
فریاد نارضایتی جوانان
در چنین شرایطی سرکوب اعتراضات تنها مساله را پنهان میکند و راهحل واقعی نیست. تجربه ۲۰،۱۹سال گذشته نشان داده که اعتراضات با سرکوب کوتاهمدت خاموش میشوند اما دوباره سر بر میآورند.برای کاهش زمینههای اعتراضات، دولت و حاکمیت باید مشکلات داخلی و خارجی خود را مدیریت کنند، تحریمها برداشته شوند و مذاکرات مستقیم با جهان برقرار گردد تا گشایش اقتصادی و سیاسی ایجاد شود.
در غیراینصورت نارضایتیها ادامه پیدا کرده و اعتراضات گستردهتر خواهند شد.این اعتراضات پیام روشنی به حاکمیت دارند: جوانان با شرایط موجود موافق نیستند و خواستار تغییر مسیر سیاسی و اقتصادی کشور هستند. طی چهار دهه گذشته شعارهایی مانند «مرگ بر آمریکا» بارها تکرار شده اما مشکلات اقتصادی و سیاسی حل نشدهاند بلکه این وضعیت باعث افزایش مهاجرت جوانان، تعطیلی صنایع و بیکاری شده است. اعتراضات کنونی نشان میدهد که مردم انتظار دارند مشکلات حل شوند و ادامه روند کنونی تنها زمینه نارضایتیهای بیشتر را فراهم میکند.
از نظر سرمایه اجتماعی و خشم اجتماعی، جامعه به سمت نارضایتی روزافزون حرکت میکند. اگرچه ممکن است جامعه در خیابانها به شکل رادیکال ظاهر نشود اما خشم انباشته میتواند به صورت خشم خیابانی و اعتراضات گسترده بروز پیدا کند. گرانی، تورم و عدم شفافیت در سیاستها و مذاکرات بینالمللی باعث سرگردانی و اضطراب مردم شده و آسیبهای ناشی از آن حتی از خطرات جنگ کمتر نیست.
دولت باید مسیر خود را شفاف و سالم کند و با مدیریت درست مذاکرات و جلوگیری از سنگاندازیهای داخلی، امید را در میان جوانان افزایش دهد. موفقیت در برداشتن تحریمها و حفظ آرامش سیاسی میتواند اعتماد و سرمایهگذاری در کشور را افزایش دهد. در غیراین صورت تداوم وضعیت فعلی موجب افزایش نارضایتی و رادیکال شدن جامعه خواهد شد. کاهش ارزش پول، بیاعتباری گذرنامهها و افزایش فشار جهانی بر ایران، همراه با اتکا به چین و روسیه و عدم اعتماد به ملت، باعث سلب اعتماد میان مردم و دولت شده است.
