
باشگاهها باید به تولید ثروت بپردازند
گروه ورزشی: یک کارشناس ورزش با بیان اینکه در جهان امروز، ورزش دیگر صرفاً عرصهای برای رقابت، سرگرمی یا ارتقای سلامت عمومی نیست، بلکه به صنعتی چندوجهی تبدیل شده که میتواند همزمان موتور محرک اقتصاد، اشتغالزایی و منبعی پایدار برای تولید ثروت باشد، گفت: در این بین نیز باشگاهها با نگاه ویژه به آکادمیها و بازیکنسازی باید به تولید ثروت مشغول شوند.
«مالک منتظر» در گفت و گو با ایسنا، اظهار کرد: حق پخش تلویزیونی یکی از مهمترین و در بسیاری از موارد بزرگترین منبع درآمدی در ورزش حرفهای است و به ویژه در باشگاههای معتبر اروپایی، با وجود تنوع منابع درآمدی، درصد قابلتوجهی از درآمدها به حق پخش بازمیگردد و علاوه بر آن، بلیتفروشی و درآمدهای روز مسابقه نیز سهم مهمی دارند. اسپانسرشیپ نیز بسته به رشته ورزشی و لیگ، تفاوتهای چشمگیری دارد. از دیگر منابع درآمدی باشگاهها میتوان به فروش کالا و بهرهبرداری از برند اشاره کرد. همچنین، نقلوانتقالات بازیکنان در رشتههای مختلف میتواند درآمد قابلتوجهی ایجاد کند، بهطوریکه در برخی باشگاهها، بیشترین سهم درآمدی در نمودار مالی به ترانسفر بازیکنان اختصاص دارد.
این کارشناس ورزش خاطرنشان کرد: این باشگاهها در سطح جهان بهعنوان کارخانههای بازیکنسازی شناخته میشوند؛ آنها بهدلیل ضعف در درآمدهایی مانند حق پخش، فروش کالا یا بلیتفروشی، بر پرورش بازیکن تمرکز میکنند و در این زمینه به یک برند تبدیل شدهاند. این باشگاهها با تربیت بازیکنان از ردههای پایه، آنها را معمولاً در سنین پایین(مثلاً حدود ۱۵ سالگی) با مبالغ بالا به باشگاههای بزرگتر منتقل میکنند و از این طریق به درآمد قابلتوجهی دست مییابند و باشگاهها از طریق تولید و عرضه بازیهای رایانهای نیز کسب درآمد میکنند. همچنین پلتفرمهای آنلاین اختصاصی خود را راهاندازی کردهاند. این پلتفرمها اگرچه همیشه مستقیماً درآمدزا نیستند، اما از طریق جذب اسپانسر میتوانند منابع مالی قابلتوجهی برای باشگاهها ایجاد کنند. علاوه براین، باشگاههای معتبر جهان از فناوریهای نوین برای گسترش و تنوعبخشی به درآمدهای خود بهره میبرند.
منتظر در پاسخ به این سوال آیا در شرایط جنگ تحمیلی و دوره پساجنگ، روشهای درآمدزایی در ورزش باید بر چه اساسی طراحی شود؟ تاکید کرد: در واقع ما هنوز وارد دوره پساجنگ نشدهایم و همچنان در شرایط جنگ تحمیلی به سر میبریم. در چنین وضعیتی، با افزایش نرخ هزینهها، تأکید اصلی باید بر داراییهای واقعی باشد، نه داراییهای پولی. بنابراین، سرمایهگذاری در داراییهای فیزیکی- مانند اماکن و زیرساختهای ورزشی- که ارزش ذاتی دارند، باید حفظ و تقویت شود و در کنار آن، توسعه برند و تقویت مالکیت معنوی نیز میتواند بهعنوان سپری در برابر افزایش هزینهها عمل کند. هرچه ارزش برند و داراییهای نامشهود یک باشگاه افزایش یابد، به همان نسبت در برابر افزایش سطح عمومی قیمتها مقاومتر خواهد بود. از سوی دیگر، تنوعبخشی به منابع درآمدی یکی از مؤلفههای کلیدی در چنین شرایطی است و طبیعتاً در شرایط جنگی، تمرکز درآمدها باید به سمت منابع داخلی و پایدار سوق پیدا کند. در ایران نیز سالهاست که اسپانسرشیپ بیشتر بر پایه برندهای داخلی و فضای بومی شکل گرفته و در چنین شرایطی این روند تقویت خواهد شد و ورزش میتواند بهعنوان ابزاری برای تقویت همبستگی ملی نقش مهمی ایفا کند. به دلیل جذابیت بالای تبلیغاتی، حتی در شرایط خاص نظیر جنگ تحمیلی و دوره پساجنگ نیز میتوان از این ظرفیت بهره برد. به نظر میرسد این وضعیت فرصتی برای توسعه پلتفرمهای دیجیتال و ارتقای تولید محتوا نیز فراهم میکند.
