
دیپلماسی ایران و آمریکا به پیچیده ترین ایستگاه رسید
به گزارش اقتصاد24،تحولات چند روز گذشته نشان میدهد که روند دیپلماسی میان تهران و واشنگتن به پیچیدهترین ایستگاه خود رسیده است؛ چنانکه هر دو طرف همزمان آرایش مذاکراتی و سیگنالهای تند نظامی را روی میز چیدهاند. سفر سید عباس عراقچی به مسقط و در پی آن گمانهزنیهای بینالمللی درباره احتمال انتقال پیامها، نشاندهنده آن است که کانالهای ارتباطی با وجود لبه پرتگاه، هنوز کاملاً مسدود نشدهاند، اما سایه سنگین بیاعتمادی و نقض عهدهای اخیر، کار را برای دیپلماتها دشوارتر از هر زمان دیگری کرده است.
پشت پرده رفتوآمدهای دیپلماتیک
خروجی رسانههای معتبر بینالمللی در ۴۸ ساعت گذشته، تصویری از یک ماراتن دیپلماتیک در بستری از تهدیدهای مستقیم را به نمایش میگذارد. شبکه خبری سیبیاس مدعی شده است که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در سفر خود به عمان به دنبال بررسی امکان تداوم مذاکرات از طریق میانجیهاست. بر اساس این ادعا، طرف آمریکایی تیمی سنگین و تعیینکننده به رهبری جیدی ونس (معاون رئیسجمهور)، جرد کوشنر، مارکو روبیو (وزیر امور خارجه) و استیو ویتکاف (فرستاده ویژه) را برای مدیریت این پرونده مامور کرده است.
سیبیاس همچنین در گزارشی جنجالی به نقل از منابع خود مدعی شد که مقامات ایرانی در کانالهای خصوصی به مشاوران ترامپ اعلام کردهاند حملات موشکی و پهپادی هفته گذشته به سه کشتی تجاری متعلق به کشورهای عربی (از جمله عربستان و قطر) در تنگه هرمز، اقدامی هماهنگنشده و از سوی جریانهای خودسر با هدف تخریب مسیر دیپلماسی بوده است؛ ادعایی که هنوز از سوی هیچ نهاد رسمی در تهران تایید یا رد نشده است.
در همین حال، نشریه اکسیوس فراتر رفته و از احتمال برگزاری یک دور جدید و مستقیمتر از گفتوگوها در هفته آینده در خاک سوئیس خبر داده است. این گمانهزنیها زمانی تقویت شد که دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی خود (تروث سوشال) مدعی شد با درخواست تهران برای ادامه مذاکرات موافقت کرده، اما بلافاصله با لحنی تهدیدآمیز اضافه کرد که «آتشبس پایان یافته است».
از سوی دیگر، مقامهای ارشد کاخ سفید در گفتوگو با خبرنگاران و نشریه والاستریت ژورنال سیگنالهای ناامیدکنندهای مخابره کرده و گفتهاند که شانس رسیدن به یک توافق نهایی هستهای روزبهروز کمتر میشود و شاید مهار برنامه هستهای ایران از راههای کاملاً مسالمتآمیز قابل دستیابی نباشد. این رسانهها اشاره دارند که ترامپ روی مسئله «غبار هستهای» یا همان بقایای اورانیوم ۶۰ درصدی ایران بهشدت حساس است و گزینههای نظامی کمهزینه را به عنوان جایگزین شکست مذاکرات روی میز نگه داشته است.
ایستادگی تهران بر خطوط قرمز؛ ماجرای بند ۹ و تحریمهای جدید
در فضای داخلی و موضعگیریهای رسمی، روایت تهران کاملاً متفاوت و مبتنی بر گلایه شدید از بدعهدی زودهنگام واشنگتن است. به خصوص که بعد از حملات اخیر آمریکا به نواحی جنوبی ایران، وزارت خزانهداری آمریکا در اقدامی ناگهانی، ۱۴ فرد و نهاد ایرانی از جمله علی انصاری (بانکدار سرشناس)، سه صرافی داخلی و چند شرکت پوششی در خارج از کشور را به اتهام دور زدن تحریمها و تسهیل تراکنشهای مالی سپاه پاسداران در لیست سیاه قرار داد. این اقدام خشم شدید تهران را برانگیخت، چرا که طبق روح و متن تفاهمنامه اسلامآباد، مقرر شده بود که دستکم در طول دوره ۶۰ روزه مذاکرات، هیچ تحریم جدیدی علیه ایران وضع نشود.
