تهدید علنی، ادعای نگرانی

گروه سیاسی: «به‌عنوان استادی که ۳۰ سال تاریخ تحولات سیاسی ایران معاصر را در دانشگاه تدریس می‌کردم حتی در خواب هم تصورش را نمی‌کردم که دانشگاهی که از ۱۶آذر ۳۲، همواره علیه پهلوی‌ها شعار می‌داد، بعد از ۸۲ سال از سر خشم و نفرت بازگردد به پهلوی‌ها؛ چه کردیم در این ۴۷سال با نسل‌های جوان‌مان؟!» این را صادق زیباکلام از طریق حساب کاربری شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس (توئیتر) مطرح کرده و بسیاری از پایگاه‌های خبری-تحلیلی داخلی نیز بازنشر کرده‌اند.

به گزارش جهان صنعت،مکن است در ابتدا تصور شود که طرح چنین دیدگاهی از سوی چهره‌ای همچون صادق زیباکلام که همواره به رویکرد انتقادی و زبانی صریح در بیان مسائل شناخته می‌شود، اتفاق عجیبی نیست اما آنکه با چنین دیدگاهی به توئیت زیباکلام واکنش نشان دهد احتمالا شناختی حداقلی و سطحی از این استاد دانشگاه و تحلیلگر شناخته ‌شده سیاسی دارد و نمی‌داند که زیباکلام اگرچه با رویکردی انتقادی به مسائل سیاست داخلی و خارجی می‌پردازد و این مواضع را هم با زبانی صریح و بی‌پرده بیان می‌کند اما آنجا که صحبت از حکومت پهلوی در میان باشد، او به‌پشتوانه سال‌ها تحقیق و تحلیل اوضاع ایران در دوران پهلوی و آثار و کتاب‌های بعضا مهمی که در این راستا منتشر کرده، دست‌کم وقتی از «گرایش به پهلوی» سخن می‌گوید، محض پسند و خوشایند فالوئرها و کاربران شبکه‌های اجتماعی سخن نمی‌گوید. به‌ویژه آنکه این استاد دانشگاه، در عین ‌حال کنشگری سیاسی نیز هست و به این دلیل با سختگیری بیشتری نسبت‌به دیگر دانشگاهیان حاضر به اعلام چنین موضعی می‌شود؛ موضعی که عملا به‌معنای پذیرش شکست در رقابتی است در میدان سیاست که او عمرش را در آن سپری کرده است. در واقع اساسا به همین دلیل است که حتی آنجا که می‌خواهد از بازگشت گرایش دانشگاه از ضدیت با پهلوی به همسویی با این جریان سخن بگوید، این را هم ذکر می‌کند که این رویکرد، «از سر خشم و نفرت» است به آنچه «در این ۴۷سال با نسل‌های جوان‌مان کردیم.»

واکنش‌ها به تحولات دانشگاه که عملا از آغاز هفته جاری و بلافاصله پس از گشایش دانشگاه‌ها آغاز شد و تاکنون بی‌وقفه در بیش از ۱۰ دانشگاه مهم کشور ادامه یافته، البته به این واکنش توئیتری صادق زیباکلام محدود نیست و آنچه در پنج روز گذشته در دانشگاه‌های ایران گذشته حالا اگر نگوییم مهم‌ترین مساله سیاست داخلی ایران است، بی‌تردید باید اذعان کنیم که از مهم‌ترین مسائلی است که در این عرصه رقم خورده است. مساله‌ای که از سویی چنان بغرنج شده که وزیر علوم را هم به اتخاذ مواضعی نامعقول و متناقض واداشته و پیدا و پنهان تهدید می‌کند و از سوی دیگر چنان جدی است که این مقام مسوول سعی دارد با فرار روبه جلو، از زیر بار مسوولیت برخوردهای احتمالی با دانشجویان شانه خالی کند.

حسین سیمایی‌صراف که به‌عنوان وزیر علوم دولت پزشکیان در قبال آنچه در این هفته در دانشگاه‌ها رقم خورد، مسوولیت اصلی را برعهده دارد، دیروز در حاشیه نشست هفتگی هیات دولت بار دیگر در این رابطه اظهارنظر کرده است. آنچه اما این مقام مسوول به زبان آورده در بهترین حالت صرفا تکرار همان دوگانه‌های ساختگی و تبلیغاتی است که همواره از سوی مسوولان در مورد هر کنش شهروندی و اعتراضی جعل می‌شود. دوگانه‌هایی همچون «اعتراض» و «اغتشاش» که مسوولان تاکید دارند اولی را به رسمیت می‌شناسند و دومی را به هیچ عنوان برنمی‌تابند؛ بی‌آنکه اساسا روشن باشد مرز آنچه در دایره اولی قرار می‌گیرد و آن دیگری کجاست.

