
تقلیلگرایی در محاسبه جنگ
در این وضعیت مبهم و غبارآلود که هیچ نظرسنجی از شهروندان درباره اینکه نظرشان درباره جنگ چیست انجام نمیشود احتمال افزایش خطای تشخیص افزایش مییابد. شهروندان اگر به رسانههای داخلی وفادار باشند ممکن است درباره وقوع جنگ، شدت درگیریها، وسعت جنگ و نیز درباره زمان جنگ با خطای دید روبهرو شده و به راهی بروند که واقعیت خلاف آن را نشان میدهد. این چیزی است که در حال حاضر شاهد آن هستیم. از سوی دیگر اگر مدیران اطلاعرسانی درباره جنگ مدام از ضعف دشمن بگویند و هر لحظه تواناییهای جنگی کشور را به رخ بکشند، مردم را به چاه خوشبینی حداکثری کشانده و از این مسیر به انحراف در داوریها و در نتیجه واکنشهای ناشناس وامیدارند. خطر دیگر این است که بزرگنماییهای جنگی از سوی کشورهای دیگر راه را برای پیامدهای ناشناس از سوی مردم باز کند.
برخی خطرهای بزرگ اما نیز وجود دارند که به نظر میرسد باید در کانون توجه قرار گیرند. این خطاهای دید اگر از سوی مقامهای اصلی تصمیمگیرنده باشد برای کشور و شهروندان فاجعه به بار خواهد آورد. بهطور مثال این خطای راهبردی میتواند بازکردن حساب ویژه برای دخالت کشورهایی مثل چین و روسیه در میدان جنگ باشد. با توجه به سکوت مرموز چین و اخطارهای بیرمق روسیه نباید به این دو کشور دل بست. در همینباره میتوان به خطای راهبردی دیگر احتمالی اشاره کرد و آن کشاندن پای کشورهای دیگر متحد آمریکا به جنگ است.
کشورهای اروپایی اگرچه با دولت فعلی آمریکا اختلاف دارند اما در آخر خط آماده هستند برای نگهداری از نهاد غرب کمکهایی انجام دهند.جنگ بدترین پدیدهای است که ایرانیان انتظار آن را میکشند و امیدوارند مدیران ارشد کشور با قرار دادن خواسته شهروندان ایرانی که زندگی عادی مثل دیگر شهروندان جهانی است، تصمیم درست بگیرند و کشور را به جنگی با پیامدهای ناشناس نکشانند.
