این بار داستان جنگ متفاوت شده است!

🖋محمدحسین روانبخش
 در میانه‌ی جنگی که هر روز گسترده‌تر و مخرب‌تر می‌شود، حساب مردم و مسئولان بیشتر از هم جدا می‌شود. دیگر نمی‌شود در چشم مردم نگاه کنند و بگویند: مردم عزیز، این راهی است که خودمان انتخاب کرده‌ایم! باید مقاومت کنیم، سختی را به جان بخریم؛ جنگ هم مثل تحریم نعمت است… تاریخ مصرف این ‌شعارها گذشته است، حالا که جنگ چهره‌ی تلخش را بیشتر دارد عیان می‌کند. 
 مردم، اگرچه در یک‌سال اخیر تجربه‌ی دو جنگ را پشت سر گذاشته‌اند اما انگار این بار با وضعیت تازه‌ای روبرو شده‌اند. در روزهای جنگ‌های قبل، اقتصاد و معیشت مردم تغییر محسوسی نکرد. تورم و گرانی بود اما در آن ایام تشدید نشد؛ اما در این یک‌هفته رکوردزنی دلار آغاز شده است و به نظر می‌رسد در هفته‌های پیش‌رو اقتصاد به کلی ویران شود. در جنگ‌های قبل، علی‌رغم همه‌ی تبلیغات رسانه‌های خارجی، معیشت مردم به خطر نیفتاده بود اما این‌بار جنگ بر بستری از اقتصاد متلاشی شده‌ی خانواده‌های متعدد جریان دارد. در جنگ‌های قبل کسی از مردم رویارویی را به صاحبان پست و صندلی تعارف نمی‌زد اما این بار خیلی‌ها می‌پرسند که چرا آن‌هایی که ضد مذاکره و طرفدار جنگ بودند به جنوب اعزام نمی‌شوند؟! 
شاید بخش زیادی از این تغییرات ناشی از این سوال بی‌جواب مانده است که چه شد که تفاهم یک‌باره کاملا از دست رفت؟! در دیوانگی و بهانه‌جویی دشمن شکی نیست اما آنچه بر آتش این بهانه‌جویی‌ها می‌افزود از کجا هدایت می‌شد؟! چطور صدای واحدی که از مجموعه‌ی نظام درباره‌ی مذاکره وجود داشت دوشقه شد؟! می‌توان کمی عمیق‌تر شد و به این نکته توجه کرد که در خرداد و تیر ۱۴۰۴ و در جنگ ۱۲ روزه ایران با اسرائیل می‌جنگید ولی حالا جنگ فقط با آمریکا‌ست و البته دامان کشورهای عربی منطقه را گرفته است و هیچ خبری از اسرائیل یا حمله به اسرائیل نیست! این چرخش بسیار مهم و تغییر عجیب چطور این قدر راحت صورت گرفت؟! 
 شاید بتوان همه ابهامات را با وجود جنگ بی‌پاسخ گذاشت اما این تصور که آن‌ها در زیر اخبار مداوم زد و خورد دفن می‌شود، سادگی است. این بار داستان جنگ متفاوت شده است.  