وی اظهار کرد: قطع وابستگی ورزش به دولت، فرآیندی زمانبر است و بههیچوجه یکشبه اتفاق نمیافتد و این مسیر نیازمند برنامهریزی دقیق و تدریجی است. بهنظر میرسد دولت باید از نقش باشگاهداری فاصله بگیرد و در عوض، نقشی حمایتی و زیرساختی ایفا کند. روش صحیح این است که دولت زیرساختها مانند زمین و امکانات را فراهم کند و آنها را، برای مثال در قالب اجارههای بلندمدت(۹۹ ساله) در اختیار باشگاهها قرار دهد تا باشگاهها صاحب داراییهای مشهود شوند. در کنار آن، تصویب قوانین معافیت مالیاتی برای اسپانسرها میتواند بخش خصوصی را به سرمایهگذاری در ورزش ترغیب کند و بهتدریج جایگزین بودجههای دولتی شود.
این مدرس دانشگاه در ادامه گفت: کاهش سرمایهگذاری در ورزش در شرایط جنگ طبیعی است و این موضوع کاملاً طبیعی به نظر میرسد. اما از زاویهای دیگر، پاسخ میتواند منفی هم باشد.هر چند در چنین شرایطی بهطور معمول میزان سرمایهگذاری کاهش پیدا میکند، اما همین وضعیت میتواند فرصتهای جدیدی نیز ایجاد کند. ممکن است برای برخی، صحبت از فرصت در شرایط خاص عجیب یا حتی خندهدار به نظر برسد، زیرا سرمایهگذاران معمولاً در این فضاها ریسکگریز میشوند. با این حال، کاهش ارزش داراییهای ورزشی- از جمله باشگاهها، سالنها و ورزشگاهها- میتواند برای سرمایهگذارانی با دید بلندمدت، فرصتی مناسب برای ورود و خرید ایجاد کند.
او ادامه داد: بنابراین، پاسخ این پرسش، هم «بله» است و هم «خیر»؛ بستگی به زاویه نگاه و افق زمانی سرمایهگذاری دارد و در شرایط فعلی، به ویژه با وجود افزایش هزینهها و حتی پیامدهای پس از جنگتحمیلی، این کار بسیار دشوار است؛ مگر آنکه امنیت سرمایهگذاری به گونهای واقعی تضمین شود تا بخش خصوصی به ورود در حوزه ورزش ترغیب شود. به هر حال بخش خصوصی علاقهای صرفاً احساسی به ورزش ندارد و اساساً به دنبال بازگشت سرمایه خود است و اگر دولت بتواند امنیت سرمایهگذاری را بهطور واقعی تضمین کند، بدون شک بخش خصوصی نیز وارد این حوزه خواهد شد و چرخه اقتصادی ورزش باید از یک مدل خطی به یک مدل چرخهای و پایدار تبدیل شود؛ مدلی که در اقتصاد بهعنوان یک الگوی مشخص و اثبات شده شناخته میشود و در گام اول باید تمرکز صرفاً بر هزینههای ضروری باشد و هزینههای غیرضروری حذف شوند.
منتظر در پایان یان کرد: در کنار آن، تنوعبخشی به پایگاههای درآمدی نقش بسیار مهمی دارد. تجربههایی مانند دوره کرونا نشان داد در شرایط خاص، اگر منابع درآمدی متنوع نباشند، بخش بزرگی از ورزش آسیب جدی میبیند و اما اگر کانالهای مختلف درآمدی فعال باشند، حتی در شرایط مشابه نیز همه بخشها از بین نمیروند و بخشی از فعالیتها همچنان میتواند درآمدزایی داشته باشد.
