
بستن معدن،شروعی بر پایان
شهره صدری- یادداشت- اتمام کار معدن، فرآیند برنامهریزی و مدیریت برچیدن یک معدن است. این شامل کاهش اثرات مخرب، بازسازی محیطزیست و واگذاری زمین میشود. بستن معدن تأثیر قابل توجهی بر مردم اطراف معدن دارد. این هزینههای اجتماعی بستن معدن با سلامتی و رفاه مردم و میزان وابستگی جوامع به معدنکاری سروکار دارد. یعنی وقتی معدنی بسته میشود، نه تنها ممکن است مردم کارشان را از دست بدهند، بلکه سلامتیشان (مثلاً به خاطر گرد و غبار یا آلودگیهای گذشته) و حتی کل سبک زندگی یک جامعه که سالها به معدنکاری گره خورده، تحت تأثیر قرار گیرد.
بستن معدن، یک فرآیند رسمی برای برنامهریزی و مدیریت برچیدن سایت معدن است. این فرآیند شامل کاهش اثرات و مسائل باقیمانده، انجام اقدامات لازم برای احیای محیطزیست و در نهایت، واگذاری زمین میشود. این هم یک فرآیند است و هم یک رویداد مجزا در چرخه عمر معدنکاری. هر معدنی طول عمر محدودی دارد. وقتی ذخایر معدنی تمام شوند یا استخراج آنها از نظر اقتصادی بهصرفه نباشد، معدن فعالیتش را متوقف کرده و تعطیل خواهد شد. تعطیلی معدن، مرحلهای از چرخه عمر معدنکاری است که این اتفاق میافتد.
طول عمر معدن، یا زمانی که برنامهریزی شده معدن به فعالیت خود ادامه دهد، توسط حجم و کیفیت مواد معدنی موجود در زمین تعیین میشود. در حالت ایدهآل، تعطیلی معدن زمانی رخ میدهد که ذخایر معدنی به اتمام رسیده باشند، طرح تعطیلی معدن تدوین شده باشد و این طرح به تدریج اجرا شود. علاوه بر این، همه ذینفعان باید ضمن اطلاع، فرصت مشارکت در فرآیند برنامهریزی تعطیلی را داشته باشند و برای تاریخ تعطیلی مورد نظر آماده باشند.
بااین حال، همواره امور معدنکاری طبق برنامه پیش نمی رود. ممکن است معدن به طور غیرمنتظره تعطیل شود. مثلا براثر کاهش قیمت مواد معدنی، تغییر در الزامات دولتی، مسائل زمینشناسی و فنی، فشارهای اجتماعی یا بلایای زیستمحیطی (مانند سیل یا زلزله). در برخی موارد دیگر، تعطیلی ممکن است موقتی باشد و به یک برنامه نگهداری و مراقبت منجر شود؛ در این حالت، زیرساختهای معدن دستنخورده باقی میمانند تا شاید فعالیت معدن دوباره از سر گرفته شود و در طول این تعطیلی موقت، تعداد بسیار کمی از افراد در محل کار میکنند.
از آنجا که بستن معدن تأثیر چشمگیری بر مردم دارد، جنبههای اجتماعی تعطیلی معدن، بُعد مهمی از برنامهریزی تعطیلی معادن محسوب میشود. تاثیرات اجتماعی – اقتصادی بستن معدن مانند مهاجرت افراد از منطقه، کاهش خدمات اجتماعی، تغییرات در اقتصاد محلی، ارتباط مردم بومی با زمین معدن کار شده است. هزینههای اجتماعی تعطیلی معادن به سلامت و رفاه مردم مربوط میشود. بسیاری از این هزینهها با تغییرات زیستمحیطی گره خوردهاند. برای مردم بومی که با زمین پیوند دارند. این هزینهها شامل تأثیر بر هویت، پیوندهای فرهنگی و معنوی، و تعهدات ذاتی آنها برای مراقبت از سرزمین میشود. هزینههای دیگر با وابستگی جوامع به معادن برای پایههای اقتصادی، زیرساختها و ارائه خدمات مرتبط است.
علاوه بر مسائل اجتماعی، چالشهای فنی و اقتصادی عمدهای در احیای معادن در مقیاس بزرگ وجود دارد که چشمانداز طبیعی را به طور قابل توجهی تغییر دادهاند. این چالشها شامل تثبیت اشکال زمین برای جلوگیری از فرسایش، جلوگیری از ورود آلایندهها (مانند فلزات سنگین و مواد شیمیایی در پسماندهای معدنی) به آبراهههای محلی، و احیای اکوسیستمهای بومی در زمینهای احیا شده است.
برنامهریزی پیشرو و مشارکت چند ذینفعی در تصمیمگیری برای بستن موفقیتآمیز معدن، حیاتی است. یک فرآیند تعطیلی معدن که به خوبی مدیریت شود، میتواند پایهای برای آیندهای پایدار پس از معدنکاری ایجاد کند و فرصتهای جدیدی را فراهم آورد، از جمله برای صنایع و کسبوکارهای جایگزین، معیشت قویتر و امنیت غذایی، کسب مهارتهای جدید نیروی کار و استفاده مجدد از زیرساختهای معدن. هنگامی که فرآیند تعطیلی از مراحل اولیه چرخه عمر معدن اجرا شود، پتانسیل ایجاد بنیادی برای توسعه بلندمدت را دارد.
با وجود تمامی مقالات، دستورالعمل ها، نمونه های تجربی در سطح جهانی و مطالعات انجام شده در زمنیه بستن معادن متاسفانه در ایران کاربرد خاصی ندارد. عدم توجه عموم معدنکاران به مقوله بستن معدن باعث شده است که دورنمای اتمام طول عمر معادن نامشخص باشد. این موضوع مهم که آیا واقعا برای مدیریت صحیح اتمام کار معادن در ایران انگیزه ای وجود دارد یا خیر، پرسشی است که در لفظ برای آن حرفهای زیادی زده میشود، ولی در عمل نمونه ای خاصی نمی توان دید.
