آسیب‌شناسی یک درد؛ آرزوهایی که می‌میرند

گروه جامعه: بسیاری از عارفان و روانشناسان و فیلسوفان به این نکته اشاره داشته اند که بهتر است انسان ها «لحظه» را دریابند و در شرایط حال زندگی کنند. در حقیقت، اینکه زیاد گذشته را نبش قبر کنند و یا مدام به آینده فکر کنند، لحظه و زمان حال را می کشد و حالِ خوب را از انسان ها می گیرد. توصیه خوب و جالبی است اما توجه‌کردن به آن مخصوصا در شرایط کنونی خیلی سخت است!

 

به گزارش فرارو؛ همه انسان‌ها و به طور خاص جوانان، در زندگی خود رویاها و آرزوهایی دارند که برای تحقق آن‌ها هرچه دارند را در توان می گذارند و رسیدن به این آرزوها را معیار معرفی خود به عنوان فردی موفق یا شکست‌خورده می دانند. اگرچه بسیاری از خواسته های ما لزوما ماهیت مادی و اقتصادی ندارند اما بسیاری از خواسته های ما نیز هستند که به طور طبیعی، به مسائل اقتصادی گره خورده اند. دوست دارم بهترین سفرها را بروم یا خانه بخرم و یا ماشین و غیره را بخرم. اینها تنها بخشی از چیزهایی است که ما دوست داریم بخریم و رسیدن به آن ها به ما حس موفقیت می دهد. ما هرآنچه در توان داریم بکار می گیریم تا در شغل خودمان موفق باشیم و از این رهگذر، درآمد خوبی داشته باشیم و آرزوهایمان را زودتر محقق کنیم و حس شادی و رضایت بیشتری داشته باشیم و تحسین سایرین را برانگیزیم.

با این حال، تقریبا اغلب ما یک چیز را حس کرده ایم و آن هم این است که مثلا خواسته ایم فلان چیز را بخریم اما تنها اندکی قبل از اینکه به خرید آن برسیم، شاهد چندبرابر شدن قیمت آن بوده ایم. وقتی با این وضعیت رو به رو شده ایم، آوار ناامیدی روی سرمان خراب شده و گویی هرچه رشته بودیم، پنبه شده است.

پس‌انداز کردن، یک رویای دور از دسترس
در گذشته‌ای نه چندان دور، افراد با پس‌انداز کردن و برنامه‌ریزی مالی می‌توانستند به اهداف اقتصادی خود دست یابند. مثل خرید خانه، ماشین یا حتی مسافرت به خارج از کشور. پس‌انداز کردن، یک فرآیند منطقی و هوشمندانه برای تامین آینده بود. اما اکنون، این ایده ساده دیگر آن‌طور که باید عملی نمی‌شود.

شاید روزی که افراد برای خرید یک کالا یا خدمات خاص شروع به پس‌انداز می‌کردند، تصور می‌کردند که با گذشت زمان و جمع‌آوری مبلغ مشخص، بالاخره به هدف خود خواهند رسید. اما این روزها، شاهد آن هستیم که فردی که با سختی پس‌انداز می‌کند، پس از ماه‌ها یا حتی سال‌ها تلاش، وقتی به هدف خود نزدیک می‌شود، ناگهان با افزایش بی‌رویه قیمت‌ها مواجه می‌شود. این تغییرات، به طرز شدیدی قدرت خرید را کاهش می‌دهند و در نتیجه فرد، نه تنها به هدف خود نرسیده، بلکه احساس شکست و ناامیدی می‌کند.

تورم: دشمن جدیِ پس‌اندازها
تورم یکی از مهم‌ترین عواملی است که باعث کاهش ارزش پس‌اندازها می‌شود. در جامعه‌ای که تورم آن بالای 50 درصد است، هر روزه ارزش پول و پس‌اندازهای افراد در حال کاهش است. اگر فردی در طول یک سال مبلغی برای خرید یک کالای خاص پس‌انداز کند، به دلیل تورم و افزایش قیمت‌ها، همان کالا ممکن است بیش از دو برابر یا حتی سه برابر قیمت اولیه شود. این یعنی پس‌انداز فرد دیگر به اندازه کافی برای خرید آن کالا نیست و احساس ناامیدی به شدت او را درگیر می‌کند.