این جنگ به مراتب ویرانگرتر از جنگ نظامی است
🖋 امیر دبیری‌مهر
چند هفته پیش روزنامه  اسراییل هیوم⁩ فاش کرد موساد⁩ روی رسانه ها و‌ اخبار و‌ تحلیل ها برای نابودی توافقنامه و مذاکرات ایران کلی سرمایه گذاری کرده …ان‌زمان به طرز مشکوکی بسیاری از رسانه‌ها و تریبون‌های سوپرانقلابی⁩ و ضدانقلابی از کنار این ادعا گذشتند. چند‌روز پیش هم ⁧ جی دی ونس⁩ گفت اسراییل برای ‏برهم‌زدن تفاهم‌نامه اسلام اباد و آغاز مجدد جنگ چند صد هزار دلار خرج کرده این ادعا هم عامدانه نادیده گرفته شد. نتیجه اینکه خط نفوذ رسانه⁩ ای در ایران و‌ امریکا علیه اتش‌بس و صلح و مذاکره بسیار قوی و گسترده است و حجم وسیعی از اخبار و تحلیل های غلط و انحرافی علیه صلح در حال ‏انتشار است. برخی حلقه اول این جنگ شناختی و مشوق تشدید درگیری و‌ جنگ‌ هستند و‌ برخی عمله بی‌جیره ‌مواجب این حلقه شوم تحریف و دروغ‌پراکنی. به نظر من این جنگ به مراتب ویرانگرتر از جنگ نظامی است بویژه که تیرهای آن از زبان و قلم ظاهرا خودی‌ها شلیک می‌شود و فضای تصمیم‌گیری را تیره می‌کند.

شکست برای ایدئولوگ معنایی ندارد

🖋 یاسر عرب
هر فاجعه‌ای را می‌توان “هزینه‌ی مقاومت” نامید. هر عقب‌ماندگی‌ای را “صبر تاریخی”، هر شکست را “پیروزی اخلاقی” و هر ویرانی را “بهای آرمان”! آیا امروز حماس می‌پذیرد که در غزه شکست خورده؟ مدافعان آن در ایران چطور؟ اگر کشور بیش از پیش ویران شود چه؟ تا بازی زبانی هست غمی نیست و شکست برای ایدئولوگ معنایی ندارد…

پس کو سیاست رسمی؟ 
🖋 احمد زیدآبادی
آنچه در تمام سال‌های اخیر نسبت به آن بی‌وقفه هشدار داده‌ام عدم وجود خط و فاصله‌ای روشن بین امر رسمی و غیررسمی در سیاست کشور بوده است! گمان نمی‌کنم چنین معضلی در هیچ نقطه‌ای از عالم به این پررنگی که در کشور ما دیده می‌شود، وجود داشته باشد!
من به عنوان کسی که اظهارنظرها و بیانیه‌های سیاسی در ایران و بسیاری از کشورها را دنبال می‌کنم، واقعاً نمی‌دانم که در کشور ما، نهادها و مراجع مسئول اعلام سیاست رسمی کدامند و از همین جهت در بسیاری از اوقات هیچ تصوری از سیاست رسمی ندارم. 
همین موضوع سبب شده است که اگر شهروندی فارغ از قیل و قال‌های کر کنندهٔ در فضای سیاسی بخواهد از سیاست رسمی کشور حمایت کند، پاک درمانده می‌شود! در همین لحظه فرض کنیم من و شما بخواهیم از موضع رسمی کشور در برابر تفاهم‌نامهٔ بین ایران و آمریکا حمایت کنیم، آیا واقعاً می‌توانیم بفهمیم که موضع رسمی در این باره چیست و فاصله و تفاوتش با حجم عظیمی از لفاظی‌های بی‌شمار آدم‌های دارای انواع پست‌های حکومتی و حاکمیتی چقدر است؟
همانطور که بارها توضیح داده‌ام این یک بلبشوی بسیار خطرناک است و خطر آن حتی از جنگ کمتر نیست.
اقتضای شرایط جنگی، جمع کردن بساط انواع و اقسام خودنمایی‌های شخصی در حوزهٔ رسمی و نوعی تمرکزِ قاطعِ تصمیم‌گیری در این حوزه است، اما ماجرا درست به عکس شده است به طوری که همان مختصر درک شهروندان و ناظران خارجی از فاصلهٔ بین امر رسمی و غیررسمی در ایران به کلی مخدوش شده است!
این تفرق قدرت کنونی در حوزهٔ رسمی، ربطی به دمکراسی و مردم‌سالاری و مفاهیمی از این جنس ندارد. این نامش هرج و مرج است و چنانچه به سرعت علاج نشود، پیامدهای مخربش غیرقابل جبران خواهد بود!

دکمه بازگشت به بالا