
کودکان کار میان مدرسه و کار گرفتار شدهاند
به گزارش ایلنا،یاسین ساکن محله پیربخش در شیرآباد زاهدان است. خودش میگوید پدرش بیکار است، خواهر و برادرهای زیادی دارد و درآمد ناچیز یارانه، کفاف زندگی شان را نمیدهد. به همین دلیل، هر روز مسیر طولانی خانه تا چهارراههای پرتردد شهر را طی میکند تا کتاب دعا بفروشد کاری که گاهی با دست خالی تمام میشود. لباسهای کهنه، دمپایی پاره و ساعتها ایستادن زیر گرمای طاقتفرسای تابستان یا سرمای زمستان، بخشی از روزمرگی اوست. مادر یاسین نیز از سر ناچاری میگوید: چارهای جز فرستادن فرزندانش به خیابان ندارد اگر کار نکنند، نمیتوانیم هزینههای زندگی را تأمین کنیم.
اما یاسین تنها نیست. او یکی از صدها کودکی است که در سیستان و بلوچستان، فقر، بیکاری و مشکلات معیشتی خانواده، آنها را از کلاس درس به خیابان، چهارراهها، کارگاهها، مزارع و حتی مراکز جمعآوری زباله کشانده است. کودکانی که بسیاری از آنها، پیش از آنکه آیندهشان را بسازند، ناچارند بار زندگی خانواده را بر دوش بکشند.
کار برای یاسین، فقط ساعتها ایستادن زیر آفتاب یا فروختن چند کتاب دعا نیست. خیابان برای او میدان رقابت و گاهی میدان خشونت است. کودکانی که سن بیشتری دارند و سالهاست در همان چهارراهها یا در جمعآوری ضایعات کار میکنند، گاهی برای حفظ محل کار یا به دست آوردن مشتری، با کودکان کوچکتر درگیر میشوند. یاسین هم از این خشونتها بینصیب نمانده است.
مادرش میگوید: روزهایی بوده که یاسین با سر و صورت زخمی و لباسهای خاکی به خانه برگشته است. چند بار بچههای بزرگتر او را کتک زدهاند. بعضی وقتها هم در راه برگشت اتفاقهایی برایش افتاده که تا مدتها از ترس، حاضر نبود دوباره به همان مسیر برود.
برای کودکی که هنوز باید دغدغهاش بازی و مدرسه باشد، خیابان به محیطی ناامن تبدیل شده است جایی که علاوه بر گرما، سرما، آلودگی هوا و خطر تصادف، هر روز با خشونت، زورگویی و احساس ناامنی روبهرو میشود. بسیاری از این کودکان، بدون هیچ حمایت یا نظارتی، ساعتهای طولانی در خیابان کار میکنند و در معرض آسیبهایی قرار میگیرند که آثار آن تنها به همان روز ختم نمیشود و میتواند تا سالها بر سلامت جسم و روان آنها سایه بیندازد.
۱۳ سالگی پایان مدرسه و آغاز کارگری
عبدالله، ۱۳ سال بیشتر ندارد، اما سالهاست که کودکی را پشت سر گذاشته است. او در یکی از روستاهای بلوچستان زندگی میکند جایی که فقر، خیلی زودتر از سن و سال، مسئولیت را بر دوش کودکان میگذارد. مدرسه را رها کرده و حالا همراه پدرش برای کارگری راهی بندرعباس و شهرهای اطراف میشود سفرهایی که گاهی ماهها طول میکشد و دوری از خانه، بخشی از زندگیاش شده است.
وقتی از او میپرسم چرا درسش را ادامه نداده، با قاطعیتی که برای یک نوجوان ۱۳ ساله عجیب به نظر میرسد، میگوید: درس خواندن خرج خانه را نمیدهد. باید کار کنم تا به پدرم کمک کنم.
برای عبدالله، مدرسه دیگر راهی برای ساختن آینده نیست او آینده را در دستهای پینهبستهای میبیند که هر روز کنار پدرش کار میکنند و دستمزدی به خانه میبرند. مادرش نیز میگوید ترک تحصیل عبدالله انتخاب او نبوده، بلکه نتیجه مستقیم مشکلات معیشتی خانواده است. درآمد اندک خانواده پاسخگوی هزینههای زندگی نیست و عبدالله ناچار شده بخشی از بار مسئولیت خانواده را بر دوش بکشد.