به عنوان مثال، فردی که قصد خرید یک خودرو یا یک خانه را داشته و برای این کار چند سال پس‌انداز کرده، به ناگاه با افزایش شدید قیمت‌ها روبرو می‌شود و می‌بیند که حتی با پس‌اندازش دیگر قادر به خرید آن کالا نیست. این شرایط، به طور مستقیم بر روان افراد تاثیر می‌گذارد و آن‌ها را در موقعیت دشواری قرار می‌دهد.

 

حس سرخوردگی و از دست‌دادن انگیزه
در چنین شرایطی، انسان‌ها در جستجوی دلایل و توجیهاتی برای شکست‌هایشان هستند. به جای آنکه دلیل اصلی این مشکلات را در عوامل اقتصادی و سیاست‌های نادرست جستجو کنند، بسیاری از افراد احساس می‌کنند که خودشان مقصرند. این امر باعث ایجاد حس خودکم‌بینی، اضطراب و ناامیدی می‌شود. وقتی فردی مدت‌ها تلاش کرده است، اما به خاطر عواملی که از کنترل او خارج است، به هدف خود نرسیده، احساس می‌کند که دیگر هیچ چیزی در زندگی اش ارزش ندارد. این احساس سرخوردگی می‌تواند به طور جدی بر تصمیمات آینده فرد تاثیر بگذارد.

افرادی که در چنین شرایطی قرار دارند، احساس می‌کنند که تلاش‌هایشان بی‌ثمر است و هیچ‌گاه نمی‌توانند به آن چیزی که می‌خواهند برسند. این باعث کاهش انگیزه، اعتماد به نفس و حتی میل به تلاش در بسیاری از انسانها می‌شود. در نتیجه، بخش بزرگی از جمعیت به سوی رفتارهایی چون بی‌تفاوتی، سرخوردگی و حتی افسردگی می‌روند.

تأثیرات اجتماعی و فرهنگی
احساس شکست و سرخوردگی ناشی از مشکلات اقتصادی نه تنها بر فرد، بلکه بر جامعه به‌طور کلی تاثیرگذار است. وقتی افراد در جامعه نتوانند اهداف مالی و اقتصادی خود را تحقق بخشند، این نارضایتی و ناامیدی به دیگر بخش‌های زندگی‌شان نیز کشیده می‌شود. مردم در چنین جوامعی ممکن است روابط اجتماعی کمتری برقرار کنند و حتی از مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی پرهیز کنند.

همچنین، این شرایط باعث افزایش شکاف طبقاتی می‌شود. گروه‌هایی که توانایی مالی کمتری دارند، روز به روز از سایر اقشار جامعه دورتر می‌شوند و همین امر باعث افزایش تنش‌های اجتماعی می‌گردد. در چنین شرایطی، احساس همدلی و هم‌افزایی در جامعه کاهش می‌یابد و افراد بیشتر به دنیای خود و مشکلات شخصی‌شان متمرکز می‌شوند.

راهکارها و امید به فردا
با وجود تمام این چالش‌ها، همیشه باید جرقه‌ای از امید در دل‌ها روشن باشد. آگاهی و آموزش مالی می‌تواند یکی از راهکارهای مقابله با چنین مشکلاتی باشد. اگر افراد بتوانند درک بهتری از اقتصاد، تورم و استراتژی‌های مالی پیدا کنند، شاید بتوانند بهتر با تغییرات اقتصادی سازگار شوند و کمتر در برابر مشکلات اقتصادی آسیب ببینند. علاوه بر این، دولت‌ها و مسئولین اقتصادی باید برنامه‌هایی را برای کاهش تورم و افزایش قدرت خرید مردم ارائه دهند. تنها در این صورت است که افراد می‌توانند دوباره به آینده خود امیدوار شوند و از احساس شکست فاصله بگیرند.

در نهایت، نباید فراموش کرد که هر بحران اقتصادی، فرصتی برای یادگیری و رشد است. هرچند که شرایط سختی پیش روی افراد قرار دارد، اما با همبستگی اجتماعی و تلاش برای حل مشکلات، می‌توان از این وضعیت گذر کرد و جامعه‌ای با امید و انگیزه دوباره ساخت.

دکمه بازگشت به بالا