
دم خروس صدا و سیما یک بار دیگر بیرون زد!
۱. انحصارگرایی جناحی در صداوسیما
مهمترین محوری که این اتفاق ثابت میکند، تسلط یک جریان سیاسی خاص (به طور مشخص نزدیکان سعید جلیلی و جبهه پایداری) بر شریانهای اصلی صداوسیما است. زمانی که رئیس یکی از قوای سهگانه و نماینده ارشد نظام در مذاکرات بینالمللی، امکان بیان بدون سانسور گزارش خود به مردم را در این رسانه ندارد و صحبتهایش دقیقاً در نقطه حساس (افشای تلاش دولت سیزدهم برای توافق، پاسخ به ادعای بازرسی آژانس و آزادسازی اموال) قطع میشود، ادعای «ملی بودن» این رسانه به طور کامل زیر سوال میرود.
۲. عبور از خط قرمزِ احترام به مقامات عالی
۳. خودزنی رسانهای در حساسترین شرایط بینالمللی
در شرایطی که کشور درگیر تبعات «تفاهم اسلامآباد»، مذاکرات با آمریکا و مسائل حساس منطقهای است، افکار عمومی تشنه دریافت اطلاعات موثق از منابع داخلی است. سانسور صحبتهای قالیباف درباره پیام راهبردی رهبری و دروغپردازیهای ترامپ، عملاً مخاطب را به سمت رسانههای فارسیزبان خارج از کشور سوق میدهد. این اقدام، یک خطای استراتژیک و خودزنی آشکار در جنگ روایتها است که مرجعیت رسانهای را در داخل کشور نابود میکند.
۴. ضربه به مرجعیت رسانهای داخلی
وقتی حتی روایت رسمی یک مقام عالیرتبه نظام نیز در رسانهای که عنوان «ملی» را یدک میکشد قابل پخش کامل نیست، پیام روشنی به افکار عمومی مخابره میشود: مردم برای آگاهی از واقعیتها باید به منابعی خارج از ساختار رسمی مراجعه کنند. تداوم چنین روندی، اعتماد عمومی به صداوسیما را فرسوده کرده است و آن را از یک رسانه مرجع به یک بلندگوی جناحی تقلیل داده است؛ وضعیتی که به نظام رسانهای کشور و هم به حاکمیت ضربه زده است.