وقتی فقر، کودکی را از کلاس درس میگیرد
پرویز کدخدایی، معلم بخش بنت از توابع شهرستان نیکشهر، با اشاره به مشاهدات خود از وضعیت کودکان کار در جنوب سیستان و بلوچستان گفت: وقتی از کودکان کار صحبت میکنیم، نباید ذهنمان فقط به سمت چهارراهها و خیابانها برود. در جنوب بلوچستان، بهویژه در شهرستان نیکشهر و بخش بنت، شکل کار کودکان متفاوت است و گاهی این کودکان برای تأمین معاش خانواده، راهی دریا میشوند و در کنار صیادان روی قایقها و لنجها کار میکنند.
وی با بیان اینکه بسیاری از دانشآموزانش ناچارند همزمان با تحصیل کار کنند، افزود: «محمد» یکی از همین دانشآموزان است. او برای کمک به خانواده پرجمعیت خود، هر روز ساعت پنج صبح به نانوایی میرود و تا ساعت هشت صبح کار میکند. پس از آن راهی مدرسه میشود و بعد از پایان کلاسها دوباره به نانوایی بازمیگردد. روز کاری محمد به همینجا ختم نمیشود؛ او از ساعت ۱۸ تا ۲۲ نیز در یک کافه مشغول کار است. کدخدایی ادامه داد: برای محمد، نوجوانی دیگر فصل بازی، استراحت و رؤیاپردازی نیست بلکه با مسئولیتهای سنگین معیشتی گره خورده است.
شهمراد برای تأمین هزینههای زندگی، ماهها راهی دریا میشود
این معلم بخش بنت با اشاره به یکی دیگر از دانشآموزان خود گفت: «شهمراد» نیز شرایط مشابهی دارد. او در طول سال تحصیلی گاهی ناچار میشود دو ماه از کلاس درس فاصله بگیرد و همراه صیادان راهی آبهای خلیج فارس شود تا با کار روی قایقها و لنجها، درآمدی هرچند اندک برای مادر و خانوادهاش به دست آورد. وی افزود: شهمراد به جای آنکه تنها به آینده و ادامه تحصیل فکر کند، ناچار است از همین امروز برای تأمین هزینههای زندگی خانواده تلاش کند.
فقر، کودکان را میان مدرسه و کار گرفتار کرده است
کدخدایی با تأکید بر اینکه محمدها و شهمرادهای این دیار کم نیستند، اظهار کرد: بسیاری از کودکان نه از روی بیعلاقگی به درس، بلکه به دلیل مشکلات اقتصادی و معیشتی، میان مدرسه و کار گرفتار شدهاند. برخی در خیابانها کار میکنند، برخی در روستاها مشغول کار هستند و برخی دیگر برای کارگری به دریا میروند تا بخشی از هزینههای خانواده را تأمین کنند.
وی ادامه داد: این وضعیت تنها به اشتغال کودکان ختم نمیشود، بلکه پیامدهای اجتماعی و انسانی گستردهای دارد. نوجوانی که فرصت تجربه یک دوران سالم، آموزش باکیفیت و ساختن آینده خود را از دست میدهد، بیش از دیگران در معرض ترک تحصیل، فقر پایدار و آسیبهای اجتماعی قرار میگیرد.
این معلم با انتقاد از فاصله نظام آموزشی با نیازهای واقعی جامعه گفت: بخشی از این مسئله به ساختار آموزش نیز بازمیگردد. هنوز نتوانستهایم میان آموزش، مهارتآموزی و اشتغال پیوند مؤثری ایجاد کنیم. زمانی که دانشآموز احساس کند سالها تحصیل، مسیر روشنی برای رسیدن به شغل و آیندهای بهتر پیش روی او قرار نمیدهد، انگیزه ادامه تحصیل کاهش پیدا میکند.
