
با مردم بیپرده سخن بگویید
تجربه تاریخی نشان داده که در بزنگاههای سخت، ستون اصلی حفظ کشور نه صرفا ساختارهای رسمی، بلکه اعتماد عمومی و همراهی ملت بوده است. تاریخ معاصر ایران نمونههای روشنی از این واقعیت دارد. در دوران جنگ ایران و عراق که در ادبیات رسمی کشور از آن به جنگ تحمیلی یاد میشود، این مردم بودند که با همه سختیها ایستادند. خانوادههایی که فرزندانشان را به جبهه فرستادند، مردمی که با کمبودها ساختند و جامعهای که در کنار حاکمیت ایستاد تا کشور از بحرانی سرنوشتساز عبور کند. آنچه این ایستادگی را ممکن کرد، احساس مشارکت در سرنوشت ملی بود؛ احساسی که تنها در سایه اعتماد شکل میگیرد.
همین تجربه را در بحرانهای دیگر نیز دیدهایم؛ از زلزلهها و حوادث طبیعی گرفته تا فشارهای سیاسی و اقتصادی. در همه این موقعیتها، این همیشه مردم بودند که کشور و حاکمیت را در بحرانها کمک کردند. جامعه ایرانی نشان داده است که وقتی پای سرنوشت ملی در میان باشد، از گلایهها عبور میکند و کنار کشورش میایستد.
امروز نیز شرایط کماهمیتتر از آن روزها نیست. ایران اسلامی در وضعیتی قرار گرفته که از یک سو تهدید نظامی و رقابتهای منطقهای، از سوی دیگر فشار اقتصادی و تحریمها و از طرف دیگر جنگ روایتها و شایعات در فضای رسانهای، بر روح و روان جامعه اثر گذاشته است. در چنین فضایی، سکوت یا اطلاعرسانی مبهم، ناخواسته میدان را به شایعه میدهد. بازار شایعه روح و روان ملی را تضعیف میکند و فاصله میان مردم و تصمیمگیران را بیشتر میسازد. واقعیت این است که مردم هر قدر گلایهمند باشند، اما نامحرم نیستند. جامعهای که بار اصلی بحرانها را تحمل کرده، شایسته آن است که تصویر روشنتری از وضعیت کشور ببیند.
مسوولان باید در اسرع وقت با مردم صحبت کنند؛ نه در قالب جملات کلی، بلکه با توضیح شرایط، تشریح چالشها و ترسیم افق آینده. گفتوگوی صریح با مردم نه نشانه ضعف، بلکه نشانه اعتماد به بلوغ اجتماعی ملت است. مردم ایران در طول دههها نشان دادهاند که اگر حقیقت را بشنوند، حتی اگر تلخ باشد، بهتر با آن کنار میآیند تا با ابهام و گمانهزنی. وقتی واقعیتها بیان شود، جامعه میتواند خود را با شرایط تطبیق بدهد، برای عبور از مشکلات همراهی کند و احساس کند که در تصمیمهای بزرگ کشور سهم دارد.
در چنین مقطعی، مهمترین سرمایه حاکمیت، سرمایه اجتماعی است. سرمایهای که با صداقت، شفافیت و گفتوگو تقویت میشود و با فاصله گرفتن از مردم آسیب میبیند. امروز شاید بیش از هر زمان دیگری لازم باشد مسوولان به این اصل بازگردند که اداره کشور تنها با تصمیمهای پشت درهای بسته ممکن نیست؛ بلکه با مشارکت و اعتماد عمومی است که آینده ساخته میشود. اگر قرار است از این پیچ تاریخی عبور کنیم، باید بار دیگر همان رابطهای احیا شود که در روزهای سخت گذشته شکل گرفت: رابطهای مبتنی بر اعتماد و این اعتماد از یک نقطه آغاز میشود؛ گفتن واقعیتها به مردم و شنیدن صدای آنان.
