
وقتی فیلترینگ، VPN را محترم کرد!
به گزارش فرارو، ستار هاشمی در خصوص تحول یافتن معنای VPN از ضدارزش به ارزش میگوید: «این تجربه نشان داد که حکمرانی را منحصر در موضوعات فنی دانستیم و یک موضوع ضد ارزش را به ارزش تبدیل کردیم.» از منظر جامعهشناسی ارتباطات نیز این دگرگونی تنها یک تغییر فنی یا فناورانه نیست، بلکه بازتاب تحولات عمیقتری در رابطه میان سیاستگذاری، افکار عمومی و نظام ارزشهای اجتماعی است.
دکتر محمدعلی الستی، جامعهشناس ارتباطات و استاد دانشگاه، به بررسی چرایی تغییر ارزشها و پیامدهای اجتماعی آن پرداخته و میگوید: «ارزشها از پایدارترین عناصر شخصیت و فرهنگ هستند، اما ثابت و تغییرناپذیر نیستند. این تغییر ارزشها میتواند در دو سطح فردی و اجتماعی رخ دهد.»
ارزشها ثابت نیستند
محمدعلی الستی میگوید: «در سطح فردی، ارزشهای یک فرد از مسیرهای مختلفی دچار تغییر میشوند. یکی از مهمترین این مسیرها، تجربههای عمیق و تکاندهندهای مانند جنگ، مهاجرت، بیماری، فقدان عزیزان، موفقیتهای بزرگ یا شکستهای سنگین است. این تجربهها ممکن است فرد را وادار کنند تا اولویتهای زندگی خود را بازنگری کند. در واقع، چنین تجربههایی میتوانند زمینهساز تغییر ارزشها شوند.»
عامل دیگر، به گفته او: «کسب دانش و آگاهی جدید است. مطالعه، آموزش، سفر، آشنایی با دیدگاههای متفاوت و حتی مواجهه با ایدهها و نظریههای جدید، میتواند ارزشهای پیشین فرد را به چالش بکشد و زمینه تغییر آنها را فراهم کند. همچنین تغییر محیط اجتماعی نیز در این زمینه مؤثر است. ورود به دانشگاه، ازدواج، تغییر شغل، مهاجرت یا عضویت در یک گروه جدید، از جمله موقعیتهایی هستند که باعث میشوند افراد در معرض ارزشهای تازه قرار بگیرند و تا حدی ارزشهای گروهی را که به آن تعلق پیدا میکنند جذب کنند. در نتیجه، ممکن است دچار تغییر ارزش شوند.»
عامل دیگری که به نظر میرسد نیز از دید او: «در این فرآیند نقش دارد، تحول هویت شخصی است. با افزایش سن، تجربههای اجتماعی و درک فرد از خودش تغییر میکند. برای مثال، ممکن است فردی در دوران جوانی آزادی را مهمترین ارزش خود بداند، اما در میانسالی امنیت یا مسئولیتپذیری را در اولویت قرار دهد.»
اما در سطح اجتماعی، از دید این استاد دانشگاه: «جوامع نیز ممکن است ارزشهای خود را تحت تأثیر عوامل مختلف دستخوش تغییر کنند. یکی از این عوامل، تحولات اقتصادی است. صنعتی شدن، رفاه یا فقر گسترده میتواند نگرشها و ارزشهای مردم را تغییر دهد. عامل دیگر، تحولات فناورانه است. اینترنت، شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی شیوه نگاه مردم به حریم خصوصی، کار، دانش و ارتباطات را دگرگون میکنند.»
همچنین به گفته او: «تغییر نسلها نیز در این زمینه اهمیت دارد. هر نسل در شرایط متفاوتی رشد میکند و ارزشهای متفاوتی را میپذیرد؛ پدیدهای که در جامعهشناسی از آن با عنوان «جایگزینی نسلی» یاد میشود. علاوه بر این، نهادهایی مانند خانواده، مدرسه، رسانهها، دین و دولت نیز در شکلگیری و تغییر ارزشها نقش دارند.»
