
چرا توافق موقت ایران و آمریکا شبیه برجام نیست؟
به گزارش فرارو؛ تفاهم موقت ۶۰ روزه، کاهش محدود بخشی از تحریمهای نفتی، بازگشت احتمالی بازرسان آژانس و آغاز مذاکرات فنی، همگی نشان از یک تغییر رویکرد دارند: طرفین بهجای تلاش برای حل کامل اختلافات، در پی مدیریت بحران هستند. فریدون مجلسی، تحلیلگر ارشد حوزه سیاست خارجی و دیپلمات باسابقه،به بررسی و کالبدشکافی این وضعیت پرداخته است.
تغییر راهبرد واشنگتن؛ از مهار تا مدیریت ایران
فریدون مجلسی با تاکید بر اینکه نباید هر تحول دیپلماتیکی را بهمعنای پیروزی کامل یکی از دو طرف تلقی کرد، میگوید: «تجربه روابط نشان داده هرگاه هزینه ادامه تنش بالا رفته، مسیر گفتوگو هموارتر شده است. آمریکا امروز نگران امنیت انرژی، ثبات بازار جهانی نفت و جلوگیری از گسترش بحران در خاورمیانه است. آزادسازی موقت صادرات نفت ایران بیش از آنکه امتیازی سیاسی به تهران باشد، تلاشی برای کاهش ریسکهای اقتصادی در سطح بینالمللی است.»
وی در تشریح نگاه تهران میافزاید: «ایران با وجود تأکید بر حفظ خطوط قرمز خود، بهخوبی میداند که ادامه فشارهای اقتصادی و محدودیتهای بانکی، ظرفیت اقتصاد را تحلیل میبرد. از این رو تهران به دنبال آن است که بدون عدول از اصول خود، بخشی از تحریمهای اقتصادی را خنثی کند.»
پایان رویای تغییر رفتار ایران
این دیپلمات باسابقه به یک تغییر پارادایم در کاخ سفید اشاره میکند: «اگر در سالهای گذشته هدف آمریکا «تغییر رفتار ایران» بود، اکنون اولویت واشنگتن به «مدیریت رفتار ایران» تغییر یافته است. کاخ سفید پذیرفته که نه فشار حداکثری کارساز بوده و نه گزینه نظامی ثبات ایجاد میکند. به همین دلیل تلاش میکند با توافقهای مرحلهای، اختلافات را بهجای میدان نظامی، پشت میز مذاکره کنترل کند.»مجلسی تاکید میکند: «تفاهم فعلی را نباید با برجام مقایسه کرد. برجام تلاشی برای حل یک پرونده بود، اما مذاکرات امروز بیشتر تلاشی برای جلوگیری از شکلگیری یک بحران جدید است و همین تفاوت، ماهیت گفتوگوها را شکنندهتر کرده است.»
واقعگرایی تهران و سایه سنگین تلآویو
این تحلیلگر سیاست خارجی، تغییر راهبرد جمهوری اسلامی را نیز ناشی از واقعگرایی میداند: «تهران دریافته که تداوم تنشهای فرسایشی در بلندمدت هزینههای سنگینی دارد. پذیرش گفتوگوهای فنی و استقبال محتاطانه از کاهش تحریمها، بخشی از یک راهبرد جدید برای کاهش هزینههای تقابل بدون دادن امتیازهای راهبردی است.»
مجلسی با اشاره به نفوذ بازیگران ثالث هشدار میدهد: «هیچ پروندهای در خاورمیانه به اندازه پرونده ایران تحت تأثیر بازیگران ثالث نیست و در رأس آنها اسرائیل قرار دارد. از نگاه تلآویو، هر توافق موقت این خطر را دارد که ایران بدون توقف کامل برنامه هستهایاش، فرصت تنفس اقتصادی پیدا کند. قطعا اسرائیل با ابزارهای امنیتی و نفوذ خود در واشنگتن، روند مذاکرات را تحت فشار قرار خواهد داد.»
بیاعتمادی متقابل؛ بزرگترین مانع توافق نهایی
برخلاف تصور رایج، چالش اصلی بر سر میزان غنیسازی یا تعداد سانتریفیوژها نیست. مجلسی تأکید میکند: «مهمترین مانع، بحران عمیق بیاعتمادی میان تهران و واشنگتن است. خروج آمریکا از برجام باعث شده هیچکدام حاضر نباشند سرمایه سیاسی خود را روی تضمینهای متزلزل بنا کنند. به همین دلیل، مذاکرات کنونی بر ایجاد گامهای تدریجی، گامبهگام و قابل راستیآزمایی استوار است.»
سناریوی محتمل؛ توافقهای محدود و بازگشتپذیر
این کارشناس ارشد در جمعبندی تحولات اخیر نتیجه میگیرد که تصور دستیابی سریع به یک توافق جامع و پایدار، بسیار خوشبینانه است.وی میافزاید: «مخالفتهای داخلی در هر دو کشور، کارشکنیهای اسرائیل و بیاعتمادی انباشتهشده، موانع سهمگینی هستند. بنابراین محتملترین سناریو آن است که در ماههای آینده نیز مسیر توافقهای محدود، مرحلهای و قابل بازگشت ادامه یابد؛ توافقهایی که نه پایان خصومتاند و نه بازگشت به دوران برجام، بلکه صرفاً تلاشی برای جلوگیری از ورود منطقه به یک بحران فراگیرتر محسوب میشوند.»