مسئول اداره فوریتهای اجتماعی، پیشگیری از آسیبها و بازتوانی بهزیستی سیستان و بلوچستان در گفتوگو با خبرنگار ایلنا با تشریح وضعیت کودکان کار و خیابان در استان، گفت: کودکان خیابانی به دو گروه تقسیم میشوند. گروه نخست کودکانی هستند که ارتباط شان با خانواده حفظ شده و پس از کار یا حضور در خیابان به منزل بازمیگردند. این کودکان ممکن است به کار، تکدیگری یا زبالهگردی مشغول باشند و خیابان برای آنها محلی برای کسب درآمد یا گذران وقت است.
مهدیه مالکی افزود: گروه دوم، کودکانی هستند که بهصورت سازمانیافته و توسط باندها و شبکههای سوءاستفاده از کودکان در خیابان فعالیت میکنند. این کودکان معمولاً ارتباط بسیار محدودی با خانوادههای خود دارند و در سیستان و بلوچستان، بخش قابل توجهی از این گروه را اتباع و مهاجران غیرقانونی تشکیل میدهند.
وی با اشاره به خدمات بهزیستی برای کودکان کار ایرانی اظهار کرد: این کودکان از طریق اورژانس اجتماعی شناسایی و برای آنها پرونده تشکیل میشود. سپس خدمات تخصصی شامل مددکاری، روانشناسی، حمایتهای تحصیلی و اجتماعی بهصورت رایگان در مراکز روزانه غیردولتی ارائه میشود. هدف اصلی، توانمندسازی خانواده و بازگرداندن کودک به چرخه تحصیل و کاهش حضور او در خیابان است.
مسئول اداره فوریتهای اجتماعی بهزیستی سیستان و بلوچستان ادامه داد: مراکز روزانه هیچ هزینهای از خانوادهها دریافت نمیکنند و هزینه خدمات از سوی سازمان بهزیستی پرداخت میشود. همچنین دو مرکز شبانهروزی در استان برای نگهداری موقت کودکانی که خانواده آنها شناسایی نشده یا نیاز به حمایت فوری دارند، فعال است و خدماتی مانند اسکان، تغذیه، پوشاک، پیگیری درمان و وضعیت تحصیلی به آنها ارائه میشود.
بازگشت ۲۷ درصدی بازماندگان از تحصیل به مدرسه
وی با بیان اینکه ۲۷ درصد از کودکان بازمانده از تحصیل شناساییشده با حمایتهای بهزیستی به مدرسه بازگشتهاند، گفت: در کنار بازگشت به تحصیل، ساعات کار این کودکان نیز کاهش یافته و تلاش شده است شرایط خانواده برای جلوگیری از تکرار این آسیب بهبود یابد.
این مقام مسئول درباره رسیدگی به موارد کودکآزاری نیز گفت: گزارشهای کودکآزاری از طریق خط ۱۲۳ اورژانس اجتماعی دریافت میشود و تیمهای تخصصی پس از حضور در محل، وضعیت کودک را ارزیابی میکنند. در صورت تأیید کودکآزاری، متناسب با نوع و شدت آسیب، اقدامات حمایتی، مداخلهای و در صورت نیاز خروج کودک از محیط ناامن انجام میشود.
وی با اشاره به درگیریهای میان برخی کودکان کار در سطح شهر نیز تصریح کرد: هر زمان نیروهای اورژانس اجتماعی در محل حضور داشته باشند یا موضوع به آنها گزارش شود، مداخله لازم انجام خواهد شد. مسئول اداره فوریتهای اجتماعی بهزیستی سیستان و بلوچستان همچنین تأکید کرد: هر کودک زیر ۱۵ سال که بهصورت مستمر مشغول کار باشد، حتی اگر در کارگاه فعالیت کند و در خیابان نباشد، در زمره کودکان کار قرار میگیرد و در صورت شناسایی یا گزارش، خدمات حمایتی و توانمندسازی خانواده برای او نیز انجام میشود.
وی در پایان درباره وضعیت استان در مقایسه با سایر نقاط کشور گفت: آمار دقیقی از رتبهبندی استانها در اختیار ندارم، اما بر اساس مشاهدات میدانی، اگر موضوع اتباع غیرقانونی را کنار بگذاریم، سیستان و بلوچستان در حوزه کودکان کار با وضعیت بحرانی مواجه نیست هرچند حضور کودکان اتباع در سطح شهر، نمود ظاهری این آسیب را پررنگتر کرده است