عباس عراقچی در واکنش به این اقدام، با انتشار موضعی صریح در شبکه ایکس، طرف آمریکایی را به نقض آشکار «بند ۹ یادداشت تفاهم اسلامآباد» متهم کرد و نوشت: «واقعیت روشن است؛ تنها راه، پایبندی متقابل هر دو طرف به تعهداتشان است.» صداوسیمای جمهوری اسلامی نیز رسماً اعلام کرد که هیات ایرانی به دلیل این نقض عهد صریح، فعلاً تمایلی به ادامه روند مذاکرات به شکل پیشین ندارد. در همین راستا، خبرگزاری فارس به نقل از یک منبع آگاه نزدیک به تیم مذاکرهکننده، گزارشهای مربوط به درخواست ایران برای مذاکره را کذب و ساخته رسانههای غربی دانست. این منبع تاکید کرد که هیچ گفتوگویی شکل نخواهد گرفت مگر اینکه واشنگتن از مواضع خود عقبنشینی کند.
گفتنی است که شاخصهای اصلی تهران برای بازگشت به میز شامل سه شرط اساسی است: اول، تشکیل کارگروه ویژه لبنان با هدف پایان دادن به جنگ؛ دوم، حلوفصل موضوع عبور و مرور از تنگه هرمز بر اساس ترتیبات و حاکمیت مورد نظر ایران و سوم، بازگشت روند صادرات و جریان فروش نفت ایران به وضعیت عادی و بدون مانع.
کاخ سفید میان دیپلماسی و گزینه نظامی
یکی از پیچیدهترین گرههای موجود در مسیر این دیپلماسی شکننده، واکنش و نگرانی دونالد ترامپ بعد از بلند شدن صدای تندروهای داخلی و تاکید بر لزوم کشتن رئیس جمهور آمریکا است. ترامپ که گویی اصرار دارد این موضوع را در صدر دستور کارهای سیاسی خود نگه دارد، اخیراً پس از سفرهایش به ترکیه و اسرائیل و دیدار با بنیامین نتانیاهو، اعلام کرد اطلاعات جدیدی از طرحهای تهران برای هدف قرار دادن خود دریافت کرده است.
او در پیامی بیسابقه و تند نوشت که دستورات لازم را به ارتش آمریکا صادر کرده و نیروهای نظامی آمادهاند تا در صورت هرگونه اقدامی از سوی ایران، با شلیک هزاران موشک، نقاط مختلف کشور را به طور کامل ویران کنند؛ بیانیهای که با عبارت عجیب «ستایش مخصوص الله است» پایان یافت و تحلیلگران آن را ترکیبی از جنگ روانی شدید و مصرف داخلی برای راضی نگه داشتن بدنه رای تندرو در آمریکا ارزیابی کردند. این ادبیات تند، عملاً فضای مانور را برای دیپلماتهای هر دو طرف تنگتر کرده است.
دولت زیر تیغ منتقدان مذاکرات
همزمان با این بنبست خارجی، در داخل کشور نیز جبههگیریهای سیاسی پیرامون نحوه تعامل با دولت ترامپ تشدید شده است. جریانهای تندرو و منتقدان دولت پزشکیان، با استفاده از بدعهدی اخیر آمریکا در وضع تحریمها، راهبرد کلان مذاکراتی را زیر سوال بردهاند. منوچهر متکی، نماینده تهران در مجلس، در سخنانی صریح تفاهمنامه اسلامآباد را یک «طرح فریب» خواند و مدعی شد آمریکاییها به دنبال مذاکره واقعی نیستند و تنها هدفشان پایان دادن به موجودیت جمهوری اسلامی است. او حتی تیم مذاکرهکننده را به چالش کشید تا در جلساتی با منتقدان، با استدلالهای آنها روبهرو شوند.
