
اضطراب تازهای که در طبقه متوسط رخنه کرده
خانوادهای که با زحمتِ قسط و اجاره و خوراکی حداقلی، ماه را به آخر میرساند، خوب میداند یک جراحی ساده، یک بستری کوتاه یا حتی چند قلم داروی گرانقیمت، میتواند نظم لرزان زندگیاش را از هم بپاشد.
به گزارش چندثانیه؛برای همین خیلیها تا جایی که میشود با مسکن، دمنوش، چای داغ و چند روز استراحت سر میکنند؛ نه اینکه مطمئن باشند خوب میشوند، بلکه چون میترسند با اولین نسخه، وارد تونلی شوند که انتهایش بدهی است و رقمی که از پس آن برنخواهند آمد.
این ترس، آرامآرام در جزئیات زندگی رخنه میکند. در پدری که کمتر حرکت میکند تا مبادا زانویش دردسر تازهای بسازد. در مادری که دنداندرد را هفتهها تحمل میکند تا پول دندانپزشکی خرج ضروریترها شود. در جوانی که سردردهای مکررش را به استرس نسبت میدهد و خودش را قانع میکند وقت دکتر رفتن ندارد، در حالی که مسئله، بیش از وقت، پول است.
برای طبقه متوسط و پایین، بدن دارایی حساسی است که خراب شدنش میتواند تعادل کل خانه را بر هم بزند. شاید برای همین باشد که خیلیها در سکوت با خودشان یک توافق نانوشته دارند و مرتب به خود نهیب میزنند: تا جایی که میشود، مریض نشو.همین تلاش برای مریض نشدن، خودش به اضطرابی دائمی تبدیل شده است؛ سایهای کشدار که روی روزمرگی افتاده و حتی سلامتی را هم به یک نگرانی اقتصادی بدل کرده است.
