
نقد و بررسی فیلم «صراط»
این فیلم نه هشدار میدهد نه قصد دارد نگاه انسانها به جهان را تغییر دهد، بلکه مخاطب را به جهانی میبرد که نظمش فرو ریخته و حال باید راهی جدید برای زندگی پیدا کنند. داستان فیلم با جستو جوی «لوئیس» و پسرش برای یافتن دخترشان «مار» آغاز میشود. آنها در محوطه یک مهمانی بزرگ عکس دختر را به همه نشان میدهند تا ردی پیدا کنند دختری که به سراغ فرهنگی ناشناخته رفته و گم شدنش مسالهای شده تا پدر در راهی قدم بگذراد که کاملا نا آشناست. سفری دور و دراز را شروع میکنند که همه چیز را تحت تاثیر قرار میدهند. در واقع این جستو جو بهانهای برای عبور از موقعیتهای مختلف از مهمانی گرفته تا مواجهه با سربازان مسلح. مدام وضعیت افراد تغییر پیدا میکنند.
جهانی در آستانه فروپاشی
فیلم آگاهانه از دیالوگ فاصله میگیرد، نزدیک به ۱۵ دقیقه نخست فیلم بدون کلام میگذرد، در این سکوت جهانی را نشان میدهد که برای رهایی از مشکلات به موسیقی پناه میبرند. پناهی شکننده که خیلی زود از بین میرود. گاه فضا شبیه یک معماست که «لوئیس» و همراهانش باید پیدا کنند. گاهی شبیه فیلمهای آخرالزمانی که افراد برای بقا میجنگند.
در حقیقت همین فضای آخرالزمانی که «صراط» را از سایر آثار متمایز میکند. گزارشهای خبری پراکنده از آغاز جنگ جهانی سوم خبر میدهند. با این حال فیلم روی این فاجعه تمرکز نمیکند. انگار پایان دنیا از خیلی وقت پیش تبدیل شده و حالا تبدیل به امری روزمره در زندگی انسانها شده است. در این دوران افراد با موسیقی و تکنولوژی خود را از هراس جمعی دور میکنند. هراسی برآمده از فروپاشی.
این فیلم از فضای بصری بیابان بیشترین بهره را برده، ثبت تصاویر افراد و خودروها به خوبی مخاطب را در عظمت محیط غرق میکند. همچنین تلاش میکند جهانی را خلق کند تا جایگزین دنیای در حال فروپاشی شود. ورود کاروانی از خودروهای نظامی و تهدید علیه انسانها همراه با اخبار متفاوت و گوناگون بر واقعیت جهان متزلزل تاکید میکند.
فیلم «صراط» به جای ارائه پیامهای کلیشهای مخاطب را باتجربهای خاص روبرو میکند تجربهای که در آن ترس، شادی، ناامنی، اسارت و آزادی در کنار هم قرار میگیرند. در نهایت فیلم سینمایی «صراط» تصویری متفاوت از دنیایی که پایان میرسد به مخاطب نشان میدهد. پایانی که خیلی از ما دور نیست.
