
چرا شریعتمداری واقعیت را تحریف میکند؟
سوای اینکه آقای قالیباف چه پایگاه اجتماعی دارد و اکنون در صدد ایفای چه نقشی در تحولات سیاسی کشور است و با چه امکانات و محدودیتهایی روبروست، واضح است که مدیرمسئول کیهان بنا به شیوهٔ همیشگی خود، در حال پاشیدن خاک به چشم رئیس مجلس به قصد تاریک کردن نگاه او به واقعیتهای عریان اجتماعی در کشور است.
آشکارترین شاهد بر این ادعا، تعبیر “تودهٔ عظیم و فداکار مردم” از پایگاه اجتماعی طیف متبوعِ مدیر مسئول کیهان است که به زعم او، گویا قرار است آقای قالیباف از آنجا به “عرصهٔ فعالیت سیاسی اصلاحطلبان” تغییر پایگاه دهد! واقعاً کدام “تودهٔ عظیم” در این کشور از طیف متبوع حسین شریعتمداری حمایت میکند و پایگاه اجتماعی آن به شمار میرود که او نسبت به از دست دادن این “پایگاه عظیم مردمی” به آقای قالیباف هشدار میدهد؟ جامعهٔ ایرانی و تنوعات آن جلوی چشم تک تک ماست و هر آدم بیغرض و مرضی با گشتی در این جامعه اندازهٔ واقعی پایگاه نیروی مورد علاقهٔ آقای شریعتمداری را در مییابد! با این وضع، چرا مدیر مسئول کیهان واقعیت را تحریف میکند؟
آیا به دلیل انقطاع از جامعه، واقعیت را نمیبیند؟ یا اینکه اساساً علاقهای به دیدن واقعیت ندارد؟ یا اینکه از واقعیت چندان هم بیاطلاع نیست اما نفع خود را در تحریف و واژگونه نشان دادن آن میبیند؟
من معمولاً میپنداشتم که تصمیمگیران کشور خودشان به این مسائل واقفند و ادعاهای امثال کیهان را به هیچ میگیرند اما برخی از آنان ظاهراً نه فقط ادعاهای کیهان را به هیچ نمیگیرند بلکه باورشان شده که هر چه مینویسد عین واقعیت است!
اگر پای این نکته در میان نبود من وقت خود را صرف پاسخ به نکتهپرانیهای مدیر مسئول نمیکردم.
سیاست الاکلنگی!
” مذاکرات بسیار سازنده و همراه با پیشرفت چشمگیر بود!” این نوع اظهارنظرها دیگر هیچ امیدی در ما برنمیانگیزد. آنقدر این جمله را پس از هر دیداری شنیدهایم که اثرش را از دست داده و باعث کرختی و ملال شده است. تا این صداهای متناقض در هیئت حاکمهٔ کشور جریان دارد به طوری که یک مسئول بگوید تنها راه عبور از بحران بازگشت به تفاهمنامهٔ پرافتخار است و مسئول دیگری آن را خیانت و ذلت و تسلیم به حساب آورد، هیچ امیدی به حل مشکل از طریق دیپلماسی نمیتوان داشت!
اگر تفاهمنامه افتخارآفرین است، باید آن را با قاطعیت احیا کرد و بدون درنگ به اجرا گذاشت و به طور رسمی اعلام کرد که سایر حرفها، نظرات شخصی افراد است و هیچ اثری بر تصمیم کشور ندارد. اگر هم سند خیانت و ذلت و تسلیم است باید آن را پاره کرد و به دور انداخت تا تکلیف همگان روشن شود! افکارعمومی داخلی از این وضعیت الاکلنگی و دوگانه به تنگ آمده است؛ میانجیها هم اگر از این شرایط به فغان نیامده باشند لابد از صبر ایوب بهرهای بردهاند!
