
جوانان در بودجه کجایند؟
به گزارش اعتماد،در این میان، یک پرسش اساسی در ایران کمتر به صورت جدی مطرح شده است: سهم نسل جوان، بهویژه نسل Z، از این چرخه بازتوزیع و سرمایهگذاری چیست؟ نسل Z، که متولدین ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۰ را شامل میشود، نسلی است که در بستر تحول دیجیتال رشد کرده است. این نسل با اینترنت، شبکههای اجتماعی، اقتصاد پلتفرمی و تغییرات سریع فناوری خو گرفته و به همین دلیل، انتظارات متفاوتی از دولت، بازار کار و ساختار اجتماعی دارد.
برخلاف نسلهای گذشته که امنیت شغلی طولانیمدت را معیار موفقیت میدانستند، نسل Z بیشتر به دنبال انعطافپذیری، درآمد پایدار، کیفیت زندگی و فرصت رشد فردی است. اما واقعیت اقتصادی امروز ایران، فاصله قابل توجهی با این انتظارات دارد. نرخ بالای بیکاری جوانان، دشواری ورود به بازار کار رسمی، افزایش هزینههای زندگی، بحران مسکن و نااطمینانی نسبت به آینده، مجموعهای از چالشها را ایجاد کرده که مستقیما بر تصمیمات زندگی این نسل اثر میگذارد.
در چنین شرایطی، نحوه هزینهکرد درآمدهای مالیاتی میتواند نقش تعیینکنندهای در کاهش یا تشدید این شکاف ایفا کند. در نگاه سنتی، بخش عمدهای از مالیات صرف هزینههای جاری دولت مانند حقوق و دستمزد، یارانهها و اداره ساختارهای اداری میشود. اما در نگاه توسعهمحور، مالیات باید به ابزاری برای سرمایهگذاری بر سرمایه انسانی تبدیل شود؛ بهویژه سرمایه انسانی جوان، این تغییر نگاه نقطه تمایز کشورهایی است که توانستهاند مسیر توسعه پایدار را طی کنند.
یکی از مهمترین حوزههایی که میتواند مستقیما بر آینده نسل Z اثر بگذارد، بازار کار و اشتغال است. اقتصاد جهانی در حال حرکت به سمت دیجیتالی شدن، هوش مصنوعی، اقتصاد دادهمحور و کسب و کارهای نوآورانه است. ایران نیز از این روند مستثنی نیست. اگر بخشی از درآمدهای مالیاتی به صورت هدفمند صرف حمایت از استارتاپها، توسعه زیرساختهای اقتصاد دیجیتال، ایجاد صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر و آموزش مهارتهای نوین شود، میتوان بخشی از بحران بیکاری جوانان را به فرصت تبدیل کرد.
حوزه دوم، مسکن است؛ یکی از جدیترین بحرانهای اجتماعی نسل جوان، برای بسیاری از جوانان استقلال اقتصادی بدون دسترسی به مسکن مقرون بهصرفه تقریبا غیرممکن شده است. افزایش قیمت زمین و مسکن، همراه با کاهش قدرت خرید، باعث شده تشکیل خانواده و برنامهریزی بلندمدت به تعویق بیفتد. در این شرایط، سیاستهای مالیاتی میتوانند نقش مهمی ایفا کنند؛ ازجمله حمایت از ساخت مسکن اجارهای، ارائه وامهای کمبهره ویژه جوانان و هدایت سرمایههای عمومی به سمت پروژههای مسکن اجتماعی.
در کنار این دو حوزه کلیدی، آموزش و مهارتآموزی نیز اهمیت ویژهای دارد. نسل Z نسلی است که باید برای مشاغلی آماده شود که هنوز بسیاری از آنها به طور کامل شکل نگرفتهاند. مهارتهایی مانند برنامهنویسی، تحلیل داده، طراحی دیجیتال، بازاریابی آنلاین و هوش مصنوعی، ازجمله نیازهای بازار کار آینده هستند. سرمایهگذاری مالیاتی در این حوزهها نهتنها یک هزینه نیست، بلکه نوعی پیشخرید رشد اقتصادی آینده کشور محسوب میشود.
موضوع دیگری که کمتر مورد توجه قرار گرفته، سلامت روان نسل جوان است. فشارهای اقتصادی، رقابت شدید، نااطمینانی اجتماعی و گسترش مقایسههای اجتماعی در فضای مجازی، موجب افزایش اضطراب، فرسودگی ذهنی و کاهش امید به آینده در میان جوانان شده است. توسعه خدمات مشاورهای، حمایتهای روانشناختی و ایجاد زیرساختهای سلامت روان، میتواند نقش مهمی در افزایش تابآوری اجتماعی ایفا کند.
ازسوی دیگر، باید به نقش فرهنگ و هویت اجتماعی نیز توجه کرد. نسل Z صرفا به دنبال درآمد نیست؛ بلکه به دنبال معنا، خلاقیت و مشارکت اجتماعی است. حمایت از فعالیتهای هنری، فرهنگی، ورزشی و اجتماعی جوانان میتواند به افزایش سرمایه اجتماعی و کاهش شکاف نسلها کمک کند.
نکته مهم این است که کارآمدی نظام مالیاتی تنها در میزان وصول درآمد نیست، بلکه در کیفیت تخصیص آن معنا پیدا میکند. اگر شهروندان احساس کنند مالیات پرداختی آنها به بهبود واقعی زندگیشان منجر میشود، اعتماد عمومی افزایش یافته و تمایل به مشارکت مالیاتی نیز تقویت میشود، اما در صورتعدم مشاهده این اثرات، فاصله دولت و جامعه بیشتر خواهد شد.
بنابراین، مالیات در ایران میتواند دو مسیر متفاوت را طی کند؛ یا صرفا ابزاری برای پوشش هزینههای جاری باقی بماند یا به موتور محرک توسعه نسل جوان تبدیل شود. انتخاب میان این دو مسیر، یک انتخاب صرفا اقتصادی نیست؛ بلکه یک تصمیم راهبردی درباره آینده کشور است. و درنهایت باید پذیرفت که نسل Z نه یک گروه حاشیهای، بلکه محور آینده اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران است. هرگونه سیاستگذاری مالی که این نسل را نادیده بگیرد، در واقع آینده کشور را باعدم تعادل مواجه میکند. مالیات اگر به درستی هدایت شود، میتواند از یک ابزار صرفا درآمدی به یک ابزار قدرتمند برای بازسازی امید اجتماعی تبدیل شود.
سرمایهگذاری بر نسل جوان، هزینه نیست؛ بلکه تضمین بقا و توسعه کشور است. اگر امروز مالیاتها به سمت اشتغال، آموزش، مسکن و سلامت روان نسل Z هدایت شوند، نتیجه آن در سالهای آینده به شکل رشد اقتصادی پایدار، کاهش آسیبهای اجتماعی، افزایش نوآوری و تقویت اعتماد عمومی نمایان خواهد شد.
آینده ایران نه در منابع زیرزمینی، بلکه در کیفیت تصمیمهایی است که امروز برای نسل جوان گرفته میشود. شاید مهمترین این تصمیمها، نحوه نگاه ما به مالیات باشد؛ آیا آن را خرج امروز میکنیم یا سرمایه فردا؟ پاسخ به این پرسش، سرنوشت فردای ایران را رقم خواهد زد.