تعارض به بازسازی ارزشها منجر میشود
او در پاسخ به این پرسش که آیا ارزشها به صورت ناگهانی تغییر میکنند؟ میگوید: «در بسیاری از موارد، پاسخ منفی است. تغییر ارزشها معمولا تدریجی رخ میدهد. ابتدا میان ارزشهای قدیمی و تجربههای جدید نوعی تعارض شکل میگیرد و همین تعارض به بازسازی ارزشها منجر میشود.»
برخی نظریهپردازان به اعتقاد این جامعهشناس نیز معتقدند تغییرات بلندمدت در شرایط زندگی، بهویژه افزایش امنیت اقتصادی، میتواند به تدریج ارزشهای مردم را از «بقای مادی» به سمت «خودبیانگری» سوق دهد. به گفته او: «زمانی که افراد صرفا درگیر بقا و تامین نیازهای اولیه هستند، اولویتهای متفاوتی دارند؛ اما با دستیابی به سطحی از امنیت، به تدریج به دنبال کیفیت زندگی، رفاه و تحقق فردی میروند و ارزشهایشان نیز تغییر میکند.»
بنابراین، به گفته این جامعهشناس ارتباطات: «تغییر ارزشها حاصل تعامل میان تجربه، آگاهی، محیط اجتماعی و نیازهای جدید است. از دیدگاه جامعهشناسی، نکته اصلی این است که هرگاه میان نیازهای مردم و سازوکارهای رسمی شکاف و تعارض ایجاد شود، افراد به دنبال راهحلهای جایگزین میروند و در نتیجه، آنچه پیشتر نامشروع یا نامطلوب تلقی میشد، ممکن است به تدریج مشروعیت پیدا کند.»
VPN زمانی ضد ارزش بود، چون محدودیتها با هنجارهای اخلاقی همراستا تلقی میشد
او میافزاید: «در مقطعی استفاده از VPN چندان مثبت تلقی نمیشد. دلیل این مسئله آن بود که سازوکارهای حاکمیتی در آن زمان تا حدی با هنجارها و ملاحظات اخلاقی جامعه همگرایی بیشتری داشتند. برای مثال، سایتهای مستهجن یا سایتهایی که خشونت را ترویج میکردند مسدود شده بودند و استفاده از VPN میتوانست امکان دسترسی به چنین محتواهایی را، بهویژه برای نوجوانان، فراهم کند. به همین دلیل، جامعه نگاه مثبتی به VPN نداشت؛ زیرا تصور میشد که این ابزار میتواند بر وضعیت روحی، روانی، ذهنی و تربیتی افراد، بهویژه نسل جوان، تأثیر منفی بگذارد.»
نوجوانان و جوانان به گفته الستی: «تحت تأثیر این مسئله قرار میگرفتند و دلیل آن نیز این بود که در ابتدا، محدودسازی اینترنت در راستای ارزشهای اخلاقی توجیه میشد. اما به تدریج، گسترش محدودیتها و پاسخ نگرفتن بسیاری از نیازهای مردم، شرایط را تغییر داد. انسان همواره نیازمند کسب اطلاعات است و این نیاز یکی از نیازهای بنیادین او به شمار میرود. بهویژه در جوامع مدرن، در حوزه آموزش، پرورش، کسبوکارها و تحقیقات، دسترسی به اطلاعات ارزش بسیار بالایی دارد.»
وقتی نیاز به اطلاعات بیپاسخ ماند، VPN از یک ضد ارزش به یک ارزش اجتماعی تبدیل شد
در چنین شرایطی، به گفته او: «محدود شدن دسترسی به اینترنت باعث شد بخش بزرگی از مردم به استفاده از VPN روی بیاورند. به عبارت دیگر، VPN به عنوان ابزاری که نیاز مردم را برآورده میکرد، صاحب ارزش شد. همان VPN که پیشتر، از نگاه جامعه، ابزاری آسیبزا تلقی میشد، اکنون به ابزاری برای تامین نیاز مردم به اطلاعات تبدیل شده بود. بنابراین VPN مشروعیت پیدا کرد.»
