تنگه عامل بازدارنده نیست و در بلندمدت ناکارآمد می‌شود

گروه سیاسی: دور تازه درگیری میان ایران و آمریکا، از حمله ایران به کشتی‌ها در محدوده تنگه هرمز آغاز شد؛ حملاتی که عملاً آتش‌بس شکننده میان دو طرف را از بین برد. حالا به نظر می رسد این آبراه به حساس‌ترین مسائل امنیتی و سیاسی ایران تبدیل شده و آنچه در درجه نخست اهمیت قرار دارد، حق تهران برای مدیریت، نظارت و اعمال کنترل بر تنگه هرمز است.

به گزارش رویداد۲۴، این تحولات، پرسشی اساسی را پیش می‌کشد: آیا تنگه هرمز در حال تبدیل‌شدن به «حق هسته‌ای» تازه‌ای برای ایران است؛ موضوعی که از یک ابزار چانه‌زنی و اهرم فشار، به مسئله‌ای هویتی و غیرقابل‌مذاکره بدل شود؟ آیا کنترل این آبراه همچنان ابزاری برای تأمین منافع و استیفای حقوق ایران است، یا خود تنگه هرمز به هدفی مستقل تبدیل شده که حفظ آن، حتی به بهای گسترش درگیری و افزایش هزینه‌های اقتصادی و نظامی، دنبال می‌شود؟

تبدیل‌شدن یک ابزار به هدف، پیامدهای مهمی دارد. در چنین شرایطی، هرگونه عقب‌نشینی تاکتیکی ممکن است به‌عنوان عقب‌نشینی راهبردی تعبیر شود و فضای مصالحه را محدودتر کند و این آبراه را از یک اهرم بازدارنده، به کانونی دائمی برای درگیری تبدیل سازد. همان اتفاقی که برای برنامه هسته ای ایران نیز افتاد و کشور بعد از گذراندن دو جنگ، همچنان در منجلاب حقی است که روشن نیست چقدر بود و نبود آن بر منافع ملت ایران موثر بوده.

با این حال رحمان قهرمان‌پور، تحلیلگر مسائل بین‌الملل، توضیح می‌دهد که چرا نباید کارکرد تنگه هرمز را با مفهوم بازدارندگی یکی دانست، محدودیت‌های استفاده از این آبراه به‌عنوان ابزار فشار چیست و حملات به زیرساخت‌های جنوب ایران چه هدفی را دنبال می‌کند.رحمان قهرمان‌پور با اشاره به جایگاه تنگه هرمز در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی، تأکید کرده که برخی برداشت‌ها از وضعیت این آبراه بیش از آنکه فنی باشد، تنها جنبه سیاسی دارد و نباید مفهوم بازدارندگی را با کارکرد واقعی این گذرگاه راهبردی خلط کرد.

او می گوید: اگر اطلاع‌رسانی کشتی‌ها به ایران هنگام عبور از تنگه هرمز به معنای بازگشت شرایط آبراه به وضعیت سابق تلقی شود،  با یک تفسیر سیاسی مواجهیم. سیاست‌گذاران معمولاً چنین اظهاراتی را برای حفظ قدرت مانور خود مطرح می‌کنند.به گفته او، اطلاق مفهوم «بازدارندگی از طریق تنگه هرمز» به موقعیت این آبراه، دقیق نیست و تعبیر صحیح‌تر، اهرم یا ابزار است؛ ابزاری که کشور‌ها در کنار سایر مؤلفه‌های قدرت برای تأمین منافع ملی از آن بهره می‌برند.

قهرمان‌پور تاکید دارد که بازدارندگی مفهومی کلان‌تر است؛ در حالی که ابزار‌هایی مانند تنگه هرمز تنها بخشی از مجموعه عواملی هستند که می‌توانند قدرت یک کشور را افزایش دهند.این تحلیلگر مسائل بین‌الملل با اشاره به محدودیت‌های استفاده از چنین ابزاری اظهار داشت: تنگه هرمز یکی از شش گذرگاه راهبردی جهان است و حدود ۲۰ درصد نفت جهان از این مسیر عبور می‌کند. چین و اقتصاد‌های نوظهوری مانند هند و اندونزی بیشترین وابستگی را به این آبراه دارند؛ از این رو، در بلندمدت نمی‌توان از تنگه هرمز به‌عنوان ابزاری برای آسیب رساندن به دیگر کشور‌ها یا تهدید منافع تجاری جهانی استفاده کرد.

قهرمان‌پور می گوید حملات آمریکا به مناطق جنوبی ایران، به‌ویژه شرق تنگه هرمز با هدف از بین بردن توان عملیاتی ایران برای کنترل عبور و مرور دریایی انجام شده است.به گفته او، هدف قرار دادن رادارها، زیرساخت‌های ارتباطی، مخابراتی، تأسیسات نظامی و فرودگاه‌ها، در جنوب ایران بخشی از برنامه‌ای است که پیش‌تر نیز در جریان جنگ ۴۰ روزه دنبال می‌شد و بر تضعیف زیرساخت‌های دفاعی، نظامی و ارتباطاتی ایران تمرکز داشت.

این تحلیلگر سیاسی در پایان تأکید کرد که اعمال هرگونه کنترل مؤثر بر تنگه هرمز، حتی در شرایط عادی، نیازمند برخورداری از زیرساخت‌های ارتباطی، دکل‌های مخابراتی، مراکز پشتیبانی و تأمین نیرو است.

به اعتقاد او، حملات به نوار ساحلی ایران، به‌ویژه در شرق تنگه هرمز، با هدف کاهش این توانمندی در بلندمدت انجام می‌شود تا ایران، با توجه به محدودیت‌های ناشی از تحریم و دشواری تأمین فناوری‌های مورد نیاز، حتی در صورت تمایل نیز نتواند اقتدار مدنظر خود را بر رفت‌وآمد کشتی‌ها اعمال کند.
رحمان قهرمان‌پور معتقد است امروز با نوعی «مسابقه تاب‌آوری» میان ایران و آمریکا مواجه‌ایم. ایران امیدوار است که با افزایش تاب‌آوری خود، ترامپ را به عقب‌نشینی وادارد؛ در مقابل، ترامپ نیز امیدوار است که با تشدید محاصره دریایی، اعمال فشار و حتی گسترش دامنه درگیری، تاب‌آوری ایران را تضعیف کرده و این کشور را به تسلیم وادار سازد.

با این حال او به یک مساله اساسی اشاره دارد؛ اینکه در بلندمدت به طور طبیعی تاب‌آوری آمریکا از نظر اقتصادی، سیاسی و نظامی بیشتر است. افزون بر این، میان ایران و آمریکا مجاورت فیزیکی و جغرافیایی وجود ندارد. ضرباتی که ایران وارد می‌کند، عمدتاً متوجه کشور‌های حاشیه جنوبی خلیج فارس و اسرائیل است و خود آمریکا را به‌طور مستقیم هدف قرار نمی‌دهد.

دکمه بازگشت به بالا