از سوی دیگر، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس نیز در دیدار با همتای اندونزیایی خود، با اتخاذ موضعی محکم اعلام کرد که در گفتوگوهای واسطهای به معاون رئیسجمهور آمریکا تفهیم کرده که تهران هیچ اعتمادی به واشنگتن ندارد. قالیباف تاکید کرد: «از دید من کسانی میتوانند با آمریکا مذاکره کنند که آماده جنگ باشند.» این پالسهای داخلی نشان میدهد که دولت پزشکیان و تیم دیپلماتیک عراقچی نه تنها در جبهه خارجی با لجاجت تیم ترامپ روبهرو هستند، بلکه در داخل نیز باید هزینههای سیاسی سنگینی را برای زنده نگه داشتن روزنه دیپلماسی بپردازند. هرگونه انعطاف بیشتر بدون دریافت امتیاز ملموس، میتواند موقعیت داخلی دولت را بهشدت تضعیف کند.
بلاتکلیفی دیپلماتیک؛ کابوس بازارها
تداوم این وضعیت ناپایدار و نوسان میان جنگ و صلح، مستقیماً به قلب اقتصاد و بازارهای داخلی ایران شلیک کرده است. بازار ارز، طلا و خودرو که پس از امضای تفاهمنامه اسلامآباد در خردادماه، یک آرامش نسبی و ریزش کانالی را تجربه کرده بودند، حالا با شنیده شدن صدای شیپور تحریمهای جدید و تهدیدهای موشکی ترامپ، دوباره وارد فاز بلاتکلیفی و صعود انتظاری شدهاند. ریز چشمگیر بورس تهران نیز در همین راستا قابل تحلیل و بررسی است. فعالان اقتصادی میگویند بزرگترین دشمن بازار در حال حاضر «عدم قطعیت» است. سرمایهگذاران و تجار به دلیل مشخص نبودن سرنوشت این مهلت ۶۰ روزه، دست از فعالیتهای کلان کشیدهاند و نوعی رکود انتظاری شدید بر بازار حاکم شده است.
وضعیت فعلی نشان میدهد که اگر امتیازات اقتصادی تفاهمنامه اسلامآباد به ویژه در بخش فروش نفت و آزادشدن مجاری بانکی، به سرعت نقد نشود؛ صرف وجود یک تفاهم شکننده روی کاغذ نمیتواند جلو پیشروی تورم انتظاری را بگیرد. تحریم صرافیها و چهرههای مالی در روزهای گذشته، بار دیگر هزینههای نقلوانتقال ارزی را بالا برده و سیگنال منفی به بازار آزاد فرستاده است.
بعد از مرداد چه خواهد شد؟
پرسش اساسی این است که این بازی «صبر و تهدید» تا چه زمانی قابل تداوم است؟ واقعیت آن است که نه تهران توان تحمل یک برزخ طولانیمدت اقتصادی همراه با تحریمهای قطرهچکانی جدید را دارد و نه ترامپ با توجه به وعدههای انتخاباتیاش مبنی بر حل سریع بحرانهای بینالمللی، میتواند ماهها در وضعیت لبه پرتگاه باقی بماند.
مهلت ۶۰ روزه یادداشت تفاهم اسلامآباد عملاً به عنوان یک ساعت شمار معکوس عمل میکند. این وضعیت برزخی نهایتاً تا پایان زمان مقرر در تفاهمنامه (اواخر مردادماه) یا حداکثر با یک تمدید کوتاه چند هفتهای میتواند ادامه داشته باشد.
پس از آن، دو سناریو بیشتر پیشروی طرفین نخواهد بود؛ یا واشنگتن با درک خطوط قرمز ایران (شامل ترتیبات تنگه هرمز و توقف تحریمهای جدید) گامی عملی برای جلب اعتماد برمیدارد و مذاکرات به سمت یک توافق جامع در سوئیس پیش میرود، یا اینکه با اصرار ترامپ بر شروط حداکثری و تداوم ادبیات تهاجمی، این تفاهمنامه به طور کامل فرو میپاشد. در صورت فروپاشی، منطقه احتمالاً وارد دور جدیدی از تقابلهای مستقیم نظامی و سایبری خواهد شد که تبعات آن برای بازارهای مالی و ثبات اقتصادی، بسیار سنگینتر از گذشته خواهد بود. پایان این ۶۰ روز، پایان دوره گفتاردرمانی و آغاز رویارویی با واقعیتهای عریان سختافزاری است.
