توافق به آنها بستگی دارد:
۱. معمای غنیسازی اورانیوم:
ایالات متحده به شدت تلاش کرد تا ایران را وادار کند تمام فعالیتهای غنیسازی خود را برای حداقل ۲۰ سال به طور کامل تعطیل کند. اما تیم مذاکرهکننده ایرانی زیر بار این درخواست نرفته و پیشنهاد بسیار سبکتری را مطرح کرده است.
۲. لغو تحریمها و آزادسازی پولهای مسدودشده:
دومین محور مهم، مسئله اقتصاد و تحریمها است. توافق اولیهای که بین دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان (رئیسجمهور ایران) امضا شده، یک امتیاز بزرگ برای تهران دارد: ایران میتواند فروش نفت خود را به صورت آزادانه از سر بگیرد و راه برای بازگشت میلیاردها دلار از پولهای مسدودشده ایران در بانکهای خارجی باز میشود.
۳. صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری؛ چه کسی پول میدهد؟
موضوع سوم که بسیار جنجالبرانگیز شده، ایده راهاندازی یک صندوق بزرگ ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی خرابیهای ایران است. ابتدا گفته میشد آمریکا قرار است این پول را بدهد، اما دولت ترامپ خیلی زود اعلام کرد که آمریکا به صورت مستقیم پولی در این صندوق نخواهد ریخت.
۴. شریان حیاتی تنگه هرمز:
چهارمین چالش بزرگ، امنیت تنگه هرمز است؛ آبراه باریکی در جنوب ایران که ۲۰ درصد از نفت و گاز کل جهان از آن عبور میکند. وزارت خارجه ایران اعلام کرده است که پس از ۱۸ ساعت چانهزنی سخت و فشرده، بالاخره سازوکاری برای عبور امن کشتیها از این تنگه پیدا شده است.
شروط محکم تهران: از دریافت غرامت تا تضمین کتبی
در همین حال، مقامات ایرانی نیز دستبسته نیستند و شروط سختی را روی میز گذاشتهاند. روزنامه فایننشال تایمز در گزارشی به سراغ عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران رفته است.
عراقچی در مصاحبه با این رسانه بریتانیایی با لحنی قاطع گفت: «مقامات آمریکایی باید به طور واضح به ما توضیح دهند که چرا دقیقاً در میانه مذاکرات قبلی به ما حمله کردند. آنها باید تضمینهای بسیار محکمی به ما بدهند که چنین اتفاقی هرگز در جریان گفتوگوهای آینده تکرار نخواهد شد.»
به نوشته فایننشال تایمز، مذاکرهکننده ارشد ایران همچنین تاکید کرده است که تهران به حرف و وعده راضی نمیشود و نیازمند اقدامات واقعی برای جلب اعتماد است. به گفته مقامات ایرانی، دولت آمریکا موظف است تمام خسارتهای مالی و جانی که در جریان درگیریهای اخیر به ایران وارد کرده است را جبران کند و غرامت بپردازد.
سایه سنگین جنگ لبنان
اما مذاکرات سوئیس فقط درباره ایران و آمریکا نیست. تحولات منطقه، به ویژه لبنان، مستقیماً روی میز مذاکره تاثیر گذاشته است. یکی از توافقهای مهم در این نشست، تشکیل یک «کارگروه کاهش تنش» بود. به گفته واسطههای قطری و پاکستانی، قرار است نمایندگان دولت لبنان نیز به این کارگروه اضافه شوند تا مطمئن شوند درگیریهای نظامی در خاک لبنان به طور کامل متوقف میشود.
در تفاهمنامهای که روز چهارشنبه (۲۷ خرداد ۱۴۰۵) امضا شد، تاکید شده است که همه درگیریهای نظامی در منطقه باید فوراً متوقف شود. با این وجود، بزرگترین مانع بر سر راه آرامش منطقه، اسرائیل است.
بر اساس گزارشها، در حالی که تلاشها برای صلح در جریان است، اسرائیل با اشغال بخشهایی از خاک لبنان، همچنان اصرار دارد که باید برای حمله به مواضع نیروهای مقاومت در شمال سرزمینهای اشغالی آزادی عمل کامل داشته باشد. این زیادهخواهیهای اسرائیل و ادامه بمبارانها، هر لحظه ممکن است کل توافق سوئیس را به بنبست بکشاند.