وزیر علوم هم دیروز براساس همین الگوی تکراری، از یک دوگانه تازه رونمایی کرد. او گفته «از روز دوم اسفندماه که دانشگاه‌ها در مقطع کارشناسی حضوری شده، شماری از دانشجویان در واکنش به حوادث دی‌ماه تجمعاتی داشتند که به رسمیت می‌شناسیم و قبول داریم. در عین‌حال تصویری که از سوی رسانه‌های معاند در حال القا شدن است، تصویر دانشگاه بحرانی است اما دانشگاه به هیچ عنوان بحرانی نیست و ‌هزاران کلاس در حال برگزاری است.» سیمایی صراف مدعی است که «رسانه‌های معاند» در تلاش برای «القا» این «تصویر» هستند که اوضاع دانشگاه‌‌ها «بحرانی» است. البته روشن نیست آقای وزیر مخاطب کدام رسانه معاند بوده و چه تصویری را دیده اما آنچه این روزها در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شده، اولا، به‌روشنی نشان از این دارد که صدها تن از دانشجویان با نگاه‌های مختلف سیاسی دست به اعتراض زده‌اند و در عین حال روشن است که دانشجویانی که در تجمع‌ها حضور دارند، تمامی‌ هزاران دانشجوی دانشگاه‌های بزرگی همچون دانشگاه تهران نیستند. به این ترتیب ابتدا باید روشن شود که اساسا کدام رسانه مدعی شده که تمامی دانشجویان تمامی دانشگاه‌ها در تجمع‌ها شرکت کرده‌اند، تا پس از آن بتوانیم درک کنیم که آقای وزیر چه چیزی را قبول دارد و چه چیزی را به رسمیت نمی‌شمارد.

فارغ از آنچه وزیر علوم قبول دارد و آنچه نمی‌پذیرد این را هم نمی‌توان از یاد برد که این دوگانه نیز همچون دوگانه «معترض» و «اغتشاشگر» که در اوج اعتراضات اخیر از سوی تریبون‌های رسمی بازتولید می‌شد، در عمل ارتباطی به جان‌باختن شهروندان نداشت. کما اینکه ایرانیان معترض هم در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه جان باختند و هم در اعتراضات پیش از آن.

جالب آنکه سیمایی‌صراف هم در ادامه سخنان روز گذشته خود، مشخصا به همان دوگانه ساختگی «اعتراض» و «اغتشاش» رجوع کرد و گفت: «ما حق اعتراض را به رسمیت می‌شناسیم و از آن استقبال هم می‌کنیم. دانشگاه موذن جامعه است ولی مسلما هیچکس نه استاد نه دانشجو با آشوبگر همدل نیست. استادان و دانشجویان زیادی، این روزها به من مراجعه و اعتراض می‌کنند که نحوه کنشگری تعدادی کم‌شمار از دانشجویان، مخل به آموزش است.» این نوع نگاه وزیر علوم اما به هر چیزی بینجامد، بعید است به حل مساله بینجامد. چه آنکه این مقام مسوول همچون همکارانش در این روزها، به‌جای تمرکز بر حل مشکل آنان که مشکلی دارند، به مواضع آنان که بنابر ادعای خود مسوولان، مشکلی ندارند، استناد می‌کنند و به‌جای شنیدن صدای معترضان، تاکید دارند که باید صدای معترضان به این اعتراضات را شنید.

وزیر علوم که در بخش دیگری از سخنانش، خواسته یا ناخواسته برخورد انضباطی با دانشجویان را تایید کرده، در توجیه این اقدام مسوولان دانشگاه‌های کشور گفته است: «به دلیل همین اعتراضات دانشگاهی است که شوراهای انضباطی فعال شدند که هدف‌شان حفظ حرمت دانشجویان است تا آنان یک‌سره و مستقیم پایشان به محکمه کشیده نشود. اگر این شورا فعال نباشد، دادستانی و محاکم قضایی ورود می‌کنند.» سیمایی‌صراف تصریح کرد: «ما از این ابزار قانونی که همیشه بوده و برای حفظ حرمت دانشجویان طراحی شده استفاده می‌کنیم و متناسب با جرم، خطا و تخلفی که رخ بدهد، حتما شوراهای انضباطی برخورد می‌کنند.»

اما شاید عجیب‌ترین بخش سخنان وزیر علوم، آنجاست که به اختیارات محدود خود در مدیریت فضای دانشگاه‌ها اذعان کرده است. سیمایی‌صراف با تاکید بر اینکه هم او، هم استادان و هم سایر مسوولان دانشگاه‌ها خواستار حضوری بودن دانشگاه‌ها هستند، می‌گوید: «ولی در صورتی که وضع آشوب از سوی اندکی استمرار پیدا کند، آن‌وقت اختیار از دست ما خارج می‌شود.»

 

وزیر علوم در بخش پایانی سخنانش نیز به نکته‌ای اشاره کرد که اگرچه در ظاهر با هدف رفع نگرانی خانواده‌های دانشجویان مطرح شد اما خود، عاملی بود که قاعدتا موجب نگرانی این خانواده‌ها و البته خود دانشجویان خواهد بود. او گفته: «ما همان‌طور که حافظ کرامت، آزادی و حق اعتراض دانشجویان هستیم نگران جان فرزندان‌مان هم هستیم و برای ما امنیت شخصی فرزندان‌مان قطعا مقدم است.» پرسشی که کاش وزیر علوم به آن پاسخ می‌داد، این است که اساسا چرا خانواده‌های دانشجویان باید نگران جان فرزاندان‌شان باشند که در محوطه دانشگاه، به‌طور مسالمت‌آمیز اعتراض می‌کنند و صرفا شعار می‌دهند؟!

دکمه بازگشت به بالا