
اگر قرار به تجمع باشد جمعیت زیادی از مردم هم میتوانند در حمایت از توافق به خیابان بیایند
گروه سیاسی: محمدصادق جوادیحصار با روزنامه اعتماد درباره توافق ایران و آمریکا و مخالفت تندروها گفتوگو کرده است.
بخشهای مهم این گفتوگو را میخوانید؛
پایان هر جنگی ناگزیر به صلح منتهی میشود. رسیدن به صلح پایدار از مسیر گفتوگو، مذاکره و تفاهم میگذرد و نهادهای رسمی کشور باید در این زمینه تصمیم بگیرند.
باید با جریانهایی که با ایجاد تشویش اذهان عمومی یا برهم زدن امنیت روانی جامعه، روندهای رسمی کشور را مختل میکنند برخورد قانونی شود.
در هر جنگی سرانجام مسیر به صلح ختم میشود و راه رسیدن به صلح پایدار نیز گفتوگو، مذاکره و تفاهم است.
عقل و منطق حکم میکند که در چنین شرایطی توافقی چندجانبه شکل بگیرد که بتواند منافع طرفهای درگیر را تضمین کند. تردیدی وجود ندارد که در نهایت راهحل پایدار برای پایان دادن به منازعات، گفتوگو و توافق است.
اگر قرار باشد هر جریان سیاسی به محض آنکه احساس کند روندی مطابق میل او پیش نمیرود، با هر روشی بخواهد مانع تحقق آن شود، دیگر امکان اداره ضابطهمند و قانونمحور کشور وجود نخواهد داشت. اداره کشور بر پایه قواعد و سازوکارهای مشخص صورت میگیرد و نمیتوان آن را به سلیقه گروههای مختلف سپرد.
اگر در چنین شرایطی از مردم خواسته شود که نظر خود را اعلام کنند، قطعا جمعیت زیادی از مردم به خیابانها خواهند آمد و حمایت خود را از تصمیمی که به نفع کشور تشخیص داده شده است، نشان خواهند داد. اما روشی که برخی افراد در پیش گرفتهاند، این است که میدان را فقط برای خود باز میگذارند و راه را بر دیگران میبندند و سپس تصور میکنند چون صدای دیگری شنیده نمیشود، حرف آنان حق مطلق است.
متاسفانه گاهی برخی افراد چنان رفتار میکنند که گویی خودشان معادل نظام یا حتی معادل ایران هستند و تصور میکنند تنها آنان تشخیص درست دارند و دیگران از درک واقعیتها ناتوانند.
در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری لازم است دستگاه قضایی به جریانهای تندرو هشدار دهد. همانگونه که با کسانی که از هر سو امنیت کشور را به خطر میاندازند برخورد قانونی میشود، با افرادی که با شعار دلسوزی تلاش میکنند نظامات تعریف شده جمهوری اسلامی را مختل کنند نیز باید برخورد شود.
در شرایطی که نظر رهبری، دولت و مجلس درباره برخی موضوعات مشخص است، بیان سخنانی که بوی آیندهای نگرانکننده از آن به مشام میرسد یا ناشی از ناآگاهی است یا ناشی از اصرار بر مسیری که به نفع کشور نیست. در هر دو حالت باید تلاش کرد این افراد یا آگاه یا متقاعد شوند که چنین رویکردی به سود جامعه نیست.
اگر قانونی وجود دارد که بر اساس آن با کسانی که روان جامعه را برهم میزنند یا به تشویش اذهان عمومی دامن میزنند برخورد میشود، این قانون باید در مورد کسانی که با سخنان و اقدامات خود فضای جامعه را متشنج میکنند نیز اجرا شود.