اینترنت طبقاتی و سیمکارت ویژه، نماد تبعیض شد
اما در مقابل، از نگاه این استاد دانشگاه: «موضوع اینترنت طبقاتی و دسترسیهای ویژه مطرح شد. در اینجا مسئله تبعیض و انحصار شکل گرفت. در واقع نوعی امتیاز ویژه در دسترسی به اطلاعات ایجاد شد؛ به این معنا که گروهی از افراد امکان استفاده از امکاناتی را پیدا کردند که در اختیار همه شهروندان نبود. به همین دلیل، کسانی که از طریق اینترنت یا سیمکارتهای ویژه از این امتیازات برخوردار میشدند، در نگاه افکار عمومی با واکنش منفی مواجه و منفور شدند.»در نتیجه، به گفته او: «همان اینترنتی که پیشتر وسیلهای برای پاسخ به نیازهای مردم بود، هنگامی که به نماد تبعیض تبدیل شد، ارزش خود را از دست داد. ابزاری که زمانی برای تحقیق، کسب آگاهی و پاسخ به نیاز دانستن مورد استفاده قرار میگرفت، زمانی که تداعیکننده تبعیض و نابرابری شد، دیگر آن جایگاه مثبت پیشین را نداشت.»
مافیا زمانی شکل میگیرد که یک سیستم از ایجاد کمبود سود ببرد
الستی با نگاهی اقتصادی مساله VPN را با مفهوم «مافیا» نیز توضیح داده و میگوید: «البته هر احتکارکنندهای مافیا نیست. اما وقتی از مافیا سخن میگوییم، منظور یک سیستم پیچیده و سازماندهی گسترده ضدانسانی است که با ایجاد انحصار و سپس کسب درآمد از رفع آن انحصار عمل میکند و برخلاف منافع انسانهاست؛ مثل مافیای مواد مخدر یا اسلحه. گاهی خودِ سیستم کمبود (کمبود مصنوعی) را ایجاد میکند؛ یعنی در جایی که عرضه در اختیار اوست، محدودیت به وجود میآورد تا بتواند از طریق همان محدودیت، منافع کلان به دست آورد چون تقاضا افزایش یافته.»
در این چارچوب، به گفته او: «برخی معتقدند نهادهای قانونی و کنترلی به گونهای عمل میکنند که فیلترینگ و محدودیت در دسترسی به اطلاعات ایجاد میشود و سپس در سوی دیگر، VPN و فیلترشکن در اختیار متقاضیان قرار میگیرد. در چنین وضعیتی، هم عرضه و هم تقاضا تحت تاثیر قرار میگیرند. این همان وجه منفی پدیدهای است که برخی از آن با عنوان «مافیا» یاد میکنند.»
توجیه سوءاستفاده عدهای خاص
این استاد دانشگاه در مورد بعد امنیتی قطع شدن اینترنت میگوید: «قطعی اینترنت به دلیل مسائل امنیتی دو بعد پیدا میکند. اولین بعد این است که هر سواستفاده کننده ای برای سوءاستفاده خود توجیه دارد. کسی که میخواهد زمینه تقاضای vpn را بالا ببرد با مسدود کردن اینترنت. او برای این کار توجیهی بهتر از افزایش امنیت نمیتواند داشته باشد.»
وقتی ارزشها جابهجا میشوند
به گفته این استاد دانشگاه: «انسانها نیازمند اطلاعات هستند. اگر این نیاز از مسیرهای اصولی و معتبر تامین نشود، طبیعی است که شایعه اعتبار بیشتری پیدا کند و مردم به آن توجه بیشتری نشان دهند.»
زمانی که نیاز مردم به شکل اصولی برآورده نشود، از دید او: «ارزشها نیز تغییر میکنند. در چنین شرایطی، شایعهای که پیشتر سخنی بیاعتبار و غیرقابل اعتماد تلقی میشد، به منبعی قابل توجه برای بخشی از جامعه تبدیل میشود. این دقیقا همان فرآیند تغییر ارزشهاست؛ فرآیندی که در آن، به دلیل شکافها، برخی پدیدهها که پیشتر فاقد اعتبار بودند، به تدریج جایگاه و اهمیت پیدا میکنند.»
